eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
752 عکس
182 ویدیو
41 فایل
❁ ﷽ ❁ | حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای @Taha_121
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 راهنمای تشخیص وظیفه و مسئولیت در فعالیت‌های فرهنگی و تحولی ⏹بخش اول: تعیین آرمان 🔹یکی از چالش‌های اساسی در مسیر فعالیت‌های فرهنگی و تحولی، یافتن پاسخ برای این پرسش‌هاست: "آیا اکنون وظیفه من این است که اینجا باشم؟" "چگونه بفهمم که به وظیفه‌ام عمل می‌کنم؟" "چگونه مسئولیت خود را تشخیص دهم تا بدانم کجا باید باشم و چه کاری را انجام دهم؟" این دغدغه‌ها همواره ذهن کنشگران فرهنگی و تربیتی را به خود مشغول کرده و گاهی منجر به اضطراب، نگرانی و حیرت می‌شود که مانع تلاش مؤثر و همه‌جانبه آن‌ها می‌گردد. 🔸برای مواجهه با این چالش، ابتدا لازم است آرمان و هدف نهایی زندگی خود را ترسیم کنیم. باید مشخص شود که قرار است به چه جایگاهی دست یابیم و با توجه به استعدادها، ظرفیت‌ها، امکانات و فعالیت‌های موجود، در کجا باید قرار گرفت و چه مسیری را پیمود. شناخت و تعیین این آرمان و هدف، همراه با ضوابط و شاخص‌های آن، نقش کلیدی در تشخیص وظایف و مسئولیت‌های کنونی ایفا می‌کند. 🔹پس از مشخص شدن آرمان و هدف، نوبت به ارزیابی بسترهای فعالیت می‌رسد. باید سنجید که کدام یک از زمینه‌های موجود، در راستای تحقق اهداف و آرمان‌ها قرار دارند و به رشد و پویایی فرد کمک می‌کنند و کدام یک مانع این مسیر هستند. 🔸در این مرحله، پس از مطالعه و بررسی دقیق، انتخاب یک بستر یا مجموعه (مانند یک استاد، مدرسه علمی، مسجد یا مدرسه) برای فعالیت، و در نظر گرفتن اقتضائات، نیازها و امکانات آن، حضور موقت (۶ ماه تا یک سال) پیشنهاد می‌شود. این دوره فرصتی برای بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و امکانات فراهم شده است. 🔹در پایان این دوره، باید با ارزیابی دقیق سنجید که آیا در طول این مدت به اهداف و آرمان‌ها نزدیک‌تر شده‌ایم؟ آیا رشد علمی، فکری یا تجربی جدیدی حاصل شده که ارزش این زمان را داشته باشد؟ اگر پاسخ مثبت بود و احساس شد که در مسیر درستی گام برداشته شده و در کنار آن به سایر امور نیز رسیدگی شده است، انتخاب درست بوده و این مسیر باید به عنوان معبری برای تلاش‌های گسترده‌تر مورد استفاده قرار گیرد. البته، لازم است در سال‌های آتی نیز همواره تلاش شود تا حداکثر استفاده از ظرفیت‌های فراهم شده در راستای اهداف صورت پذیرد. در غیر این صورت باید، با چشم بازار و استفاده از این تحربه، مجموعه دیگری رمجموعه دیگری را انتخاب کرد و در آنجا فعالیت کرد. 🔸این فرایند، یکی از اصول و ضوابط مهم برای تشخیص درستی مسیر و عمل به وظیفه است. 🛑 ادامه دارد ... ✍ سید مهدی موسوی چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3259
📌 راهنمای تشخیص وظیفه و مسئولیت در فعالیت‌های فرهنگی و تحولی ⏹بخش دوم: ✔️ پر کردن خلأ 🔹دومین ملاک و شاخصه برای تشخیص مسئولیت، این است که آیا حضور من در این مجموعه باعث پیشرفت کار می‌شود یا خیر. اگر نبودن من منجر به توقف، عقب‌ماندگی، ایجاد خلأ در آن مجموعه یا روند فعالیت‌ها شود؛ یا سرعت حرکت آن کم گردد؛ یا کنش‌گران و مدیران فرهنگی تنها شوند و با مشکلات و سختی‌هایی روبه‌رو گردند، در این صورت مشخص می‌شود که من به وظیفه‌ام عمل می‌کنم و مسئولیتی بر عهده‌ام است. اما اگر نبودن من تفاوتی نداشت، یعنی نقش مؤثر و مفیدی نداشتم و در پیشبرد اهداف و آرمان‌های مجموعه کمکی نمی‌کردم، یا نمی‌توانستم بار مسئولیت را از دوش خود بردارم و در کار دیگران نقش‌آفرینی کنم، پس معلوم است که به وظیفه‌ام عمل نمی‌کنم. در این حالت، باید به مجموعه‌ای دیگر و مسئولیتی دیگر فکر کنم. ✔️ مسئولیت دعوتی نیست 🔸نکته مهمی که در این زمینه باید به آن توجه کرد، این است که مطالبه‌ آن مجموعه شرط نیست؛ یعنی این‌طور نیست که اگر مجموعه‌ای از من مطالبه کند یا مقدماتش فراهم شود، مسئولیت من است؛ و اگر مطالبه نکند، مسئولیت ندارم. باید خودم بر اساس شرایط، فعالیت‌ها، اهداف و نیازهای خودم تصمیم بگیرم که آیا وارد این مجموعه شوم یا خیر. اگر احساس می‌کنم می‌توانم کاری را انجام دهم و خلایی را پر کنم، بر عهده گرفتن مسئولیت، وظیفه من است. حتی اگر امام جماعت یا مسئول مجموعه، از من دعوت نکرده باشد، من باید خودمته‌تلاش کنم و پیشنهاد بدهم، قانع کنم و اثبات کنم که توانایی و انگیزه کمک به جامعه و مجموعه را دارم. 🔹در این مسیر، اگر احساس می‌کنم برای آن مفیدم و می‌توانم تأثیرگذار باشم باید خود را به دیگران و مجموعه تحمیل کنم. ✔️ مسئولیت یک نقشه پیشینی نیست نکته مهم‌تر این است که مسئولیت‌ پذیری و وظیفه، نقشه‌ی پیش‌نویس و از قبل طراحی‌شده نیست که برای هر فرد به طور مشخص وجود داشته باشد؛ بلکه افراد بر اساس اراده، اختیار و آگاهی خود، می‌توانند مسئولیت‌های مختلفی را بر عهده گیرند. زمانی که فرد وارد مجموعه می‌شود و اقداماتی انجام می‌دهد، نظام مسئولیت جدیدی برای او شکل می‌گیرد؛ وظایف و نقش‌های جدیدی تعریف می‌شود که قبل از آن، تصور، تعریف یا تفسیری از آن نداشت. پس از حضور، افق‌های جدیدی در مقابل فرد باز می‌شود، خلأها و مشکلات نوینی را می‌بیند و وظایفش مشخص‌تر می‌گردد؛ و باید تصمیم بگیرد که این وظایف را انجام می‌دهد یا از آن صرف‌نظر می‌کند. بنابراین، تا زمانی که وارد کار نشویم، زیر بار مسئولیت‌های حداقلی نرویم و مسئولیتی بر عهده نگیریم، نمی‌توانیم در مسیر وظیفه‌مان حرکت کنیم و به مسئولیت‌های بالاتر و دقیق‌تر دست یابیم. همچنین، ورود انسان به یک مجموعه به معنی «تمام عمر» نیست؛ یعنی ممکن است حضور در یک کار یا مجموعه، برای مدت زمان محدودی باشد. اگر آن فعالیت به پایان رسید، خلا برطرف شد و دیگر وظیفه‌ای وجود ندارد. در این صورت، ادامه ماندن در آن مجموعه الزام نیست؛ شاید فرد نیاز داشته باشد به مقیاس بزرگ‌تری برود، در عرصه‌های جدید فعالیت کند، یا مجموعه‌های کوچک‌تری را هدف قرار دهد و کار دیگری انجام دهد. ✔️ مگر یار شود لطف خدای نهایتاً، باید توجه داشت که تمامی این امور، بر اساس لطف و عنایت الهی است؛ اگر خلوص و نیت خالص داشته باشیم، کارها بر پایه احساس وظیفه و مسئولیت‌پذیری انجام می‌شود و راهنمایی خداوند متعال مسیر درست و روشن را نشان می‌دهد. و همان‌طور که عطار شاعر معروف می‌گوید: گر مرد رهی، میان خون باید رفت از پای فتاده، سرنگون باید رفت تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چگونه باید رفت. ✍ سید مهدی موسوی چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3260
📌مسجد؛ الگوی کوچک مدیریت کشور ⏹ بخش اول: 🔹مدیریت مسجد، مدیریت یک کشور در مقایس یک محله است. اگر خوب به مسجد، جایگاه و حیثیت‌های مختلف آن نگاه کنیم، درمی‌یابیم که مسجد قلب تپنده هر محله و محور اجتماع اهالی آن محله است. عموم آشنایی‌ها و شناخت‌هایی که در یک محله، به‌ویژه در محلات جدید ایجاد می‌شود، محصول حضور مردم در مسجد است. عمده انسان‌های تأثیرگذار و ذی‌نفوذ در محلات، کسانی هستند که در مسجد حضور فعالی دارند؛ از طریق امام جماعت و مراسمات مسجد با مردم ارتباط گرفته‌اند و خود را دارای عاملیت و فاعلیت بالاتری می‌دانند. آنان تلاش می‌کنند برخی از مشکلات مردم و مسائل محله را حل نمایند. 🔸عموم مردم محله نیز هرگاه با مشکلی بزرگ مواجه شوند، نخستین جایی که به آن مراجعه می‌کنند، مسجد است. اگر آسفالت یا برق خیابان دچار مشکل شود یا خانواده‌ای در محله مشکلی داشته باشد، مردم به مسجد رجوع می‌کنند، با امام جماعت و مؤمنین مذاکره می‌کنند تا مشکلشان حل شود. 🔹زمانی که به جوانب مختلف مسجد نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هر مسجدی بنا بر ویژگی‌های محله، جایگاه، امکانات و ظرفیت‌هایش، جهت‌های گوناگونی دارد: سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی، عبادی، خانوادگی و غیره. در پی تموم حضور مردم در هر مسجدی، امکان بروز مسائل مختلفی همچون شور و مشورت، پیوند زناشویی، شراکت اقتصادی، تصرف اموال عمومی، فساد مالی، گروه‌گرایی یا مرزبندی‌های سیاسی وجود دارد. مردم برخی از مساجد حتی به چند گروه یا حزب متقابل تقسیم می‌شوند و برای یکدیگر حاشیه به وجود می‌آورند. 🔸در چنین شرایطی، نقش امام جماعت به عنوان ولی و امام مردمِ محله همانند نقش ولی فقیه در جامعه آشکار می‌شود. افراد ذی‌نفوذ، هیئت امناء و شوراهای فرهنگی نقش قوای تصمیم‌گیر را دارند و مجموعه‌های فعال مسجد، همچون هیأت امنا، شورای غرهنگی بسیج، کانون فرهنگی تربیتی، هیئت مذهبی، صندوق قرض‌الحسنه و امثال آنها، هر یک مسئولیتی همچون وزارتخانه‌های مرسوم را بر عهده دارند. 