eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشگاه حجاب
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 97 👇
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 97 👇 حدود ساعت هفت و نیم بود که آزمون تمرکز تموم شد. صدای عربده سلول های مغزم رو مخ گوشام بود! برای احیاء آرامشم زیادی دوش لازم بودم. معطل نکردم و بی قرارش راهی خونه شدم. نیومده لباس ها رو کندم و 2 دقیقه بعد توی حمام بودم. عجب آرامشی... واقعا بهش احتیاج داشتم. با نوازش قطرات آب، آتش ذهنم فروکش کرد. فکر مشغولی هام رو به آب سپردم و با ذهنی آروم بیرون اومدم. انگشت شست پای چپم رو که از حمام بیرون گذاشتم با گیر سه پیچ مامانم رو به رو شدم! یک ساعتی اتفاقات روز رو براش مو به مو توضیح دادم. حرفام که تموم شد خط و نشون های مامانم شروع شد. صحبت از چوب خط های همیشگی بود، فقط با جمله بندی متقاوت! که برنده نشی باس پای حرفت باشی و جیک بزنی مُردی! نگرانی های مامانم رو درک میکنم. میدونه من به هیچ صراطی مستقیم نیستم، گفته بذار حالا که زده تا تنور داغه بچسبونم. انصافا مامانمم من رو خوب میشناسه. آخه وقتی دلم با چیزی نباشه تا دلتون بخواد بهونه میارم. ولی اگر یه حرفی بزنم هیچ جوره زیرش نمیزنم. ولو اون حرف، به دست آوردن شمشیر فرمانده جومونگ باشه! خخخ. اولتیماتوم های سیاه مامانم که تموم شد، رفتیم واسه شام... دلم بدجوری ضعف میرفت. انگاری 3 هفته تمومه چیزی نخوردم! بدون تکه پاره کردن تعارفات، مثل قحطی زده ها به جون غذاها افتادم.. دیگه مامان و بابا هم میدونن چه اعجوبه ای هستم زیاد بهم گیر نمیدن! بابا که فکر کنم میدونه آدم بشو نیستم، فقط توی دلش افسوس میخوره. مامانم اینجور موقع ها به یه چشم غره بسنده میکنه و چیزی نمیکنه. بلانسبت خودم البته به قول نمیدونم کی: - کاه از خودت نیست! کاه دون که از خودته! شام که تموم شد، کمی با بابا خوش و بش کردم و به اتاقم رفتم. قبل خواب چند دقیقه ای پیام های گوشیم رو چک کردم. کافیه یه سیم کارت داشته باشی! خود اپراتورهای تلفن همراه نمیذارن هیچوقت تنها بمونی! یه دنیا پیام تبلیغاتی که پیام های دیگه توش گمه. گوشی رو کنار گذاشتم و غرق عالم خواب شدم.. ✍️ مجتبی مختاری 🆔 نظرات رمان 👈 @mokhtari355 ═ೋ❅📚❅ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
من ادواردو نیستم 8.mp3
12.98M
📗کتاب صوتی بسیار شنیدنی من ادواردو نیستم "سرگذشت ثروتمندترین شهید شیعه" قسمت 8⃣ ═‌ೋ۞°•🔮•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍉 شب یلدایم اگر باتوسپر شد یلداست 🌹ما که خود چله نشین توشدیم آقاجان۔۔۔ ═‌ೋ۞°•🔮•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📚اعجاز علمی قرآن کریم ... 👌آیاتی که امروز باعلم توافق دارد ═‌ೋ۞°•🔮•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
شام هجران تو تشریف به هرجا ببرد در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد ❤️ | | 🌿 @Hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 98 👇
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 98 👇 هفت صبح از خواب ناز بیدار شدم. مثلا برا ساعت 6 آلارم کوک کرده بودم بلا نسبت خودم اون از دیشب که مثل اسب آبی خوردم. اینم از امروز که مثل خرس تا الان خواب بودم! ساعت بیچاره هم که خودش رو پاره کرده من اصلا نفهمیدم! هشت آزمون شروع میشد و هنوز خونه بودم. سرپایی سر یخچال یه ته بندی کردم و زودی آماده رفتن شدم. خوشبختانه ترافیک نبود و قبل اینکه دیر بشه پیش بچه ها بودم. همه توی اتاق کنفرانس جمع شدیم.. تقریبا راس ساعت با یه نمه تاخیر برنامه شروع شد. واسه روز دوم و سوم آزمون قدرت و منطق بیان داشتیم. این بار حروف الفبائی در کار نبود و با قرعه کشی نوبت ها معلوم میشد. همه قرعه کشی ها یکجا انجام شد و اول کاری مشخص شد که کی نفر چندمه. ولی موضوعی که باید در موردش حرف میزدیم تا آخرین لحظه معلوم نبود. یعنی اونم قرعه کشی میشدا ولی نه از قبل. فقط همون لحظه که نوبتمون میشد میتونستیم قرعه موضوع رو برداریم. خلاصه تا نیم ساعت قبل ارائه معلوم نبود که باید در مورد چی فک بزنیم. اسم هر کسی در میومد نیم ساعت فرصت آماده سازی مطالب داشت. باید در کنار استدلال، با بیان هلو مانند از نظرت دفاع میکردی! هم خوب تبیین میکردی همم از پس سوالات و چالش های یه عده اعجوبه بر میومدی! توی اون نیم ساعتی که فرصت بود، باید دل و روده اون موضوع و حواشیش رو بیرون میریختیم. استفاده از علامه گوگل و تلفن و مشورت و فلان و بهمان هم در حین تحقیق آزاد بود ولی موقع ارائه دیگه تقلب مقلبی در کار نبود. اگرچه ممکن هم میبود وقتش نبود! منطقی بودن استدلال یه بخش سختی کار بود! خود نحوه ارائه و چینش کلمات هم کم چالشی نبود. اینکه از کجا شروع کنی؟ چی بگی؟ چی نگی؟ و چه طور تموم کنی! از این ها بدتر، زمان بعد از ارائه بود! چون فرضا اگر تا اینجای کار هم گل میکاشتی تازه زمان پاسخ به اشکالات میرسید! کلا روال مسابقه اینطور بود: نیم ساعت تحقیق و تفکر و تحلیل فردی، 20 دقیقه فرصت ارائه نیم ساعت نقد و نظر اعجوبه ها و پاسخ به اشکالات جمعا ارائه و حواشی آزمون تقریبا واسه هر نفر 1 ساعت و نیم زمان میبرد. این وسط مسطا اگه فرصتی باقی میموند چند دقیقه ای واسه استراحت و تنفس در اختیار خودمون میبودیم. از همه سخت تر پاسخ به اشکالات بود. چون توی اون نیم ساعتی که تو داشتی آماده ارائه میشدی، دیگران هم هر چه در توان داشتن، برا پذیرایت آماده کردن. و این فقط تو نبودی که میتونستی از اینترنت استفاده کنی! همه دست در دست هم تلاش کردن فقط برای یک هدف! اونم اینکه تا جایی که ممکنه به خاک سیاه بنشوننت! به جرئت میتونم بگم پر چالش ترین و سخت ترین مرحله همه آزمون ها همین مرحله بود. آزمون قدرت و منطق بیان! در مقابل یه عده مخ با یه دنیا اشکال. ✍️ مجتبی مختاری 🆔 نظرات رمان 👈 @mokhtari355 ═ೋ❅📚❅ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا