📌نقش راهبلدان و مشاوران در انتخاب مسئولیتهای فرهنگی و اجتماعی
انسانهای راهبلد که میتوانند مرجع مشاوره و همافزایی برای مسئولیتشناسی کنشگر تحولگرا باشند، به دو دسته تقسیم میشوند:
⏹ ۱. رهبران و مدیران اجتماعی و سیاسی
🔹دسته نخست، رهبران و مدیران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستند؛ افرادی که بر پایه دانش، تجربه و تخصصی که دارند، وارد عرصههای فکری، فرهنگی و تربیتی شدهاند و از موفقیتهای لازم برخوردارند.
این افراد توانایی راهبری و مدیریت نیروهای جدید، بهویژه کنشگران فرهنگی را دارا هستند. آنها میتوانند مرجع فکری، مشورتی و تربیتی انسان باشند؛ زیرا انسان از طریق پرسش و پاسخ، نشست و برخاست، همفکری و همکاری با این مدیران و شخصیتها قطعاً مطالب تازهای میآموزد.
🔹همنشینی با چنین رهبرانی به انسان کمک میکند تا افقهای جدید زندگی را کشف کند، از تجربیات آنان بهره گیرد، و برای ورود به زیر بار مسئولیتهای بزرگ جمعی و اجتماعی آماده شود.
🔸این رهبران علاوه بر هدایت فکری، نقش الگو و مربی دارند؛ زیرا رفتار و منش آنان خود نوعی آموزش غیرمستقیم است. اگر کنشگران فرهنگی و اجتماعی بتوانند ارتباط مستمر و سازنده با چنین مدیرانی برقرار کنند، عملاً بخشی از مسیر رشد و بلوغ فکری و مسئولیتپذیری آنان هموار میشود.
⏹ ۲. مشاوران و متخصصان تربیتی و روانشناختی
🔹دسته دوم کسانی هستند که در مسیر انتخاب مسئولیتها و درست حرکت کردن در جهت انجام آنها، به انسان کمک میکنند: مشاوران و متخصصان تربیت، مشاوره، و روانشناسی.
🔸این افراد با بهرهگیری از دانش روانشناختی، تربیتی و مطالعات رفتاری میتوانند شخصیت افراد را بهتر بشناسند، ویژگیهای مثبت آنان را تقویت و اشکالاتشان را آشکار کنند، و مسیر رشد و کنش فرهنگیشان را نشان دهند.
🔹مشاوران با بررسی علایق، تواناییها و قابلیتهای کنشگران فکری و فرهنگی، میتوانند به آنان کمک کنند تا مسئولیتهای خود را در «زمان»، «موقعیت»، و «شرایط» درست تشخیص دهند و به درستی انجام دهند. همچنین این مشاوران قادرند فضای گفتوگو و ارتباط فعال میان نسل جوان و نهادهای فرهنگی را فراهم کنند تا فرآیند تربیت و مسئولیتپذیری به شکل مستمر و انسانی صورت گیرد.
🔸مشاوران و متخصصان علوم تربیتی اگر خودشان شخصیت انقلابی، ولایی و متوازن داشته باشند و از هرگونه افراط و تفریط نسبت به افراد، سخنرانها و گروهها و جریانها پرهیز کنند، میتوانند تأثیرگذارترین نقش را در هدایت جوانان و کنشگران فرهنگی ایفا کنند.
در این صورت، فعالیت آنان نهتنها به رشد فردی منتهی میشود، بلکه به بالندگی جمعی نیز میانجامد ـ جامعهای شکل میگیرد که در آن افراد با شناخت درست مسئولیتهایشان، به سوی تحقق ارزشهای توحیدی و اجتماعی گام برمیدارند.
❇️ جمعبندی
در مجموع، مسیر رشد فرهنگی و مسئولیتپذیری اجتماعی بدون بهرهمندی از راهبلدان فکری (رهبران و مدیران) و مشاوران تربیتی و اجتماعی کامل نمیشود.
ترکیب هدایت فکری و مشاوره علمی، پلی میان آرمانهای بلند فرهنگی و اقدامهای واقعی اجتماعی میسازد؛ پلی که بر پایه ولایت مؤمنانه و شناخت درست از مسئولیتها، جامعه را به سمت بلوغ فرهنگی و معنوی سوق میدهد.
✍ سید مهدی موسوی
جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3267
📌نقش تبیینگری و ارتباط مردمی در پیشبرد مسیر تحول
🔹در مسیر هر تحولی، همواره موانعی از سوی ذینفعان وضع موجود پدید میآیند؛ افراد کوته فکری که منافعشان در خطر است، با مخالفت، جوسازی و تهمتزنی و شایعه پراکنی تلاش میکنند تا با روایتسازیهای جعلی و نادرست مانع حرکت تحولآفرین شوند.
🔸از این رو، مسیر تحول بسیار دشوار است و نیازمند صرف زمان و انرژی فراوان میباشد؛ باید با تبیینی صحیح و بر پایهی منطق و مستندات شرعی و قانونی، چهرهی واقعی جریانهای ذینفع را آشکار کرد. زیرا این جریانها معمولاً خود را شریف، وظیفهشناس، دلسوز، و قانونمدار معرفی میکنند و گذشته را مطلوب جلوه میدهند، درحالیکه تحول را منفی و مخرب نشان میدهند. بسیاری از کسانی که از رشد لازم برخوردار نیستند و به سنتهای گذشته خو گرفتهاند و انگیزهای برای تحول و پویایی، رشد و تکامل ندارند، ناخودآگاه این روایت را میپذیرند و با تحول و تحولگر مخالفت میکنند.