🔹بنابراین، می‌توان گفت مسجد مثل یک کشور کوچک است؛ با ظرفیت‌های یک دولت مینیاتوری که تمام معضلات و مشکلات کشور در مقیاس کوچک در آن دیده می‌شود و باید با آن‌ها مواجه شد. اگر کسی بتواند در چنین محیطی مدیریت صحیح و مؤثری داشته باشد، آزمون و خطاهای لازم را طی کند، تجربه و مهارت برخورد با انسان‌های متفاوت و متکثر را بیاموزد، می‌تواند در مقیاس کلان‌تر، مدیریت شهری، استانی یا حتی کشوری را بر عهده گیرد. 🔸از این رو، حضور در مسجد، پذیرش مسئولیت امام جماعتی، فعالیت در هیئات مذهبی و تشکل‌های اسلامی فرصتی بزرگ برای کسب تجربه و تطبیق دانش با میدان عمل است. در این مقیاس کوچک، می‌توان کار بزرگ کشورداری، مشارکت در هیئت دولت، مجلس و قوه قضائیه را به‌صورت عملی تمرین کرد. 🔹تجربه شخصی من در طول سالیان مختلف مدیریت مذهبی از پایگاه بسیج و هیأت مذهبی و مراکز راهبردی و امامت جماعت مسجد نشان‌دهنده اهمیت، سختی و ظرافت مسئولیت امامت محله و مدیریت مسجد است؛ کاری اساسی، عمیق و در عین حال طاقت‌فرسا که نیاز به صبر، سعه صدر و استقامت بلندمدت دارد. باید مسجدی که مورد دست‌اندازی‌های مختلف بوده و بدون ضابطه و قاعده مدیریت می‌شده، با رویکردی تربیتی و فرهنگی احیا شود تا از ساختارهای غلط و فسیل‌شده بیرون آمده و به نهادی پویا، خلاق و تأثیرگذار در سطح محله تبدیل شود. 🔸این کار، با مردمی از جنس‌ها و اندیشه‌های گوناگون، و در برابر افرادی که خود را مالک مجموعه فرهنگی و مذهبی می‌دانند، بسیار دشوار است. اما همین چالش نشان می‌دهد که باید مدیریت مراکز فرهنکی، مساجد و حسینیه‌ها را در قامت یک کشور کوچک دید؛ محوری برای فرهنگ‌سازی و جامعه‌سازی. در این مسیر، امام جماعت چون امام محله، نقشی بنیادین دارد. 🛑 ادامه دارد ... ✍ سید مهدی موسوی چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3261
📌مسجد؛ الگوی کوچک مدیریت کشور ⏹ بخش دوم 🔹مسجد، دارای ساختاری اجتماعی ویژه است که ابعاد و اجزای گوناگونی دارد و از لایه‌های متنوع و متکثری تشکیل شده است. این ساختار اجتماعی، همانند هر ساختار دیگری، متناسب با مقتضیات زمان و مکان و نیازهای انسان دچار تغییر می‌شود؛ به نحوی که برخی ابعاد و عناصر به آن افزوده و برخی دیگر حذف یا کمرنگ می‌گردند. 🔸مساجد در فرهنگ اسلامی از جمله ساختارهای پیچیده اجتماعی به شمار می‌آیند؛ چراکه علاوه بر برخورداری از کارکردهای متنوع و متعدد، دارای لایه‌های معنایی و شبکه‌های مفهومی پیچیده‌ای هستند که با جنبه‌های مختلف حیات انسانی پیوند دارند. مسجد در مرکز محله، نقشی راهنما و راهبردی ایفا می‌کند و می‌تواند به نوعی مرکز اندیشه و عمل جمعی محسوب شود. 🔹این ساختار اجتماعی، در هر دوره‌ای متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی و تغییر نسل‌ها، نیازمند بازسازی و تحول است؛ تحولی بنیادین و انقلابی که چارچوب‌ها و مبانی پیشین را دگرگون سازد تا بتواند پاسخگوی نیازهای جدید نسل نوجوان و جوان باشد. از این‌رو، مسجد در هر زمان و مکانی نیازمند بازخوانی، بازسازی و نوسازی است؛ تا با پویایی، نشاط و فعالیت مؤثر، نقش محوری و کانونی خود را در محله حفظ کند. 🔸در غیر این صورت، مسجد به تدریج به حاشیه زندگی اجتماعی رانده می‌شود و نهادهای دیگری همچون برج‌های مسکونی و فروشگاه‌های بزرگ تجاری یا کانون‌های هنری و باشگاه‌های ورزشی جایگزین آن خواهند شد؛ نهادهایی که محوریت فکری، اندیشه‌ای و حتی مرجعیت عملی مردم محله را به دست می‌گیرند. 🔹از این‌رو، نیازمند طرحی تحولی و دستگاهی فلسفی و نظری از تحول و پویایی هستیم تا بتوانیم ساختار مسجد را به‌درستی و متناسب با مقتضیات زمان و مکان متحول و پویا کنیم. ✍ سید مهدی موسوی چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3262
آثار به زبان عربی
