eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
📊سالانه ۵۰۰۰ نفر در انگلیس می شن که اکثر اونها هستند "آیونی سالیوان" نویسنده انگلیسی : 💢در سال ۲۰۰۱ با یک مرد اردنی ازدواج کردم.اوایل یک زندگی غربی داشتیم و به کافه بار و کلوپ می رفتیم تا اینکه چند واحد زبان عربی برداشتم و یک نسخه قرآن به زبان انگلیسی گرفتم ✔من خودم را درحال خواندن کتابی یافتم که می گفت گواهی اثبات وجود "خداوند" در زیبایی بی نهایت و تعادل و هماهنگی مخلوقات نهفته است ✔در احتیاج نیست برای آمرزش گناهان به کشیش مراجعه کرد یا فقط در مکانی خاص به عبادت پرداخت من شروع کردم به انجام تکالیف اسلامی مثل:روزه ، کارهای خیر، و... من دیگه این کارهارو محدودیت برای آزادی فردیم نمی دیدم 💯من تنها زن دهکده محل سکونتم هستم .مردم وقتی من رو می بینن ازم می پرسن که آیا تحت شیمی درمانی هستم و موهام رو از دست دادم که سرم رو می پوشونم 🌐منبع:https://amp.theguardian.com/world/2013/oct/11/islam-converts-british-women-prejudice 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
@hejabuni.mp3
488.6K
🌸این قسمت 👈دوست 🖇دوست می تونه چکارایی بکنه ؟ 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
این قسمت: بالای سرش که رسیدم حالش خیلی بد بود. دیگر به جایی نمی‌رسید. این جور وقتها اول با دستمالی، چیزی، خاک صورتشان را پاک می‌کردم. خمپاره که می‌خوردند یا روی مین که می‌رفتند صورتشان از خاک شناخته نمی‌شد. اول چشم هایشان را پاک می‌کردم که بتوانند بازش کند. پلک که باز کرد گفتم: «حرفی - پیامی اگر داری بگو» بریده بریده گفت: «به حرفای این پیرمرد (امام) گوش کنید. حجاب... حجابتون رو هم...» ◽️ کور شده بود. دوتا چشمش از حدقه در آمده بود. هیچ کاری نمی‌توانست بکند. راه هم نمی‌توانست برود. من دستم را انداخته بودم دور کمرش. یکی از بچه‌ها در آمد که «چرا اینطوری راهش می‌بری؟» گفتم: «خب نمی‌بینه، دارم کمکش می‌کنم» گفت: «با این صمیمیت؟! مثل اینکه نامحرمه‌ها» فوری دستم را کشیدم. اصلا حواسم نبود که طرف مرد است. ◻️ وقتی آوردندش حالش خیلی بد بود. دکتر معاینه‌ش کرد. پرسید: «کجات بیشتر درد میکنه؟» جواب نداد. دکتر دوباره پرسید. باز هم جواب نداد. خیره شده بود به یک گوشه و پلک نمیزد. دکتر رو به من کرد و گفت: «یکم که حالش بهتر شد زخم رو بخیه و پانسمان کنید. تا اون موقع شاید زبونش باز بشه» دکتر که رفت دوباره پرسیدم: «برادر بگو کجات بیشتر درد می‌کنه که ما زودتر کمک کنیم» بازم جواب نداد. خیره شده بود به همون گوشه. نگران بودم. نمی‌دانستم مشکلی پیدا کرده یا دارد لج بازی می‌کند. رفتم سِرم بیاورم. وقتی برگشتم گفت: «ببخشید خواهر. داشتم نماز میخوندم. حالا بفرمایید. من درخدمتم» ◻️ روحیه‌ی همه خیلی خوب بود. مخصوصا ما زنها. گاهی ۴۸ ساعت، ۷۲ ساعت بعضی وقتها ۴ شبانه روز پشت سر هم کار می‌کردیم اما وقتی به هم میرسیدیم انگار صد سال بود همدیگر را ندیده‌ایم. هم را بغل میکردیم. می‌بوسیدیم. احوالپرسی می‌کردیم. با هم شوخی می‌کردیم. می‌خندیم. حتی در اوج خستگی برای هم جوک