🔹در چنین شرایطی، مهمترین اقدام، به میدان آمدن همه دلسوزان و دغدغهمند آن و شکلگیری تشکلی از مؤمنان و همراهان جریان تحول است که با جهاد تبیین به صحنه بیایند و روایت غلط را بشکنند؛ حقیقت، ضرورت، دستاوردها و آیندهی تحول را برای مردم روشن سازند و همزمان، مشکلات و کاستیهای موجود را صادقانه بازگو کنند.
🔸به بیان دیگر، اگر وضع موجود - با همهی نواقص، ضعف قانونمندی و نابسامانیهایش - بهدرستی برای مردم با زبانهای مختلف و از طرق متعدد توضیح داده شود، و همزمان چهرهی مطلوب آینده و مسیر گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و لوازم آن برای آنان تبیین گردد، مردم بیتردید قانع خواهد شد و همراهی میکنند. در این حالت، روایتسازی دروغینِ صاحبان منافع گذشته نیز شکست خواهد خورد.
🔹 لکن برخی از افراد تأثیرگذار در شرایط فتنه و اختلافات درون مجموعه، ترجیح میدهند که کنار بکشند و در برابر زیادهخواهیها سکوت کنند تا آسیبی به جایگاه و وجاهت آنها وارد نشود. اینها محافظهکارانه، احتیاط را در توقف و سکوت تفسیر میکنند و از دور صحنه را مشاهده میکنند تا چه اتفاق بیافتد بعد از اتمام قصایا، به عنوان استاد اخلاق و تحلیلگر اجتماعی به میدان آمده و از منافع بهوجود آمده بهرهمند میشوند.
🔸در چنین شرایطی کنشگر یا مدیر تحول نباید از تنهایی و سکوت و توقف آن جمعِ تبیینگران، گروهها یا تشکلهایی که مسئول جهاد تبییناند، ناامید شود بلکه وظیفهی سنگینی بر عهده دارد و خود باید مجاهدانه و مسلموار به عرصه جهاد تبیین ورود پیدا کند.
🔹در خلأ تبیینگران و کنارکشیدن همراهان به هر دلیلی، خود مدیر یا امام جماعت باید پیشقدم شود، با افراد اثرگذار گفتوگوی چهره به چهره کند، حلقهها و نشستهایی با بزرگان و دلسوزان مسجد تشکیل دهد، حقیقت امر را بازگو کند و به تبیین دقیق وضع موجود و ناهنجاریهای شرعی، اخلاقی و قانونی بپردازد و بایستههای آیندهی مطلوب را با روشهای اقناعی بیان کند تا جلوی روایتهای تحریفشده گرفته شود. باید این فهم عمومی را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل نماید.
🔸هرگاه مردم به درک ضرورت تحول و رشد برسند و آن را به مطالبهای جمعی مبدل کنند، بزرگترین پشتوانه برای پیشبرد مسیر تحول فراهم میشود.
🔹کلید این موفقیت، ارتباط مستقیم، مستمر و صمیمی با مردم در راستای رشد فکری و ارتقا وجودی است؛ حتی اگر دشوار باشد، زمان ببرد یا ظاهراً با شأن مدیریتی و جایگاه اجتماعی سازگار نباشد. آنگاه که این ارتباط صادقانه و تبیینگر و اقناعآور شکل بگیرد، مسیر تحول با قدرت ادامه خواهد یافت، انشاءالله.
✍ سید مهدی موسوی
جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3268
📌 گفتار درمانی یا عمل محوری در مدیریت فرهنگی: دو رویکرد متفاوت
🔹 دو رویکرد متفاوت در حوزه کار فرهنگی و تربیتی وجود دارد: رویکردی که بر «گفتار درمانی» و مباحث انتزاعی عرفانی تأکید دارد و رویکردی که «مسئولیت مداری» و «عمل اجتماعی» را محور قرار میدهد.
⏹ رویکرد اول: گفتار درمانی و عرفانگرایی
🔹در برخی از جریانهای فرهنگی که گرایش به معنویت، عرفان و تصوف دارند، هنگامی که سخن از کار فرهنگی و تربیتی به میان میآید، تمرکز اصلی بر گفتار و سخنان جذاب، نصایح عرفانی، و تفاسیر و تأویلهای معنوی است. این رویکرد، مخاطب را به جای پرداختن به عمل، مسئولیت اجتماعی، حضور در میان مردم، و خدمت، به مشغولیت با مباحث انتزاعی، فلسفی و عرفانی دعوت میکند.
🔸این افراد با استفاده از شاعرانگی، جذابیت بیانی و ادبی، تصویری آرمانی و معنوی از کار فرهنگی ترسیم میکنند و مخاطبان را به دنبال کردن مباحث عمیق، نشستن پای درس استاد، و شنیدن سخنان جذاب سوق میدهند. هدف در این رویکرد، تفکر در وجود، روشن کردن نسبت فرد با مسائل جهان، و حرکت از علم حصولی به علم حضوری است.
🔹این جریان، صرفاً به گفتگو، بحث عرفانی، و تأویلهای زندگی دعوت میکنند. "حرف درمانی" در این رویکرد جایگاه ویژهای دارد؛ استاد سخن میگوید و شاگرد که در حکم مرید است، مشتاقانه به دنبال شنیدن و فهمیدن کلام اوست. این سیر، از جلسهای به جلسه دیگر، از کتابی به کتاب دیگر ادامه مییابد تا شاگرد بتواند از علم حصولی به علم حضوری دست یابد.
در این نگاه، تفکر و کار فرهنگی صرفاً سخن گفتن و سخن شنیدن تقلیل مییابد. گروههای مباحثاتی تشکیل میشوند و انجمنهای گفتگو محور راهاندازی میگردد، اما از حضور میدانی، ارتباط با مردم عادی، و خدمت اجتماعی پرهیز میشود، زیرا این امور کار فرهنگی محسوب نمیشوند.
⏹ رویکرد دوم: مسئولیت مداری و محوریت عمل اجتماعی
در مقابل، رویکرد "مسئولیت مداری با محوریت عمل اجتماعی است . این رویکرد اگرچه اهمیت بحث علمی، نظری، معنویت و حکمت را نفی نمیکند، اما این موارد را مقدمهای برای خدمت، تلاش، و کوشش میداند. در این رویکرد، کنش و عمل معیار سنجش اندیشهها و دستگاههای فکری است.
بر مبنای مدیریت مسئولیت مدار، «عمل و خدمت به خلق» بر پایه حکمت توحیدی و با رویکرد معنویت، از اهمیت بالایی برخوردار است. امام خمینی و امام شهید آیتالله العظمی خامنهای (رضوان الله تعالی علیهما) همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که غایت حکمت نظری و عملی، و غایت همه معارف اسلامی، عمل است؛ عملی جمعی، ایمانی، و در جهت خدمت به خلق برای حرکت به سوی کمال مطلق.
🔸در این رویکرد، عمل حرف آخر را میزند. سخن، شنیدن، و گفتن، مقدمهای برای عمل هستند. مهم، کار، تلاش، تعهد، و مسئولیت است که باید معیار برنامهریزیها و تلاشها باشد. سخنان زیبا، نصایح عرفانی، و معنوی تنها در صورتی مؤثر و مفیدند که به عمل، خدمت به خلق، و عبودیت فردی و اجتماعی منجر شوند. در غیر این صورت، فایدهای نخواهند داشت.
🔹در این رویکرد، کسب مهارتهای زندگی و تجربه عملی و حضور در اجتماع بسیار اساسی است. مسیر سیر و سلوک معنوی انسان در عمل، تجربه، زندگی، تلاش و کوشش تعریف میشود. حرکت از علم حصولی به علم حضوری، جز در مقام عمل، در حرکت اجتماعی، و در زندگی با مردم کوچه و بازار میسر نخواهد شد و در صورت تحقق نیز، سیر ناقص و یکبعدی خواهد بود.
🔸عرفان، معنویت، حکمت، و سیر و سلوک معنوی تنها از طریق حضور در جامعه، عمل به احکام شریعت، تحقق برنامه حکومت اسلامی و دینی در متن جامعه، خدمت به خلق، و تحقق "آزادی" (از استبداد، استکبار، هواهای نفسانی، جبرهای اجتماعی، و انتظار بیهوده از آینده) و "عدالت" (اجتماعی، سیاسی، فرهنگی) محقق میشود. آزادی و عدالت امور قابل دستیابی هستند نه مفاهیمی برای گفتگوهای ذهنی. اینها محصول حرکت و تلاش جمعی انسانها در درون حاکمیت دینی است و تک تک افراد و کنشگران اجتماعی، موظف به تحقق عدالت بر پایه عقلانیت و معنویت هستند. این امر، ره آورد معنویت و آزادگی روح انسانها در متن زندگی و ارتباطات انسانی با مردم کوچه و بازار است.
✍ سید مهدی موسوی
جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3269
📌تحول به چه قیمت؟
⏹ بخش اول:
یکی از پرسشهای اساسی در مسیر تحول و دگرگونی اجتماعی، این است که این دگرگونی به چه قیمتی باید حاصل شود؟ هر تحولی، ناگزیر با مجموعهای از تغییرات و دگرگونیها همراه است که بالطبع، هزینههایی دارد. بدون هزینه هیچ تحولی ممکن نیست. از جمله هزینههای آن این است که گروهی را خشنود و گروهی دیگر را ناراضی میسازد.
⏹ناراضیان
حداقل سه گروه ناراضی از تحول وجود دارد:
✔️ گروه اول: افرادی که منافعشان در گرو وضعیت موجود بوده و پاسخگوی کسی نبودهاند، قطعاً از تحول ناخرسند خواهند شد.
✔️ گروه دوم: کسانی که به روال عادی و معمول خو گرفتهاند و اندیشهای جز تداوم وضع موجود ندارند، با تحول همراه نخواهند بود.
✔️ گروه سوم: طیف دیگری وجود دارد که خود منافعی ندارند اما براساس احساسات فردگرایانهی اخلاقی، معتقدند که چون در تحولهای اجتماعی، منافع شخصی برخی از افراد بهرهمند به خطر میافتد پس نباید هیچ اقدامی کرد. حال مهم نیست که آن منافع شرعی، قانونی و عادلانه بوده است یا نه.
⏹خشنودان
در مقابل طیف محدود ناراضیان، تودههای مردمی قرار دارند که سالیان سال از منافع و منابع آن ساختار اجتماعی بیبهره بودهاند، لذا با مشاهده تحول و برقراری عدالت و امکان بهرهمندی عمومی، شادمان خواهند شد.
همچنین، افرادی که سالها به بهانههای گوناگون مورد بدرفتاری، توهین و اجحاف قرار گرفتهاند، از تحولی که ساختارهای غلط گذشته را دگرگون کرده و نظامی مبتنی بر کرامت، اخلاق و ارزشهای دینی بنا نهد، استقبال خواهند کرد.
⏹ شاخصههای تحول ارزشمند
حال به این پرسش پاسخ میدهیم که تحول به چه قیمتی باید صورت گیرد؟ در پاسخ باید گفت که تحول ارزشمند بر سه رکن اساسی استوار است همانگونه که امام علی علیه السلام به زیبایی به مالک اشتر شاخصهای سهگانهی مدیریت و تحول جامعه را بیان فرموده است:
«وَلْيَکُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، وَأَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ، فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ، وَإِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ؛ وَلَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِيَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَؤُونَةً فِي الرَّخَاءِ، وَأَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلاَءِ، وَأَکْرَهَ لِلاِْنْصَافِ، وَأَسْأَلَ بِالاِْلْحَافِ، وَأَقَلَّ شُکْراً عِنْدَ الاِْعْطَاءِ، وَأَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ، وَأَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ؛ وَإِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَجِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَالْعُدَّةُ لِلاَْعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الاُْمَّةِ؛ فَلْيَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَمَيْلُکَ مَعَهُمْ.
[نهجالبلاغه نامه ۵۳]
«بايد محبوبترين امور نزد تو ميانه ترينش در حق، و همگانى ترينش در عدالت، و جامعترينش در خشنودى رعيت باشد، چرا كه خشم عموم خشنودى خواص را بى نتيجه مى كند، و خشم خواص در برابر خشنودى عموم بى اثر است. و به وقت آسانى و رفاه احدى از رعيّت بر والى پر خرجتر، و زمان مشكلات كم يارى تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان بخشش كم سپاستر، و وقت منع از عطا دير عذر پذيرتر، و در حوادث روزگار بى صبرتر از خواص نيست. همانا ستون دين، و جمعيّت مسلمانان، و مهيا شدگان براى جنگ با دشمن توده مردمند، پس بايد توجه و ميل تو به آنان باشد.»
این روایت به وضوح سه گانه [أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ] یعنی ۱. حق (شریعت)، ۲. عدالت و ۳. مصلحت عمومی (رضایت رعیت) را به عنوان معیارهای اصلی در اتخاذ تصمیمات و پیشبرد امور، به ویژه در زمان تحول، معرفی میکند. این سه اصل، لازم و ملزوم یکدیگرند و تحقق همزمان آنها، ضامن یک تحول پایدار، عادلانه و مورد رضایت همگان خواهد بود.
🛑 ادامه دارد ...
✍ سید مهدی موسوی
شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3270
📌تحول به چه قیمت؟
⏹ بخش دوم ...
۱. رعایت حق و شریعت الهی
هر آنچه هماهنگ با حق و در راستای قانون و شریعت الهی باشد و به تحقق حق و اماته باطل منجر شود و رفتارهای غیر منطبق با حق، بیضابطه و اقدامات غیرشرعی را نفی کند، ارزشمند است. تحول به قیمت غلبه حق، قانون و شریعت، تحولی بنیادین است. در هر قیمتی که بتوان حق و قانون را بر جامعه حاکم کرد، شریعت الهی را همه مناسبات انسانی و معادلات اجتماعی در همه ساختارهای خرد و کلان جامعه مسلط ساخت و جلوی هرگونه تصرف باطل و غیرشرعی در منابع عمومی، منافع ملی و حقوق آحاد جامعه را گرفت، آن تحول، ارزشمند و بایسته است.
🔹پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
«اَتْقَى النّاسِ مَنْ قالَ الْحَقَّ فيما لَهُ وَ عَلَيْهِ؛. [من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 395،ح 5840]
با تقواترين مردم، كسى است كه حق را بگويد؛ به سودش باشد يا به ضررش.»
🔸امیر المومنین (علیه السلام) میفرماید:
«إنّ أفضَلَ الناسِ عندَاللّه مَن كانَ العَمَلُ بالحَقِّ أحَبَّ إلَيهِ و إن نَقَصَهُ و كَرَثَهُ مِن الباطِلِ وإن جَرَّ إلَيهِ فائدَةً و زادَهُ [خطبه ۱۲۵]
همانا برترين مردم نزد خداوند، كسى است كه عمل به حق را از عمل به باطل بيشتر دوست داشته باشد، اگر چه حق براى او كمبود و اندوه به بار آورد و باطل سود و فزونى به سويش بكشاند.»
🔸الراوي: قيلَ: إنَّ الْحارِثَ بْنَ حَوْطٍ أتاهُ فَقالَ: أتَراني أَظُنُّ أصْحابَ الْجَمَلِ كانُوا عَلى ضَلالَةٍ؟ فَقالَ عليه السلام:ياحارِثُ،إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ!إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ أَهْلَهُ،وَلَمْ تَعْرِفِ الْباطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتاهُ. [نهج البلاغه، الكلمات: 262.]
آورده اند حارث بن حوط ـ در حادثه جمل ـ به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: آيا از نظر شما من بايد اصحاب!جمل را گمراه بدانم؟ حضرت فرمود: اى حارث! تو جز پيش پاى خود را نمىبينى و از بالا به مسائل نمىنگرى و در نتيجه به حيرت افتادهاى. تو حق را را نشناختهاى تا اهلش را بازشناسى، باطل را نيز نمىشناسى، تا هر كه را كه به آن روى كرد، بشناسى.
🔸 فَقالَ عليه السلام:يا حارِثُ إِنَّهُ مَلْبُوسٌ عَلَيْكَ وَ إِنَّ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ لا يُعْرَفانِ بِالنّاسِ وَلكِنِ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ وَ اعْرِفِ الْباطِلَ تَعْرِفْ مَنْ أَتاهُ.[تاريخ اليعقوبى2: 210.]
حضرت فرمود: اى حارث! مسائل بر تو مشتبه شده است و بىگمان اشخاص نمىتوانند ملاك و معيار حق و باطل باشند، بلكه اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسى، و نيز اول باطل را بشناس تا هركه را كه به سوى آن گام نهاد بازشـناسى.»
۲. اقامهی عدالت
هرگاه تحول در راستای تحقق عدالت باشد، به گونهای که همگان بتوانند براساس استعداد و تلاش خود از منافع و منابع بهرهمند شوند و ظلمها و بیعدالتیها ریشهکن گردد، آن تحول، بسیار مناسب است. معیار در اینجا، عدالت است؛ یعنی بهرهمندی همگان، متناسب با جایگاهها و نیازها، از تمام ظرفیتهای موجود در ساختار جامعه.