يعد كتاب مدخل إلى منهج قراءة مؤلفات الشهيد الإمام الخامنئي بمثابة “خارطة طريق” معرفية لكل باحث أو قارئ يسعى للإبحار في المحيط الفكري الواسع للإمام الشهيد الخامنئي بدلاً من القراءة المشتتة، يقدم المؤلف نظاماً بحثياً منسجماً ينتقل بالقارئ تدرجياً من “السطح إلى العمق”، ومن “المتشابهات إلى المحكمات”. مقتطف من كتاب مدخل إلى منهج قراءة مؤلفات الشهيد الإمام الخامنئي إن أحد كبار المفكرين المعاصرين الذين يمتلكون مؤلفات وأفكارا سامية وعميقة ومتقدمة للغاية، والذين ينبغي تدوين مسار بحثي منسجم ومتوافق لمؤلفاتهم، هو آية الله العظمى الشهيد الإمام الخامنئي. ويعد سماحته من الشخصيات الفكرية والعلمية والفقهية والكلامية والتفسيرية البارزة في عصرنا، وقد شرع منذ سنوات شبابه في إنتاج مؤلفات علمية وفكرية قيمة، وكان على الدوام موضع تأييد ودعم وتشجيع كبار قادة الثورة الإسلامية، ومنهم الإمام الخميني، والشهيد المطهري، وسائر مفكري الثورة الإسلامية. لقد كانت أفكار ومؤلفات هذا المفكر الكبير، خلال العقود الماضية، موجّهة للنضالات الاجتماعية والثقافية والسياسية لجماعة من المناضلين والمصلحين في مجتمعنا، وبعد رحيل الإمام الخميني أصبحت دليلا فكريا وثقافيا لنظام الجمهورية الإسلامية في إيران. هوية الكتاب اسم الكتاب: مدخل إلى منهج قراءة مؤلفات الشهيد الإمام الخامنئي تأليف: السيد مهدي الموسوي ترجمة: حسن شرارة نشر: دار الوفاء للثقافة والإعلام عدد الصفحات: 55 صفحة الطبعة: الأولى، 2026م https://dar.alwafa.org/38524/mo2lfat-imam-khamenei/ •┈┈••✾••┈┈• ❇️
يُقدم كتاب وليس كمثله رجل – الشخصية العلمية للإمام الخامنئي قراءة استثنائية في المسيرة المعرفية للإمام الشهيد الخامنئي، متجاوزاً صورته القيادية والسياسية ليتعمق في جذوره كعالم ومفكر اجتماعي. ويستعرض المؤلف ملامح هذه الشخصية عبر رحلة تبدأ من التربية الأسرية والأنس بالأدب، وصولاً إلى قمة الاجتهاد في الفقه والأصول والتبحر في الفلسفة وعلم الرجال وغيرها من المجالات. مقتطف من كتاب وليس كمثله رجل من اللازم في وصف وتبيين نظرية العلوم الإنسانيّة لــ آية الله الخامنئي أن يُلقى نظرة إجماليّة على شخصيّته العلميّة والتخصّصية، كي يُعرَف الأساس المعرفي ومنطلق التنظير لديه في ميدان العلوم الإنسانيّة على نحو أوضح، فلا يُتلقّى دخوله في مباحث العلوم الإنسانيّة على أنّه انطلاق من موقع سياسي أو سلطوي. إنّ حضور آية الله الخامنئي في ميدان السياسة وإدارة البلاد أدّى إلى أن تتأثّر سائر أبعاده الشخصيّة، ولا سيّما أبعاده العلميّة التخصّصية والثقافيّة، فتغدو في الظلّ. وللأسف لم يُنجَز حتّى الآن تقرير وتحليل شامل لمساره الدراسي والبحثي والأكاديمي. يسعى هذا الكتاب إلى تناول الأبعاد العلميّة والتخصّصية لآية الله الخامنئي، وهي الأبعاد التي كان لها أثر كبير في تكوين نظريّته في مجال العلوم الإنسانيّة. هوية الكتاب اسم الكتاب: وليس كمثله رجل – الشخصية العلمية للإمام الخامنئي تأليف: السيد مهدي الموسوي ترجمة: حسن شرارة تصحيح وتدقيق: الدكتور الشيخ حسين اليوسف نشر: دار الوفاء للثقافة والإعلام عدد الصفحات: 96 صفحة الطبعة: الأولى، 2026م https://dar.alwafa.org/38517/shakhsyt-alkamenei/
❤️مسئولیت اجتماعی و ولایت مؤمنانه در مدیریت فرهنگی تحول‌گرا 🔹یکی از مسائل بسیار مهمی که در بحث مدیریت فرهنگی تحول‌گرا لازم است به آن توجه کنیم ـ و بارها نیز به آن اشاره شده است ـ این است که فعالیت فرهنگی و مدیریت فرهنگی، بر مفهوم مسئولیت اجتماعی استوار است. 🔸مسئولیت اجتماعی در واقع همان ظهور «ولایت مؤمنانه» است؛ ولایتی که بر اساس آن، مؤمنان تک‌تک نسبت به یکدیگر وظیفه دارند؛ همان‌گونه که در آیه ۷۱ سوره توبه به آن اشاره شده است. «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ ; ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎﺯﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺣﻤﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ; ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .(توبه ٧١) 🔹باید بر پایه مسئولیت اجتماعی و ولایت اجتماعی مؤمنان، و آن تعهد و تعهد دوسویه‌ای که میان مؤمنان در فعالیت‌های اجتماعی وجود دارد، حرکت کرد و زیر بار تعهدات بزرگ توحیدی، زیر بار تعهدات بزرگ حکومت اسلامی و حاکمیت دینی رفت و برای تحقق حاکمیت دینی تمام تلاش و کوشش خودمان را انجام دهیم. 🔸اما نکته مهمی که وجود دارد این است که باید مسئولیت‌ها را درست شناخت. شناخت درست مسئولیت، رمز موفقیت است. 🔸اگر انسان، اولاً مسئولیتش را درست بشناسد، ثانیاً به‌موقع مسئولیتش را انجام دهد، و ثالثاً در برابر مسئولیتش پاداش و چشم‌داشتی از دیگران نداشته باشد، این انسان می‌تواند تحولی را ایجاد کند و زیر بار سخت‌ترین و سنگین‌ترین مشکلات جامعه اسلامی برود. این، رکنی بسیار مهم است. 