تعریف می‌کردیم و از خنده ریسه می‌رفتیم. هرکی که می‌دید انگشت به دهان می‌ماند. ◻️ دوتا پایش قطع شده بود. تازه آورده بودندش. سرمش را زده بودم و داروهایش را هم داده بودم. حالا باید میرفتم سراغ مریض‌های بخش. از در که می‌رفتم بیرون گفت: «خانم ببخشید می‌خوام یه چند کلوم براتون وصیت کنم. چندتا پیغوم که برسونید به خونوادم.» گفتم: «همین الان برمیگردم» ولی کارم طول کشید. ••• برگشتم پیشش. رویش را کرد آن طرف. باهام قهر کرده بود. گفتم: «شرمنده‌ام. وقت داروهای چندتا از رفقاتون بود. منظور خاصی نداشتم. کوتاهی شده می‌بخشید» رویش را کرد به من خندید. نشستم لب تختش. گفتم «سراپا گوشم» ◻️ میخواستم بروم حقوق بگیرم. بانک آن سر شهر بود. چیزی هم به آخر وقت نمانده بود. تا خواستم از بیمارستان بیایم بیرون دیدم دوتا از پرستارها سر گم شدن یک سینی دعوایشان شده. تا پادرمیانی کنم و آشتی‌شان بدهم دیر شد. از خیر حقوق گرفتن گذشتم و گذاشتم برای فردا و راه افتادم سمت خانه. یکهو سر و کله هواپیما‌ها پیدا شد و چندجا را بمباران کردند، از جمله همان مسیر بانک را... ◻️ بمباران شدید بود. ۳۶ ساعت بود هواپیماها توی آسمان بودند و دست بردار هم نبودند. پرسنل و کادر بیمارستان و مریض‌های طبقه دوم را منتقل کرده بودیم پایین. فقط گاهی که چیزی لازم می‌شد. یکی داوطلب می‌شد و می‌رفت می‌آورد. چند بار هم من خودم رفتم. سخت بود. تمام بخش‌ها خالیِ خالی بود. آدم ناخواسته ترس برش می داشت. یک بارش دیدم یکی از کاروَرزها تخت دختر بچه‌ای را که نمی‌توانسته بیاید پایین کشانده وسط اتاق و رویش خوابیده که اگر بمباران شد، آوار و شیشه اول روی او بریزد. رفتم جلو دیدم چشم‌هایش بسته است و لب‌هایش می‌جنبد... ◻️ خرمشهر دیگر خالی بود. مخصوصا دیگر زن و دختری دیده نمی‌شد. شبها چند تایی می‌رفتیم از جلوی سنگرها و خانه‌ها رد می‌شدیم. یکبار وقتی از جلوی یه چادر رد می‌شدیم یک نفر آمد بیرون گفت: «خواهر شما اینجا چیکار می‌کنین تو منطقه؟» گفتم: «خب ما هم داریم میجنگیم. اومدیم به شما کمک کنیم» یک نیروی عجیبی گرفت. کلی خوشحال شد. گفت: «حس می‌کنم مادر و خواهر خودم اینجان» ◻️ یک شور و حالی داشتیم که نگو. فقط می‌خواستیم تا آنجا که می‌شود یک نفر بیشتر زنده بماند. دیگر مهم نبود که کفش و مقنعه‌مان خونی شود. حالیمان نبود. برانکارد هم نبود. هر مجروحی که شهید می‌شد فوری بغل می‌زدیم و می‌بردیم سردخانه. دکتر و پرسنل و رئیس بیمارستان هم نداشت. همه اینجوری بودند... ◻️ می گفت: «الگوی ما دو نفر بودند. یکی حضرت زینب، یکی هم پیرزنی که یک تخم مرغ را که تمام دارایی‌اش بود، داده بود به جبهه‌ها...» پیرزن را توی تلویزیون دیده بود. 📘 از: مجموعه روزگاران / ۴- کتاب پرستاران ♥️ اگر تمایل دارید دیگر خاطرات جذاب این کتاب را بخوانید:👈 http://bit.ly/2lkUrRB 🌸 @hejabuni | دانشگاه‌حجاب 🎓
nojavan.mp3
1.51M
#صوتی 🎵 🔹 حاج عبدالله ضابط: توی ۱۳ سالگی باید از خدا بخوای تا بتونی بزرگمرد یا بزرگبانو بشی... • ماجرای شهیدی که در ۱۴ سالگی رئیس هیئت شد و شش ماه زیر شکنجه مقاومت کرد... 🌸 @hejabuni | دانشگاه‌حجاب 🎓
