🔺شرحی بر داستان #سوریه در آذر 1403
عنوان: از دست رفتن پول بدون نخ و گوشه
آنچه در زیر میآید، محصول تلاشها و مطالعات جمعی از دوستان مطلع است.
امید است مطالب برای دوستان مفید واقع شود.
1. #بشار_اسد از ابتدای بحث #مقاومت خود را طلبکار ایران معرفی میکرد.
مطرح میکرد جنگ #داعش با ما به جهت شما و مقاومت است و ما به خاطر شما وارد جنگ شدهایم. و ازین باب هزینه بسیار بر ما تحمیل کرد.
2. در حدود دو سال اخیر بشار به نوعی از جبهه مقاومت بریده بود. خاصه از داستان 7 اکتبر که #فلسطین را رها کرده بود.
3. طی یک قرارداد نانوشته بین اسد و #رژیم_صهیونیستی، آنچه از ایران با وساطت سوریه به #حزب_الله منتقل میشد، اولا با هماهنگی اسراییل بود و ثانیا هرگز و هرگز از سطحی که برای اسراییل خطر بحرانی تولید کند فراتر نمیرفت!
ازینرو در روزگار مبادای جنگ #غزه و #لبنان تا حدی که دیدیم آسیب دید، اما امکان ویرانی خاصی برای مقاومت نسبت به رژیم مهیا نبود. حتی پس از شهادت #سیدحسن_نصرالله عزیز.
4. سوریه بعد از جنگ لبنان، سهمی تقریبا برابر با هیچ برای ایران قائل شد. چه اقتصادی، چه سیاسی، چه فرهنگی و چه نظامی. درواقع بعد از جنگ داعش و رها شدن سوریه از نابودی، دولت اسد آن روی دیگر خود را نشان داد.
5. فاصلهگیری سوریه از ما و جبهه مقاومت به جایی رسید که ایران تقریبا جز چند مقر نظامی از سابق و مختصری انتقال سلاح، آنهم در سطحی محدود و مورد تایید اسراییل! به لبنان، چیز دیگری در سوریه نداشت. نه مقری نه نفوذی و نه شهری. و البته در کنار این، محفوظ بودن حرمها.
6. برخلاف #روسیه که از 1960 میلادی طی قرارداد نظامی در سوریه مقر داشت و بندر، ما هیچ نداشتیم. در بحبوحهی جنگ داعش، امکان اینکه با رژیم صهیونیستی هممرز شویم و بلندیهای جولان را بگیریم مهیا بود. اسد هم به جهت جبر شرایط، پذیرنده بود. اما خباثت و دستنشاندگی #دولتمردان وقت #جمهوری_اسلامی، این برگبرندهی بسیاربزرگ را برای همیشه از بین برد. (و گناه همه وقایع فعلی به گردن همانهاست).
7. در سال اخیر رابطه ایران و سوریه به قدری به سردی گرایید که تقریبا همهی امیدها از دست رفته بود. بارها صحبت و #نصیحت و گوشزد از طرف ایران و #رهبر_ایران، موجب هدایت اسد نشد. اسد، دلباخته و فریبخوردهی #غرب شد. وعدههای نظامی و مالی، به شرط رهایی ایران و جبهه مقاومت. البته نقش #همسر_او در اعتماد به امارات و فریب خوردن از آنها.
8. نصیحتها از دمدمهی جنگ بسیار شدیدتر شد. چند سفر آقای #لاریجانی که آخرین آن در 15 آذر بود بیفایده ماند. برخلاف تصورها که ایران حضور نظامی خود را مشروط کرده بود به امتیازاتی، ایران هیچ شرطی مطرح نکرد و تمامقد آمادهی حضور نظامی بود. اما اسد، آن اسد سابق نبود.
9. در آخرین دیدار آقای لاریجانی، بیش از نیمی از خاک سوریه در دست جریان #جولانی بود. اما اسد باز هم کوتاه نیامد.
10. آخرین برگ کارنامهی اسد چنین ثبت شد؛
#خائن به سوریه، خائن به ملت سوریه، خائن به ایران، خائن به جبهه مقاومت و خائن به حضرت زینب شد. و اینگونه سوریه را برای سالهایی که انتهای آن معلوم نیست، به ویرانی کشاند.
11. با سقوط اسد، #جریان_جولانی که بیتردید #آمریکایی است، چند اتفاق رقم میزند:
جای پای مقاومت را ویران میکند، اتصال به لبنان و حزب الله را از بین میبرد، سوریه را دچار تجزیهی غیررسمی و بعدا ای بسا رسمی نماید، جنگهای متعدد داخلی راه میاندازد، سوریهی ویران را بسیار بسیار ویرانتر میکند، توسط جریانهای دیگر، حرمها را آسیبسخت میزند، مسیر را به بدترین شکل ممکن برای رخداد جنگ در #عراق و توسعهی آن راه میاندازد، جنگ در عراق را بسیار حمایت میکند و... .
12. ایران به هیچ قرائتی امکان حضور نظامی در سوریه ندارد. اسد بر اثر دیکتاتوری، منفور غالب مردم سوریه بود. ازینرو در سقوط، مردم هیچ مقاومتی نکردند. در این شرایط، حضور نظامی ایران نزد مردم سوریه، دفاع از #حرم و کشور سوریه حساب نمیشد. بلکه غاصب و متجاوز شناخته میشد. ازینرو هرگز نباید حضور مییافت و نیافت.
13. به زودی جنگ به عراق میرسد. و آن روز ایران با درخواست رسمی #دولت_عراق، وارد جنگ میشود. البته عراق هم آسیبهای جدی و مهلک میبیند و بعد این اتفاقات رقم میخورد.
14.چند سود قضیهی سقوط برای ایران چنین است:
یافتن راهکاری برای جایگزینی کانال سوریه به لبنان، که از یک سال قبل آغاز شده بود،
اثبات اینکه ما مدافع حرم بودیم نه مدافع اسد،
اثبات اینکه تکیه به ایران معادل با #بقای_حکومت است و تکیه به دیگران سقوط در کمتر از یک هفته و... .
15. و نهایت آنکه از دست رفتن سوریه برای ما از دست رفتن پول بدون نخی بود که ظاهرا در دست ما بود. در این میان اما ویرانی حرمها، دردی لاعلاج است که ما را رها نخواهد کرد.
✍ سیّد ابراهیم راد