🔹اما این‌که انسان باید مسئولیتش را درست تشخیص بدهد، یعنی این که آیا در این شرایط مسئولیتی بر عهده‌اش هست یا نیست، اولین نکته‌ای است که باید به آن توجه کرد. 🔸مسئله مسئولیت با آرمان و هدف انسان نسبت دارد. انسان هر آرمان و هدفی که داشته باشد، نوع خاصی از تعهدها و مسئولیت‌ها را می‌پذیرد و زیر نوع خاصی از تعهدها و مسئولیت‌ها می‌رود. انسانی که هدفش خدا، تحقق حاکمیت دین خدا، هدایت مردم و راهبری مردم برای تحقق دین خدا باشد، بزرگ‌ترین آرمان و هدف توحیدی را انتخاب کرده و باید به لوازم آن هم تن دهد و حقوق آن را نیز به رسمیت بشناسد. 🔸دومین ویژگی این است که مسئولیت، علاوه بر نسبتی که با آرمان و هدف زندگی انسان دارد، با واقعیت‌های زندگی و نیازهای زمان هم نسبتی دارد و به پر کردن خلأها، کمبودها و نقص‌ها می‌انجامد. مسئولیت آن کار و آن تلاشی است که خلأ مهمی را در جامعه پر کند، جامعه را بیمه کند، جامعه را مستغنی کند، جامعه را خوشحال کند، مردم را نگران و مضطرب نکند و دچار دردسر نکند. بنابراین، پر کردن خلأ و رفع نواقص از جمله مهم‌ترین اقداماتی است که در شناخت مسئولیت‌ها باید به آن توجه کرد. 🔹نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که در انتخاب مسئولیت‌ها باید از یک سلسله انسان‌های راهنما و راه‌بلد استفاده کرد. این انسان‌های راهنما و راه‌بلد هم می‌توانند مسیر را باز کنند، افق‌های نو و گسترده‌ای را منتشر کنند، و هم می‌توانند انسان را به یک عنصر فعال، تجربه‌گر، پرنشاط، بااخلاق و باعقل تبدیل کنند. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3266
📌نقش راه‌بلدان و مشاوران در انتخاب مسئولیت‌های فرهنگی و اجتماعی انسان‌های راه‌بلد که می‌توانند مرجع مشاوره و هم‌افزایی برای مسئولیت‌شناسی کنشگر تحول‌گرا باشند، به دو دسته تقسیم می‌شوند: ⏹ ۱. رهبران و مدیران اجتماعی و سیاسی 🔹دسته نخست، رهبران و مدیران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستند؛ افرادی که بر پایه دانش، تجربه و تخصصی که دارند، وارد عرصه‌های فکری، فرهنگی و تربیتی شده‌اند و از موفقیت‌های لازم برخوردارند. این افراد توانایی راهبری و مدیریت نیروهای جدید، به‌ویژه کنشگران فرهنگی را دارا هستند. آن‌ها می‌توانند مرجع فکری، مشورتی و تربیتی انسان باشند؛ زیرا انسان از طریق پرسش و پاسخ، نشست و برخاست، هم‌فکری و همکاری با این مدیران و شخصیت‌ها قطعاً مطالب تازه‌ای می‌آموزد. 🔹هم‌نشینی با چنین رهبرانی به انسان کمک می‌کند تا افق‌های جدید زندگی را کشف کند، از تجربیات آنان بهره گیرد، و برای ورود به زیر بار مسئولیت‌های بزرگ جمعی و اجتماعی آماده شود. 🔸این رهبران علاوه بر هدایت فکری، نقش الگو و مربی دارند؛ زیرا رفتار و منش آنان خود نوعی آموزش غیرمستقیم است. اگر کنشگران فرهنگی و اجتماعی بتوانند ارتباط مستمر و سازنده با چنین مدیرانی برقرار کنند، عملاً بخشی از مسیر رشد و بلوغ فکری و مسئولیت‌پذیری آنان هموار می‌شود. ⏹ ۲. مشاوران و متخصصان تربیتی و روان‌شناختی 🔹دسته دوم کسانی هستند که در مسیر انتخاب مسئولیت‌ها و درست حرکت کردن در جهت انجام آن‌ها، به انسان کمک می‌کنند: مشاوران و متخصصان تربیت، مشاوره، و روان‌شناسی. 🔸این افراد با بهره‌گیری از دانش روان‌شناختی، تربیتی و مطالعات رفتاری می‌توانند شخصیت افراد را بهتر بشناسند، ویژگی‌های مثبت آنان را تقویت و اشکالاتشان را آشکار کنند، و مسیر رشد و کنش فرهنگی‌شان را نشان دهند. 🔹مشاوران با بررسی علایق، توانایی‌ها و قابلیت‌های کنشگران فکری و فرهنگی، می‌توانند به آنان کمک کنند تا مسئولیت‌های خود را در «زمان»، «موقعیت»، و «شرایط» درست تشخیص دهند و به درستی انجام دهند. همچنین این مشاوران قادرند فضای گفت‌وگو و ارتباط فعال میان نسل جوان و نهادهای فرهنگی را فراهم کنند تا فرآیند تربیت و مسئولیت‌پذیری به شکل مستمر و انسانی صورت گیرد. 