eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 «زن» را هدف بگیرید... شلیک! 🔺«زنان»، مخاطب اصلی جنگ شناختی صهیونیستها علیه ایران ➕ پروژه تخریب جایگاه مادران ایرانی! کارشناسان شبکه صهیونیستی اینترنشنال در برنامه‌های مختلف این تلویزیون: 🔙 مردم ایران دوست دارند زنان مثل [حضرت] خدیجه و [حضرت] فاطمه باشند. 🔙 حجاب پرچم اسلام سیاسی است، پس باید با آن مبارزه کنیم. 🔙 مادر، هیچ مقدس نیست 😳 و باید شرم و حیا را از زنان بگیریم. .═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت سی و ششم🎬: علی رو به من فرمودند: اما اگر این ظرف مس را حرارت می دادید و به
شاهزاده ای در خدمت قسمت سی و هفتم🎬: روزها از حضور فضه در خانه دختر پیامبر می گذشت ، خانه ای که انگار نه یک خانه ،بلکه کلاس درس انسان شناسی و انسان سازی و خدا شناسی بود و راه و رسم بندگی و بندگی کردن را می آموخت و فضه شاگردی ممتاز در کلاس عدالت علوی و زهد و عرفان فاطمی بود و چه خوب درس ها را با جان و دل می گرفت ، گویی می بایست خوب تعلیم ببیند تا در آینده ، خود استادی باشد برای انسان های خداجو و حقیقت طلب... فضه مثل بقیه روزها ،کارهای خانه را که به طوری مساوی بین او و بانوی خانه تقسیم شده بود ، انجام داد و حال که کار روزانه اش تمام شده بود ،به قصد مسجد از خانه بیرون آمد ،او از مولایش علی و خانمش زهرا یاد گرفته بود که همیشه قبل از اذان ظهر ، نماز مستحبی بخواند. بنابراین وضو گرفت و پیش به سوی مسجد روانه شد تا او هم از قافلهٔ سرسپردگان الهی دور نماند. وارد مسجد شد و تک و توک افرادی مشغول نماز بودند و آن میان قامت رشید علی که خاضعانه در برابر معبودش خم و راست می شد ، انگار مثل خورشیدی جان بخش ، می درخشید. فضه که هنوز قطرات وضو بر صورتش نمایان بود ، دستی به صورتش کشید و به رسم پیامبر که بارها دیده بود بر خاک سجده می کند ، مهر نماز را پیش رویش گذاشت ، می خواست نماز مستحبی را شروع کند که متوجه شد ولوله ای در مسجد افتاده... سر و صدا از سمت مردها می آمد ، فضه چون دخترکی کنجکاو ،از جابرخاست و خود را به نزدیک جایگاه مردها رسانید و سرکی کشید تا ببیند چه خبر شده... پیامبر را دید که همراه عده ای از یارانش وارد مسجد شده است و همگان به نقطه ای خیره اند...گویا زمان ایستاده بود و به این جماعت شوکی وارد شده بود ، هیچ‌کس پلک نمی زد و همه محو صحنهٔ پیش رویشان بودند. فضه رد نگاه پیامبر و جمع اطرافش را گرفت و متوجه شد همگان خیره به مولای او، علی هستند. علی در رکوع بود و در کنارش فردی تهی دست که انگشتری گرانبها در دست داشت ، ایستاده بود. درست است که فاصله کمی دور بود ، اما حدس زدن اینکه ،کدام انگشتر در دست آن فقیر تهی دست است برای فضه کار مشکلی نبود . چون او خوب می دانست ان انگشتر چیست و از آن کیست و چقدر گرانبهاست...انگشتری که هدیهٔ نجاشی بود. در این هنگام ناگهان یکی از اطرافیان پیامبر سکوت حاکم بر مجلس را شکست و گفت : آهای مردم ، آهای مسلمانان...همهٔ شما مرا می شناسید ، من عبدالله بن سلام هستم و همگان مرا به نام دانشمندی می شناسند که قبلا به دین یهود بودم و تازه اسلام آورده ام... با این سخنان عبدالله بن سلام ، توجه همگان به آن سمت جلب شد..‌ ادامه دارد... 🖍به قلم :ط_حسینی ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت سی و هفتم🎬: روزها از حضور فضه در خانه دختر پیامبر می گذشت ، خانه ای که انگا