🔸وَ سُئِلَ عليه السلام: أيُّهُما أَفْضَلُ: أَلْعَدْلُ، أوِ الْجُودُ؟ فَقالَ عليه السلام :الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَواضِعَها،وَالْجُودُ يُخْرِجُها مِنْ جِهَتِها،وَالْعـَـدْلُ سـائِسٌ عـامٌّ،وَالْجـُودُ عارِضٌ خاصٌّ،فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُما وَأَفْضَلُهُما. [نهج البلاغه، الكلمات: 431.]
از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيدند كه از داد و دهش كدام ارزشمندتر است؟
حضرت فرمود:عدل و داد همه چيز را در جايگاه خود مى نهد ـ امور را در مجراى خود جارى مى كند ـ در حالى كه جود و بخشش، كار را از مسير طبيعى خود بيرون مى برد. عدل، سياستى فراگير و، جود عارضه اى استثنايى است. در نتيجه: عدل برتر و بهتر از جود است.دهش وجود امور را از جهت طبيعى خود بيرون مى برد. عدل، سياسيى فراگير وجود، عارضه اى استثنايى است در نتيجه: عدل، اشرف و افضل از جود است.»
🔹الإمامُ عليٌّ (عليه السلام) فيما رَدَّهُ عَلَى المُسلِمينَ مِن قَطائعِ عُثمانَ:
و اللّه ِ لَو وَجَدتُهُ قَد تُزُوِّجَ بِه النِّساءُ و مُلِكَ (تُمُلِّكَ) بِهِ الإماءُ لَرَدَدتُهُ؛ فإنَّ في العَدلِ سَعَةً، و مَن ضاقَ عَلَيهِ العَدلُ فالجَورُ عَلَيهِ أضيَقُ.[نهج البلاغة: الخطبة15.]
امام على (عليه السلام) ـ درباره برگرداندن زمينهايى كه عثمان به تيول داده بود ـ فرمود: به خدا سوگند، اگر زمينى را بيابم كه به كابين زنان رفته و به وسيله آنها كنيزانى خريدارى شده باشند، بىگمان آن را برمىگردانم؛ زيرا، عدالت فراخ است و هركه عدالت بر او تنگ آيد، بىعدالتى بر وى تنگتر آيد.»
🛑 ادامه دارد...
✍ سید مهدی موسوی
شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3271
📌تحول به چه قیمت؟
⏹ بخش سوم ...
۳. تحقق مصلحت عمومی
هر کجا که مصالح عمومی و منافع همگان مد نظر قرار گیرد، تحول، ارزش و بهای خود را خواهد داشت. اما اگر مصلحت عموم جامعه، منافع نوجوانان، جوانان، بانوان، محله و شهر نادیده گرفته شود و تنها مصلحت یک فرد، خانواده یا گروهی خاص به هر دلیلی (اعم از دلیل اخلاقی یا رفاقتی) معیار قرار گیرد، آن تحول ظالمانه است. تحول باید به گونهای باشد که مصالح عمومی را لحاظ کرده و به پیش برد.
🔸در خطبه 126 نهج البلاغه آمده است که به امام علی علیه السلام گفتند كه مردم به دنيا دل بسته اند، معاويه با هدايا و پول هاى فراوان آنها را جذب مى كند شما هم از اموال عمومى به اشراف عرب و بزرگان قريش ببخش و از تقسيم مساوى بيت المال دست بردار تا به تو گرايش پيدا كنند. امام علیهالسلام در پاسخ فرمودند:
«أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ؟ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً، [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ. أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِي الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ لَا عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُكْرَهُمْ وَ كَانَ لِغَيْرِهِ وُدُّهُمْ، فَإِنْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ يَوْماً فَاحْتَاجَ إِلَى مَعُونَتِهِمْ فَشَرُّ خَلِيلٍ وَ أَلْأَمُ خَدِين.»
آيا به من دستور مى دهيد براى پيروزى خود، از جور و ستم در باره امّت اسلامى كه بر آنها ولايت دارم، استفاده كنم به خدا سوگند، تا عمر دارم، و شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى كنند، هرگز چنين كارى نخواهم كرد اگر اين اموال از خودم بود به گونه اى مساوى در ميان مردم تقسيم مى كردم تا چه رسد كه جزو اموال خداست.
آگاه باشيد بخشيدن مال به آنها كه استحقاق ندارند، زياده روى و اسراف است، ممكن است در دنيا مقام بخشنده آن را بالا برد، امّا در آخرت پست خواهد كرد، در ميان مردم ممكن است گرامى اش بدارند، امّا در پيشگاه خدا خوار و ذليل است. كسى مالش را در راهى كه خدا اجازه نفرمود مصرف نكرد و به غير اهل آن نپرداخت جز آن كه خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود، و دوستى آنها را متوجّه ديگرى ساخت، پس اگر روزى بلغزد و محتاج كمك آنان گردد، بدترين رفيق و سرزنش كننده ترين دوست خواهند بود.
⏹ ویژگیهای ناخشنودان تحول در کلام امام علیه السلام
براساس بیان امیرالمومنین در مدیریت اجتماعی و تحولات همواره باید عموم مردم را در نظر گرفت و به فکر رضایت برخی از خواص و نزدیکان نباید بود چراکه مجموعهای ویژگی در این خواص و نزدیکان وجود دارد که آسیب حرکت و تحول و مانع مدیریت و حکمرانی حق محور میشود.
ابن میثم بحرانی در شرح نامه ۵۳ نهجالبلاغه صفات نکوهیده خواصّ را که نباید به رضایت آنها تن داد را اینگونه بیان میکند:
۱. پر هزينه بودن آنها براى حاكم در موقع رفاه، از جهت زحمتى كه به خاطر آنها به دوش حاكم مى افتد، نه توده مردم.