🔸مشاوران و متخصصان علوم تربیتی اگر خودشان شخصیت انقلابی، ولایی و متوازن داشته باشند و از هرگونه افراط و تفریط نسبت به افراد، سخنران‌ها و گروه‌ها و جریان‌ها پرهیز کنند، می‌توانند تأثیرگذارترین نقش را در هدایت جوانان و کنشگران فرهنگی ایفا کنند. در این صورت، فعالیت آنان نه‌تنها به رشد فردی منتهی می‌شود، بلکه به بالندگی جمعی نیز می‌انجامد ـ جامعه‌ای شکل می‌گیرد که در آن افراد با شناخت درست مسئولیت‌هایشان، به سوی تحقق ارزش‌های توحیدی و اجتماعی گام برمی‌دارند. ❇️ جمع‌بندی در مجموع، مسیر رشد فرهنگی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی بدون بهره‌مندی از راه‌بلدان فکری (رهبران و مدیران) و مشاوران تربیتی و اجتماعی کامل نمی‌شود. ترکیب هدایت فکری و مشاوره علمی، پلی میان آرمان‌های بلند فرهنگی و اقدام‌های واقعی اجتماعی می‌سازد؛ پلی که بر پایه ولایت مؤمنانه و شناخت درست از مسئولیت‌ها، جامعه را به سمت بلوغ فرهنگی و معنوی سوق می‌دهد. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3267
📌نقش تبیین‌گری و ارتباط مردمی در پیشبرد مسیر تحول 🔹در مسیر هر تحولی، همواره موانعی از سوی ذی‌نفعان وضع موجود پدید می‌آیند؛ افراد کوته فکری که منافعشان در خطر است، با مخالفت، جوسازی و تهمت‌زنی و شایعه پراکنی تلاش می‌کنند تا با روایت‌سازی‌های جعلی و نادرست مانع حرکت تحول‌آفرین شوند. 🔸از این رو، مسیر تحول بسیار دشوار است و نیازمند صرف زمان و انرژی فراوان می‌باشد؛ باید با تبیینی صحیح و بر پایه‌ی منطق و مستندات شرعی و قانونی، چهره‌ی واقعی جریان‌های ذی‌نفع را آشکار کرد. زیرا این جریان‌ها معمولاً خود را شریف، وظیفه‌شناس، دلسوز، و قانون‌مدار معرفی می‌کنند و گذشته را مطلوب جلوه می‌دهند، درحالی‌که تحول را منفی و مخرب نشان می‌دهند. بسیاری از کسانی که از رشد لازم برخوردار نیستند و به سنت‌های گذشته خو گرفته‌اند و انگیزه‌ای برای تحول و پویایی، رشد و تکامل ندارند، ناخودآگاه این روایت را می‌پذیرند و با تحول و تحول‌گر مخالفت می‌کنند. 🔹در چنین شرایطی، مهم‌ترین اقدام، به میدان آمدن همه دلسوزان و دغدغه‌مند آن و شکل‌گیری تشکلی از مؤمنان و همراهان جریان تحول است که با جهاد تبیین به صحنه بیایند و روایت غلط را بشکنند؛ حقیقت، ضرورت، دستاوردها و آینده‌ی تحول را برای مردم روشن سازند و هم‌زمان، مشکلات و کاستی‌های موجود را صادقانه بازگو کنند. 🔸به بیان دیگر، اگر وضع موجود - با همه‌ی نواقص، ضعف قانون‌مندی و نابسامانی‌هایش - به‌درستی برای مردم با زبانهای مختلف و از طرق متعدد توضیح داده شود، و هم‌زمان چهره‌ی مطلوب آینده و مسیر گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و لوازم آن برای آنان تبیین گردد، مردم بی‌تردید قانع خواهد شد و همراهی می‌کنند. در این حالت، روایت‌سازی دروغینِ صاحبان منافع گذشته نیز شکست خواهد خورد. 🔹 لکن برخی از افراد تأثیرگذار در شرایط فتنه و اختلافات درون مجموعه، ترجیح می‌دهند که کنار بکشند و در برابر زیاده‌خواهی‌ها سکوت کنند تا آسیبی به جایگاه و وجاهت آنها وارد نشود. اینها محافظه‌کارانه، احتیاط را در توقف و سکوت تفسیر می‌کنند و از دور صحنه را مشاهده می‌کنند تا چه اتفاق بیافتد بعد از اتمام قصایا، به عنوان استاد اخلاق و تحلیل‌گر اجتماعی به میدان آمده و از منافع به‌وجود آمده بهره‌مند می‌شوند. 🔸در چنین شرایطی کنشگر یا مدیر تحول نباید از تنهایی و سکوت و توقف آن جمعِ تبیین‌گران، گروه‌ها یا تشکل‌هایی که مسئول جهاد تبیین‌اند، ناامید شود بلکه وظیفه‌ی سنگینی بر عهده‌ دارد و خود باید مجاهدانه و مسلم‌وار به عرصه جهاد تبیین ورود پیدا کند. 🔹در خلأ تبیین‌گران و کنارکشیدن همراهان به هر دلیلی، خود مدیر یا امام جماعت باید پیش‌قدم شود، با افراد اثرگذار گفت‌وگوی چهره به چهره کند، حلقه‌ها و نشست‌هایی با بزرگان و دلسوزان مسجد تشکیل دهد، حقیقت امر را بازگو کند و به تبیین دقیق وضع موجود و ناهنجاری‌های شرعی، اخلاقی و قانونی بپردازد و بایسته‌های آینده‌ی مطلوب را با روش‌های اقناعی بیان کند تا جلوی روایت‌های تحریف‌شده گرفته شود. باید این فهم عمومی را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل نماید. 🔸هرگاه مردم به درک ضرورت تحول و رشد برسند و آن را به مطالبه‌ای جمعی مبدل کنند، بزرگ‌ترین پشتوانه برای پیشبرد مسیر تحول فراهم می‌شود. 🔹کلید این موفقیت، ارتباط مستقیم، مستمر و صمیمی با مردم در راستای رشد فکری و ارتقا وجودی است؛ حتی اگر دشوار باشد، زمان ببرد یا ظاهراً با شأن مدیریتی و جایگاه اجتماعی سازگار نباشد. آن‌گاه که این ارتباط صادقانه و تبیین‌گر و اقناع‌آور شکل بگیرد، مسیر تحول با قدرت ادامه خواهد یافت، ان‌شاءالله. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3268