شاهزاده ای در خدمت قسمت سی و هشتم🎬: فضه همانطور که خیره به صحنهٔ پیش رویش بود ،انگار سرا پا گوش شده بود. عبدالله بن سلام شروع به سخن گفتن نمود و گفت : همگان مرا می شناسید ، چندی پیش به دین یهود بودم و از علمای آن نیز به حساب می آمدم ، با مبعوث شدن محمدبن عبدالله صلی الله علیه واله ، به پیامبری ، با تحقیق فراوان دریافتم که راه او‌ حق و کلام او حق و دین که او آورده ،حق است و همانا اسلام نیست مگر همان دین موسی و دین عیسی اما کامل تر و جامع تر و آخرین دینی که از سوی خدا برای بندگان آمده است ، پس چون حق و حقیقت را یافته بودم ، به دین اسلام در آمدم و خیلی هم از مریدانم به تبعیت از من و با شنیدن سخنان پیامبر مسلمان شدند... امروز به محضر رسول خدا رسیدم و سؤالی را که مدتها ذهنم را مشغول کرده بود ،از ایشان پرسیدم... شاید سؤال من ، پرسش خیلی از شماها هم باشد ، پس خوب گوش کنید که من چه پرسیدم و پیامبر چه پاسخ داد... عبدالله بن سلام با اشاره به پیامبر ادامه داد : به رسول خدا عرضه داشتم ،یا پیامبر، فاصلهٔ خانه های ما از مدینه دور است و ما در میان یهودیان، بی سرپرست و بی پناهیم، آنها از اینکه ما مسلمان شده ایم و شما را تصدیق کرده ایم ناراحت هستند و با ما دشمنی می ورزند و سوگند یاد کرده اند که با ما قطع ارتباط کنند . اکنون به وجود شما پشت گرمیم و به زیارت شما دلخوش داریم، اما نمی دانیم پس از شما چه کنیم ؟ حضرت موسی در زمان حیاتش یوشع بن نون را به عنوان جانشین خویش معرفی کرد، تا مردم بدانند پس از او به چه کسی مراجعه کنندو به وجود چه شخصی دلگرم باشند. اکنون شما چه کسی را به عنوان جانشین پس از خود معرفی می فرمایید؟ در این هنگام ،قبل از پاسخ دادن پیامبر، امین وحی ، جبرئیل این فرشتهٔ خداوند بر پیامبر نازل شد و جواب مرا از زبان خداوند هستی برایمان به ارمغان آورد... جوابی که در قرآن ثبت شد و بی شک در تاریخ ثبت خواهد شد... جبرئیل فرمودند ، خدا پیغام داده و فرموده :... ادامه دارد... 🖍به قلم :ط_حسینی ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خار و میخك - قسمت ۴.mp3
6.46M
🎙| رازهای کوچک کودکی 🖼 قسمت چهارم کتاب خار و میخک، نوشتۀ شهید یحیی سنوار ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
12.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اثبات حجاب با قوانین رفلکس و کارما این سخنان آقای عزیزی درباره اثرات منفی بی حجابی وبدحجابی راگوش کنید❌ ♦️قرآن و دین و پیر و پیغمبر رو بذار کنار با قوانین بودایی‌ها هم حجاب لازمه ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 1 هنوز موهامو کامل سشوار نکرده بودم که زنگ آیفون به صدا د
. میانبر به قسمت اول رمان دوربرگردان تجریش این مستند پنجشنبه و جمعه ها منتشر میشود