۲. كم فايده بودن آنها موقع گرفتارى حاكم، به جهت علاقمندى آنها به دنيا و حفظ موقعيّتى كه دارند.
۳. به هنگام انصاف و عدالت ناراضىتر بودنشان، به دليل آزمندى بيشتر آنها در دنيا نسبت به توده مردم.
۴. به هنگام درخواست پافشارترند، زيرا آنها وقتى كه نياز به درخواستى داشته باشند، جرأت بيشترى نسبت به حاكم داشته، و بيش از مردم عادى، در نزد او خودنمايى و در گوش او زمزمه مى كنند.
۵. آنان به هنگام بخشش از طرف حاكم كمسپاستر هستند، به دليل اين كه معتقدند آنها از توده مردم حق بيشترى دارند، و به آنچه مى دهند سزاوارترند، و اعتقاد دارند كه حاكم به آنها نياز دارد و از آنها مى ترسد.
۶. اگر والى چيزى به آنها ندهد، ديرتر از توده مردم، عذر حاكم را پذيرايند: يعنى اين كه اگر حاكم در كارى از آنها معذرت خواهى كند، آنها كم گذشت ترند، به اين اعتقاد كه آنها از ديگران برترند و دادن حقوق بر آنها واجب و لازم و حق آنهاست.
۷. آنان به هنگام سختيهاى روزگار، كم صبرترند، به خاطر عادتى كه به رفاه و آسايش دارند، و نسبت به آنچه از مال دنيا در دست دارند ناراضى و بىتابند.
🛑 ادامه دارد ...
✍ سید مهدی موسوی
شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3272
📌تحول به چه قیمت؟
⏹ بخش چهارم ...
⏹جمعبندی
🔸خلاصه اینکه تحول، زمانی ارزش واقعی مییابد و بهای آن پرداختنی است که در راستای رعایت حق و شریعت، اقامه عدالت و نفی ظلم، و توجه به مصلحت عمومی و منافع همگان باشد و از سودجویی اشخاص، احزاب و گروههای محدودی که مانع نفع و مصلحت عمومی جامعه میشوند، جلوگیری کند.
🔹اگر سه اصل بنیادین شریعت، عدالت و مصلحت عمومی در فرآیند تحول ساختار اجتماعی به درستی محقق شوند، منافع عموم افراد تأمین خواهد شد و رضایت همگانی حاصل میگردد.
🔸در چنین شرایطی، ناراحتی و مخالفت معدودی از افراد که ممکن است منافعشان به خطر افتاده باشد یا به دلایل دیگر با این تحول همراه نباشند، نباید مانع از پیشبرد تحولی شود که بر معیار قانون و شریعت و به نفع اکثریت جامعه است. تمرکز بر منافع عمومی و اصول پایدار اجتماعی، اولویت بالاتری نسبت به دغدغههای محدود و شخصی افراد دارد.
🔹نکته مهم این است که اطمینان حاصل شود که این سه گانه (شریعت، عدالت، مصلحت عمومی) به درستی و با شفافیت در فرآیند تحول لحاظ شدهاند تا بتوان با قاطعیت، منافع عمومی و رضایت همگانی را بر نارضایتیهای احتمالی طیف محدودی ترجیح داد.
🔸در فرآیند تحول، اگر اصول شریعت، عدالت و مصلحت عمومی به درستی رعایت شود، رضایت عمومی تأمین میگردد و این مسیر پایدار و موفق است. ناراضی بودن چند فرد یا گروه محدود، نباید مانع پیگیری این اهداف بزرگ باشد، چراکه منافع و رضایت عمومی، ستون دین و اتحاد مسلمین است و باید بر آن تمرکز شود.
🔹در نتیجه، باید توجه و میل در همه اقدامات تحولی به سمت جلب منافع و رضایت عموم مردم باشد نه صرفا منافع یا نظرات یک اقلیت بهرهمند، زیرا خشنودی عموم، کلید وحدت، بقا، ثبات و پیشرفت جامعه است.
✍ سید مهدی موسوی
شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3273
📌ضرورت تجربهنگاری در تحول سازمانهای فرهنگی و مذهبی
🔹یکی از خلأهای اساسی در مسیر تحول سازمانهای فرهنگی و مذهبی، کمبود تجربهنگاشتهها و ثبت روایتهای عملی از سوی مدیران، کنشگران و صاحبان تجربه است.
🔸روشن است که «تحول» افزون بر دانش و مهارت آموزی، یک «تجربه زیسته» نیز هست. تجربه دیگران در مواجهه با مسائل، موانع، موفقیتها، شکستها و روندهای تکاملی سازمانهای فرهنگی، سرمایهای ارزشمند برای مدیران و تحولخواهان به شمار میآید؛ زیرا آنان با تکیه بر این تجربهها میتوانند مسیر رشد و تکامل مجموعههای خود را بهتر و عالمانهتر طی کنند.
🔹تجربه زیسته مدیران و کنشگران تحول - موفقیتها و شکستها، آزمونها و خطاها، موانع و آسیبها و نیز لحظههای حرکت و رشد - میتواند قواعد و سنتهای حرکت تحولی را به کنشگران بعدی بیاموزد. این تجربهها در زمینهها و زمانههای مختلف، همچون چراغ راهی برای مدیر فرهنگی و فعال تحولگرا عمل میکنند.