📌 گفتار درمانی یا عمل محوری در مدیریت فرهنگی: دو رویکرد متفاوت 🔹 دو رویکرد متفاوت در حوزه کار فرهنگی و تربیتی وجود دارد: رویکردی که بر «گفتار درمانی» و مباحث انتزاعی عرفانی تأکید دارد و رویکردی که «مسئولیت مداری» و «عمل اجتماعی» را محور قرار می‌دهد. ⏹ رویکرد اول: گفتار درمانی و عرفان‌گرایی 🔹در برخی از جریان‌های فرهنگی که گرایش به معنویت، عرفان و تصوف دارند، هنگامی که سخن از کار فرهنگی و تربیتی به میان می‌آید، تمرکز اصلی بر گفتار و سخنان جذاب، نصایح عرفانی، و تفاسیر و تأویل‌های معنوی است. این رویکرد، مخاطب را به جای پرداختن به عمل، مسئولیت اجتماعی، حضور در میان مردم، و خدمت، به مشغولیت با مباحث انتزاعی، فلسفی و عرفانی دعوت می‌کند. 🔸این افراد با استفاده از شاعرانگی، جذابیت بیانی و ادبی، تصویری آرمانی و معنوی از کار فرهنگی ترسیم می‌کنند و مخاطبان را به دنبال کردن مباحث عمیق، نشستن پای درس استاد، و شنیدن سخنان جذاب سوق می‌دهند. هدف در این رویکرد، تفکر در وجود، روشن کردن نسبت فرد با مسائل جهان، و حرکت از علم حصولی به علم حضوری است. 🔹این جریان، صرفاً به گفتگو، بحث عرفانی، و تأویل‌های زندگی دعوت می‌کنند. "حرف درمانی" در این رویکرد جایگاه ویژه‌ای دارد؛ استاد سخن می‌گوید و شاگرد که در حکم مرید است، مشتاقانه به دنبال شنیدن و فهمیدن کلام اوست. این سیر، از جلسه‌ای به جلسه دیگر، از کتابی به کتاب دیگر ادامه می‌یابد تا شاگرد بتواند از علم حصولی به علم حضوری دست یابد. در این نگاه، تفکر و کار فرهنگی صرفاً سخن گفتن و سخن شنیدن تقلیل می‌یابد. گروه‌های مباحثاتی تشکیل می‌شوند و انجمن‌های گفتگو محور راه‌اندازی می‌گردد، اما از حضور میدانی، ارتباط با مردم عادی، و خدمت اجتماعی پرهیز می‌شود، زیرا این امور کار فرهنگی محسوب نمی‌شوند. ⏹ رویکرد دوم: مسئولیت مداری و محوریت عمل اجتماعی در مقابل، رویکرد "مسئولیت مداری با محوریت عمل اجتماعی است . این رویکرد اگرچه اهمیت بحث علمی، نظری، معنویت و حکمت را نفی نمی‌کند، اما این موارد را مقدمه‌ای برای خدمت، تلاش، و کوشش می‌داند. در این رویکرد، کنش و عمل معیار سنجش اندیشه‌ها و دستگاه‌های فکری است. بر مبنای مدیریت مسئولیت مدار، «عمل و خدمت به خلق» بر پایه حکمت توحیدی و با رویکرد معنویت، از اهمیت بالایی برخوردار است. امام خمینی و امام شهید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیهما) همواره بر این نکته تأکید داشته‌اند که غایت حکمت نظری و عملی، و غایت همه معارف اسلامی، عمل است؛ عملی جمعی، ایمانی، و در جهت خدمت به خلق برای حرکت به سوی کمال مطلق. 🔸در این رویکرد، عمل حرف آخر را می‌زند. سخن، شنیدن، و گفتن، مقدمه‌ای برای عمل هستند. مهم، کار، تلاش، تعهد، و مسئولیت است که باید معیار برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌ها باشد. سخنان زیبا، نصایح عرفانی، و معنوی تنها در صورتی مؤثر و مفیدند که به عمل، خدمت به خلق، و عبودیت فردی و اجتماعی منجر شوند. در غیر این صورت، فایده‌ای نخواهند داشت. 🔹در این رویکرد، کسب مهارت‌های زندگی و تجربه عملی و حضور در اجتماع بسیار اساسی است. مسیر سیر و سلوک معنوی انسان در عمل، تجربه، زندگی، تلاش و کوشش تعریف می‌شود. حرکت از علم حصولی به علم حضوری، جز در مقام عمل، در حرکت اجتماعی، و در زندگی با مردم کوچه و بازار میسر نخواهد شد و در صورت تحقق نیز، سیر ناقص و یک‌بعدی خواهد بود. 🔸عرفان، معنویت، حکمت، و سیر و سلوک معنوی تنها از طریق حضور در جامعه، عمل به احکام شریعت، تحقق برنامه حکومت اسلامی و دینی در متن جامعه، خدمت به خلق، و تحقق "آزادی" (از استبداد، استکبار، هواهای نفسانی، جبرهای اجتماعی، و انتظار بیهوده از آینده) و "عدالت" (اجتماعی، سیاسی، فرهنگی) محقق می‌شود. آزادی و عدالت امور قابل دستیابی هستند نه مفاهیمی برای گفتگوهای ذهنی. اینها محصول حرکت و تلاش جمعی انسان‌ها در درون حاکمیت دینی است و تک تک افراد و کنشگران اجتماعی، موظف به تحقق عدالت بر پایه عقلانیت و معنویت هستند. این امر، ره آورد معنویت و آزادگی روح انسان‌ها در متن زندگی و ارتباطات انسانی با مردم کوچه و بازار است. ✍ سید مهدی موسوی جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3269
