eitaa logo
حکایت های تاریخ
126 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.7هزار ویدیو
13 فایل
ملتی که تاریخ نداندمجبوربه تکراراست 👈 https://eitaa.com/joinchat/2146566226C88c03a0498
مشاهده در ایتا
دانلود
بقالی سعادت تهران سال ۵۶ بقالیهای قدیم همین شکل بودند. جعبه های خالی نوشابه در مقابل قفسه های پر ازجنس که پشت فروشنده قرار داشتندتبلیغ سیگارهای خارجی بر روی شیشه های مغازه و کرکره ها 🗞 @hekayathayetarikh
همین که سربازان یونانی در زیر پای سربازان ایرانی له نشدند، احساس پیروزی کردند ومورخان یونانی در موردجنگ های ایران و یونان دست به دروغ پردازی زده اند! «ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه» 🗞 @hekayathayetarikh
بی اجرو مزد کس نکند کارهیچ کس کالای مفت نیست به بازار هیچ کس تا پی نبرده ای که دلش با زبان یکیست دل خوش مکن به گرمی گفتار هیچ کس 🗞 @hekayathayetarikh
اینجا جزیره مخصوص جدید کشور ماست؛ بنام کوشک پشت سد شهید عباسپور! جزیره ای شگفت انگیز که شبیه به مناطق توریستی خارجی است و بهشت جزیره های ایران لقب دارد. 🗞 @hekayathayetarikh
شهرباستانی هیدالو یکی از شهرهای باستانی و مهم در تمدن ایلام بود بر طبق منابع تاریخی، هیدالو را در منطقه شوشتر امروزی در استان خوزستان تصور می کنند. 🗞 @hekayathayetarikh
🔰 روایت تاریخی اشغال فلسطین و تحولات مرتبط با آن بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی 👈🏻 سرزمین مجروح؛ در مسیر پیروزی | شماره۱ 🏷 @hekayathayetarikh
🔰 روایت تاریخی اشغال فلسطین و تحولات مرتبط با آن بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی 👈🏻 سرزمین مجروح؛ در مسیر پیروزی | شماره۴ 🏷 @hekayathayetarikh
🔰 روایت تاریخی اشغال فلسطین و تحولات مرتبط با آن بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی 👈🏻 سرزمین مجروح؛ در مسیر پیروزی | شماره۵ 🏷 @hekayathayetarikh
داستانی از مردانگی منصور حلاج منصور حلاج در ظهر رمضان، گذرش به کوی جذامیان افتاد! جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند؛ حلاج بر سر سفره نشست و چند لقمه بر دهان برد. جذامیان گفتند: دیگران بر سر سفره ما نمی‌نشینند. حلاج گفت آنها روزه اند و سپس برخاست. غروب، هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما. شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که روزه شکستی! حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم ولی دل نشکستیم... 🗞 @hekayathayetarikh
شتر را به نمد داغ می‌کنند!! شتری از صاحب خود به شتری دیگر شکایت کرد که همواره بارهای گران بر پشت من می‌گذارد و مرا طاقت تحمل آن نیست. شتر پرسید: بار او چه چیز است که از حمل آن عاجزی؟ گفت: اغلب اوقات نمک است. گفت: اگر در راه جوی آبی باشد، یکی دو مرتبه در آن جوی آب بخواب تا نمک‌ها آب شود و بار تو سبک گردد و نقصان به صاحب تو رسد تا بعد از این تو را رنجه ندارد. شتر به سخن ناصح عمل کرد. صاحب شتر دریافت که خوابیدن شتر در میان آب، به سبب ضعف و بی‌قوتی نیست، بلکه از روی حیله است. پس این بار نمد بارش کرد. شتر ساده‌لوح به طریق معهود، در میان آب خوابید، ولی بارش دو چندان شد. صاحب شتر به زجر و شلاق، تمامش برخیزانید و شتر از بیم چوب، دیگر هرگز در میان آب نخوابید و این مثل شد که شتر را به نمد داغ می‌کنند. پیامها نیرنگ و فریب، سرانجامی جز شکست ندارد. کاربرد: این مثل در بیان سرانجام انسان مکار و فریب‌کار به کار می‌رود. 🗞 @babolmorad11
تصویر تقویم سنگی قوم آزتک که در سال 1790 یافت شد؛ این سنگ عظیم دارای 4 متر قطر و 24 تن وزن می باشد! بنا به اين تقويم عده اى سال 2012 را پايان جهان ميدانستند! 🗞 @babolmorad11
تصویری که مشاهده می کنید مربوط به سال 1945 است؛ زمانی که نیروهای شوروی در حال نزدیک شدن به برلین بودند، مردم برلین حیوانات مختلف را به خانه بردند تا از آنان مواظبت کنند!! 🗞 @babolmorad11