🔹از اینرو نگارش روزانه و ماهانه تجربهها، تبیین اصول و قواعد مدیریت فرهنگی و تحولی، بیان جزئیات اقدامات، تحلیل علمی رخدادها و طرح پرسشها و مسائل مدیریتی نوعی جهاد بزرگ فکری و فرهنگی است. کسانی که در عرصه فعالیتهای فرهنگی و تربیتی حضور دارند میتوانند با مشارکت در این جهاد علمی، میراثی ارزشمند برای نسل آینده فراهم کنند تا آنان بتوانند:
✔️ مسیر حرکت و تحول را بهتر و سریعتر بشناسند؛
✔️آسیبها و موانع حرکت و تحول را دقیقتر تشخیص دهند؛
✔️عناصر انگیزهبخش و حرکتآفرین را روشنتر ببینند؛
✔️آینده را عالمانهتر و اخلاقیتر طی کنند.
⏹سه گونه تجربهنگاری
به نحو استقرایی میتوان گفت که سه گونه تجربه نگاری برای حرکت و تحول اجتماعی میتوان برشمرد:
۱. روزنوشتها
در این شیوه، کنشگر فرهنگی آنچه را روزانه در مجموعهی مربوطه رخ میدهد، با جزئیات حوادث، زمینهها و گفتوگوها ثبت میکند. خواننده از خلال روایتهای روزانه به ایدهها، پرسشها و حتی فرضیهها و نظریههایی درباره مدیریت فرهنگی دست پیدا میکند.
۲. روایتهای تحلیلی
در این نوع تجربهنگاری، یک واقعه یا فرایند از ابتدا تا انتها در قالب یک تحلیل جامع و پسینی روایت و تحلیل میشود. نویسنده با استفاده از یادداشتهای روزانه و تحلیلهای ذهنی خود، ماجرای یک تحول را در قالب یک روایت بلند و داستان ساختارمند عرضه میکند. در این بخش، امکان تحلیل عمیق، روایتپردازی و بیان سیر تحول یک رخداد بسیار گسترده است.
۳. صورتبندیهای علمی از اصول و قواعد تحول
این بخش ویژه مدیرانی است که علاوه بر تجربه عملی، از مبانی نظری مانند فلسفه، جامعهشناسی یا روانشناسی بهرهمندند. آنان اصول و قواعد تحول را - که از دانش، تجربه، یا منابع دینی استخراج کردهاند - در قالب یک نظام فکری و اصول اهبردی عرضه میکنند.
🔸در اینجا تأکید بر تحلیل علمی، تبیین قواعد، و استناد به دادههای عقلی، نقلی یا تجربی است؛ نه صرف روایتگری یا گزارش رویدادهای خاص.
🔹این سه نوع تجربهنگاری میتواند سرمایهای عظیم برای آینده فعالیتهای فرهنگی و تحولی کشور باشد.
🔸یادداشتهای این مجموعه نیز در همین قالب سوم جای میگیرد؛ بیان اصول و قواعد تحول، فارغ از یک واقعه یا سازمان خاص، بهگونهای که هر خواننده بتواند آن را در مسیر زندگی، مدیریت و فعالیتهای فرهنگی خود به کار گیرد.
✍ سید مهدی موسوی
شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3274
📌 اهمیت گفتگو و تعامل مستقیم در فرآیند تغییر و تحول
⏹ بخش اول ...
ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (نحل/١٢٥)
[ﻣﺮﺩم ﺭﺍ] ﺑﺎ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﺍﻧﺪﺭﺯ ﻧﻴﻜﻮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻦ ، ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻴﻜﻮﺗﺮﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﻭ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺍﻭ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﻓﺘﮕﺎﻥ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ.
🔹بهترین راه تبیین در مسائل اختلافی، گفتگو کردن مستقیم با مردم است. هرگاه که با مردم از سر دوستی، اخلاص، تواضع و احترام وارد بحث شویم و گفتوگو کنیم، و سخنان آنان را مستقیماً بشنویم و وارد بحث و جدال احسن شویم، راه درست تبیین و تحول محقق خواهد شد.
🔸 اما اگر مدیر تحول از مردم فاصله بگیرد، و حرفهای آنان را نشنود و به صورت رسمی و صرفاً گفتگوهای رسمی انجام دهد، کسانی که از تحول متضرر میشوند، و از این فاصله سوءاستفاده میکنند، روایتهای غلط خود را القا میکنند و اجازه شنیدن حرفهای درست را به مخاطب نمیدهند. آنها با جنگ شناختی و روایتسازی نادرست، صحنه واقعیت را منقلب میسازند و غیرواقعیتها را به عنوان واقعیت نشان میدهند؛ حتی گاهی برخی از دوستان و دلسوزان نیز تحت تأثیر این روایتها قرار میگیرند. اما در مقابل، وقتی وارد گفتوگو و مباحثه میشویم، و سخنان از نزدیک شنیده و مستندات تبیین میشود، و چارچوبهای حرکت و تحول روشن میگردد، تمامی سوءتفاهمها و شبهات برطرف میشود.
🔸شاید نگرانی وجود داشته باشد که اگر جلسات عمومی برگزار شود و افراد منتقد و مخالف در آن شرکت کنند و حرفهای جنجالی و اختلافی بزنند، و ممکن است سخنی گفته شود که به صلاح جمع و حرکت تحولی و افراد زحمتکش نباشد، به خیر فعالیتها و مجموعه و حرکت تحول نباشد و حتی ممکن است به تندی و بداخلاقی منجر شود. در پاسخ باید گفت، این احتمالات همواره وجود دارد، اما این احتمالات نباید مانع از انجام چنین کار بسیار مهم و اساسی که انتخاب کردهایم، شود. برای چنین پروژهای باید تدبیر اندیشید و نکاتی را توجه کرد که مهمترین آن عبارتند از:
⏹نکته اول این است که مدیر تحول باید خودش را آماده کند، سناریوهای پیش رو را مرور نماید، شبهات و اشکالات را از قبل شناسایی و پاسخهای اقناعکننده برپایه سهگانهی حکمت، موعظه و جذاب احسن برای آنها آماده سازد، و با زبان آرام، مودبانه و محترمانه با مردم سخن بگوید. مخالفین و منتقدین چند گروه هستند:
✔️ برخی از مخاطبان اهل عقلانیت و تحصیل کرده هستند با آنها باید با منطق و زبان حکمت و استدلال سخن گفت.