📌تحول به چه قیمت؟ ⏹ بخش اول: یکی از پرسش‌های اساسی در مسیر تحول و دگرگونی اجتماعی، این است که این دگرگونی به چه قیمتی باید حاصل شود؟ هر تحولی، ناگزیر با مجموعه‌ای از تغییرات و دگرگونی‌ها همراه است که بالطبع، هزینه‌هایی دارد. بدون هزینه هیچ تحولی ممکن نیست. از جمله هزینه‌های آن این است که گروهی را خشنود و گروهی دیگر را ناراضی می‌سازد. ⏹ناراضیان حداقل سه گروه ناراضی از تحول وجود دارد: ✔️ گروه اول: افرادی که منافعشان در گرو وضعیت موجود بوده و پاسخگوی کسی نبوده‌اند، قطعاً از تحول ناخرسند خواهند شد. ✔️ گروه دوم: کسانی که به روال عادی و معمول خو گرفته‌اند و اندیشه‌ای جز تداوم وضع موجود ندارند، با تحول همراه نخواهند بود. ✔️ گروه سوم: طیف دیگری وجود دارد که خود منافعی ندارند اما براساس احساسات فردگرایانه‌ی اخلاقی، معتقدند که چون در تحول‌های اجتماعی، منافع شخصی برخی از افراد بهره‌مند به خطر می‌افتد پس نباید هیچ اقدامی کرد. حال مهم نیست که آن منافع شرعی، قانونی و عادلانه بوده است یا نه. ⏹خشنودان در مقابل طیف محدود ناراضیان، توده‌های مردمی قرار دارند که سالیان سال از منافع و منابع آن ساختار اجتماعی بی‌بهره بوده‌اند، لذا با مشاهده تحول و برقراری عدالت و امکان بهره‌مندی عمومی، شادمان خواهند شد. همچنین، افرادی که سال‌ها به بهانه‌های گوناگون مورد بدرفتاری، توهین و اجحاف قرار گرفته‌اند، از تحولی که ساختارهای غلط گذشته را دگرگون کرده و نظامی مبتنی بر کرامت، اخلاق و ارزش‌های دینی بنا نهد، استقبال خواهند کرد. ⏹ شاخصه‌های تحول ارزشمند حال به این پرسش پاسخ می‌دهیم که تحول به چه قیمتی باید صورت گیرد؟ در پاسخ باید گفت که تحول ارزشمند بر سه رکن اساسی استوار است همانگونه که امام علی علیه السلام به زیبایی به مالک اشتر شاخص‌های سه‌گانه‌ی مدیریت و تحول جامعه را بیان فرموده است: «وَلْيَکُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، وَأَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ، فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ، وَإِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ؛ وَلَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِيَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَؤُونَةً فِي الرَّخَاءِ، وَأَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلاَءِ، وَأَکْرَهَ لِلاِْنْصَافِ، وَأَسْأَلَ بِالاِْلْحَافِ، وَأَقَلَّ شُکْراً عِنْدَ الاِْعْطَاءِ، وَأَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ، وَأَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ؛ وَإِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَجِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَالْعُدَّةُ لِلاَْعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الاُْمَّةِ؛ فَلْيَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَمَيْلُکَ مَعَهُمْ. [نهج‌البلاغه نامه ۵۳] «بايد محبوبترين امور نزد تو ميانه ‌ترينش در حق، و همگانى ‌ترينش در عدالت، و جامع‌ترينش در خشنودى رعيت باشد، چرا كه خشم عموم خشنودى خواص را بى‌ نتيجه مى‌ كند، و خشم خواص در برابر خشنودى عموم بى ‌اثر است. و به وقت آسانى و رفاه احدى از رعيّت بر والى پر خرج‌تر، و زمان‌ مشكلات كم يارى تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان بخشش كم سپاس‌تر، و وقت منع از عطا دير عذر پذيرتر، و در حوادث روزگار بى ‌صبرتر از خواص نيست. همانا ستون دين، و جمعيّت مسلمانان، و مهيا شدگان براى جنگ با دشمن توده مردمند، پس بايد توجه و ميل تو به آنان باشد.» این روایت به وضوح سه گانه [أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ] یعنی ۱. حق (شریعت)، ۲. عدالت و ۳. مصلحت عمومی (رضایت رعیت) را به عنوان معیارهای اصلی در اتخاذ تصمیمات و پیشبرد امور، به ویژه در زمان تحول، معرفی می‌کند. این سه اصل، لازم و ملزوم یکدیگرند و تحقق همزمان آن‌ها، ضامن یک تحول پایدار، عادلانه و مورد رضایت همگان خواهد بود. 🛑 ادامه دارد ... ✍ سید مهدی موسوی شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3270