من نگاه امام زمانو میخوام.... 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
#گزارش #بین‌الملل 💢 #حجاب فقط واسه ما بده😕 ✡دادگاه #اسراییل کلینیک دندانپزشکی واقع در شهر "نتانیا" که از استخدام دندانپزشک #محجبه خودداری کرده بود ۱۱/۳۷۳$ 💵جریمه کرد 😂حقوق بشر آمریکایی کجا رفت⁉️ 🌐منبع: https://www.haaretz.com/israel-news/.premium-israeli-court-fines-dental-clinic-that-rejected-applicant-for-wearing-a-hijab-1.7811765 #تولیدی 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
meidan dar.mp3
754.6K
#صوتی 🎵 🔹 حاج عبدالله ضابط: چه کسی شور میده به این دسته‌ها؟ خود شهید... • خواب تکان دهنده یک روایتگر جنگ 🌸 @hejabuni | دانشگاه‌حجاب 🎓
🌀 وای بر پدر و مادرانی که در ۷سالِ اول به بچه ثابت نمی‌کنند «عاشق او هستند!» 🌀 مادر مثل توپ‌پخش‌کنِ تیم، در خانه باید «محبت» پخش کند 🔻 آخرین آمادگی برای ظهور؛ اصلاح مدیریت در جامعه و خانواده (ج۹)-۳ 🔹 در مدیریت خانواده هم محبت، اصل است. در هفت‌سال اول که بچه دارد خودش را پیدا می‌کند، به پدر و مادر فرموده‌اند که مثل غلامِ او باشید تا او بفهمد ارباب است! (وسائل‌الشیعه/۱/۴۷۶) 🔹 وای بر مامان و باباهایی که در هفت‌سال اول به بچه‌ ثابت نمی‌کنند که عاشق او هستند! درحالی‌که بچه در این سن، باید آخرِ کیف باشد! 🔹 برخی از مادرها مدام به بچه می‌گویند «دیگر دوستت ندارم ها!» چرا بچه را تهدید می‌کنی؟! خُب این بچه یادش می‌ماند و می‌گوید «من موجودی هستم که به‌همین سادگی، مادرم می‌تواند من را دوست نداشته باشد!» این را به بچه‌ات نگو. منّتش را بکش! مثلاً این‌طوری بگو: «من که تو را دوست دارم، این کار را نکن...» مدام به او بگو دوستت دارم، بگذار این بچه، وجودش پُر بشود. 🔹 حضرت امام(ره) می‌فرمود: بچه‌‌ای که تحت تربیت مادر نباشد، محبت مادر را نچشد، عقده پیدا خواهد کرد. این عقده‌‌ها منشأ همه مفاسد است. دزدیها از این عقده‌‌ها پیدا می‌‌شود؛ آدمکشی‌ها از این عقده‌‌ها پیدا می‌‌شود؛ خیانت‌ها از این عقده‌‌ها پیدا می‌‌شود (صحیفه امام/ج۷/ص۴۴۵) 🔹 در خانواده نه‌تنها باید به خانم محبت بشود، بلکه خانم و مادر خانواده، مثل توپ‌پخش‌کنِ تیم است؛ در وسط خانه محبت پخش می‌کند، خانم در برخورد با بچه‌ها، نباید حالت حقوقی به خودش بگیرد و مثل فرمانده‌ها رفتار کند، بلکه باید دلبری کند! مثلاً به بچه‌ها بگوید: «بچه‌ها، اگر این کار را بکنید من دلم می‌سوزد» و بابا هم به بچه‌ها یاد بدهد که «دل مامان‌تان را نشکنید» این‌ها اساس خانواده است. 🔹 پدر و مادرهای محترم! بچه‌ها از روی الگوی شما «امامت» را می‌فهمند، از روی الگوی مهربانی مادر، می‌فهمند که امام مهربان است، از روی الگوی مهربانی مادر می‌فهمند که خدا مهربان است و حسن‌ظنّ به خدا پیدا می‌کنند. 👤علیرضا پناهیان 🚩دانشگاه امام‌صادق(ع)- ۹۸.۶.۱۷ 👈🏻 متن کامل: 📎 Panahian.ir/post/5694 @Panahian_ir 🌸 @hejabuni | دانشگاه‌حجاب 🎓
تو این محرم بیا یه تغییر خوب کنیم😊 مثلا یه تغییر خوب تو پوشش... #عکس_تولیدی 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
#گزارش #بین‌الملل 💥حفظ #حجاب با اعمال شاقّه 💢بعد از روی کار آمدن "دونالد ترامپ" خشونت علیه مسلمانان و به خصوص #زنان_محجبه شدت گرفت و هر روز خبر ضرب و شتم #زنان_محجبه از گوشه و کنار جهان به گوش میرسه ✔"زینب عبدالله" وقتی دید زنان #محجبه از حضور در اجتماع می ترسن سمینارهای آموزش دفاع شخصی برای توانمند کردن زنان #محجبه برگزار کرد ✔"زینب" ۲ ویدیو آموزش دفاع شخصی در صفحه فیس بوکش به اشتراک گذاشت که نزدیک به ۴ میلیون بار دیده شد 📌قدر مملکت خودمون رو بدونیم 🌐منبع:https://qz.com/843848/videos-of-self-defense-techniques-for-muslim-women-to-escape-a-hijab-grab-are-going-viral #تولیدی 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
@hejabuni.mp3
1.7M
🌸همه را برای تو آفریدم بهترینم ...😍 ❤️..و تو را برای خودم ...❤️ 😇نیلوفر برکه ها باشیم نه مرداب ها ... #ترفند #حجاب #تولیدی #خانم_نعمتی #صوت_ساندویچی 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
چند جمله میگن حجاب یعنی «مهربانی» اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. حتی گاهی بین مردم کوچه و بازار محبوبتر میشیم و... 🔸دوم به همجنس‌هامون: اینکه آدم باعث به زحمت افتادن کسی نشه و بذاره طرف راحت باشه، بزرگترین کمک و مهربونیه بهش. خب، آدم مگه چی میخواد جز راحتی و آرامش؟ اما اگه آدم اومد و حجابشو برداشت و خودنمایی کرد، خیلی‌ها رو به زحمت انداخته چون مجبورشون کرده توی یه رقابت بدون بُرد ، طولانی و خسته‌کننده و حتی آسیب‌زا شرکت کنن. آخه خیلی‌ها مجبورن یه عالمه هزینه کنن و زحمت بکشن تا بتونن به پای زیبایی بعضی افراد برسن.. (تازه اگه برسن)!! همونطور که همون افرادم باید خیلی زور بزنن تا به پای یه سریای دیگه برسه... تازه شاید برسن !!! :'( 🔸سوم به مردها: یه مرد مجرد وقتی یه زن‌ زیبا ببینه دلش باهاش میره و آرزو میکنه با اون ازدواج کنه، درحالی که تو ۹۰ درصد موارد نمیتونه به آرزوش برسه (به دلایل مختلف از جمله اینکه بهش نمیدن یا خواستگارای طرف زیاده و غیره) اونوقت سختی ماجرا تازه زمانی شروع میشه که اغلب ما زنها چهرمون یه چهره معمولی و متوسطه و مردا هم که نمیتونن از مریخ زن بگیرن؛ باید از بین همین ماها انتخاب کنن. (حالا شاید بهتر بفهمیم که چرا آمار ازدواج روز به روز داره کم میشه و آمار طلاق بالا میره 😢😢😢 چون سطح توقع مردها رو از زیبایی زنانه به طرز خیالی بالا بردیم و با این روش ساده همه چیز رو با دست خودمون خراب کردیم.) 🔸چهارم باز به خودمون: قدیما، دختری که مجرد بمونه فوق‌العاده کم بود. چون چهره زنها پشت پوشیه‌ها پنهان بود و مردها همیشه آرزو میکردن یه روزی بالاخره با یه دختری ازدواج کنن و برای همین سخت نمیگرفتن یا بهتر بگیم: چون رقابتی توی زیباتر بودن وجود نداشت و دسترسی به زن هم راحت نبود به سرعت تسلیم هر زنی میشدن. حتی اگه چهره‌ش چنگی هم به دل نمیزد ولی همونم مرد رو تحریک میکرد. اما الان هرکدوم از ما دخترایی رو میشناسیم که سنشون بالا رفته و دیگه شانسی برای ازدواج ندارن. 😔 🌸 @hejabuni | دانشگاه‌حجاب 🎓