✔️برخی از سر دلسوزی و احساسات مقدس نقدی دارند با ایشان لازم است از موعظه و نصیحت استفاده کرد.
✔️ منتقدین غیر منصف و لجوج هم هستند که با آنها باید جدال احسن داشت و با استفاده از مشهورات و مسلمات ایشان به توجیه اقدامات پرداخت.
⏹نکته بعد این است که در این نوع مباحثات، همواره باید مخاطب منتقد و مخالف را انسان دلسوز، نگران و مضطرب نسبت به کارها و آینده در نظر گرفت و در برخورد با وی دچار جدال غلط و بیادبی نشد؛ بلکه باید فهمید که او از سر دلسوزی و دغدغهمندی نقدی دارد و حرفی را میزند؛ لذا باید به حرفهای او خوب گوش کرد و سپس پاسخ متناسب و اقناع آور داد.
⏹نکته سوم این است که بیشتر نقدها، انتقادات، تخریبها و توهینها ناشی از نداشتن اطلاعات کافی است؛ چرا که آنان از پشتصحنهها و اقدامات و بایستگیهای آنها خبر ندارند و دادههای بسیار کمی در اختیار دارند، و همین دادههای کم را مبنای تصمیمگیری قرار میدهند و دچار اشتباه در تحلیل و سوء برداشت میشوند. بنابراین، لازم است اطلاعات کافی و وافی در اختیار مردم قرار گیرد.
✔️برخی از این اطلاعات، اطلاعات قانونی هستند؛ مردم از قوانین، ضوابط و برنامهها و سیاستها مطلع نیستند و باید آنها را در اختیارشان قرار داد تا از دلیل قانونی و شرعی اقدامات مطلع شوند. چرا که عموم مردم در برابر قانون و شریعت تسلیم هستند.
✔️برخی دیگر از اطلاعات، مربوط به پشتوانه دانشی و تخصصی اقدامات است که لازم است بخشی از اطلاعات علمی و نظری با زبان ساده برای مردم بازگو شود تا اطمینان حاصل کنند که این تصمیم با اقدام، پشتوانه دانشی و تخصصی دارد.
✔️ بخشی از اطلاعات مورد نیاز مردم اطلاع از فرایند مشورتها و همفکریها، انتخابها و تصمیمگیریهاست؛ چون معمولاً فرایند مشورت و همفکری و تصمیم گیری و انتخابها کمتر اطلاعرسانی میشود و در جلسات محدود و متکثر دو یا سهنفریی است و تمامی افراد ذینفع از آن مطلع نیستند.
🛑 ادامه دارد ...
✍ سید مهدی موسوی
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3275
📌اهمیت گفتگو و تعامل مستقیم در فرآیند تغییر و تحول
⏹ بخش دوم ...
⏹نکته چهارم، این است که انسان متفکر و اهل تحول، پیامدهای اقدامات خود را در ابعاد مختلف (نزدیک و دور، مستقیم و غیرمستقیم، آشکار و پنهان) در نظر میگیرد. اما بسیاری از مردم به آثار و پیامدهای اقدامات تحولی واقف نیستند و عموما به آثار و پیامدهای مستقیم، ملموس و مشهود توجه دارند و پیامدهای بلند مدت و غیر مشهود را توجه ندارند لذا نسبت به اقدامات نگاه انتقادی دارند. براین اساس، بیان ضرورت و تبیین شفاف آثار و پیامدهای اقدامات برای مردم، بسیاری از سوءظنها و سوءتفاهمها را برطرف کرده و درک بهتری از سرمایهگذاریهای بلندمدت و همفکریهای کوتاهمدت ایجاد میکند.
⏹جمع بندی:
تحول، امری سخت و دشوار است، اما در برابر سختیها، انتقادها و مخالفتها تنها راه، جهاد تبیین و گفتمانسازی عمومی از طریق سخن گفتن مستقیم با مردم و نشان دادن آثار و پیامدهای اقدامات تحولی است. سخن گفتن با مردم، شنیدن حرفهایشان و ایجاد فضایی برای بحث و شور و گفتگو، منجر به جمعبندی صحیح، اخلاقی، مدنی و اجتماعی خواهد شد. بر اساس میتوان با کمک عموم مردم حرکت کرد و اقدامات بزرگی را در جامعه اسلامی به ثمر نشاند.
✍ سید مهدی موسوی
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3276
📌چالش تعارض قانون و عرف در مجموعههای مذهبی و راهحل سوم
🔹بزرگترین عامل اختلافات در مجموعههای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، نبود قوانین مصوب یا بیتوجهی به قوانینی است که برآمده از شریعت یا قوانینی که از سوی نهادهای رسمی ارائه میشود.
🔸 در برخی مجموعهها، در آغاز صرفاً بر اساس وظایف بسیار محدود و نوعی جود و گذشت و کمک، افرادی به کار گماشته میشوند که در آغاز کاملا طبیعی است که به کمیت و کیفیت حق و حقوق و وظایف و تکالیف توجه نشود چرا که هدف راه افتادن کارها و بقای اصل مجموعه است. در سالهای آغازین، فعالیت این افراد بر اساس یک رابطهی دوستانه و صمیمی پیش میرود و شاید مرجعیتِ مسئولی که آن کارگر یا نیرو را وارد مجموعه کرده، موجب همراهی او شود، اما بهتدریج این جود و گذشت به یک رویهی جاری و ساری در مجموعه تبدیل میشود و با خود شبکهای از حقوق، تقاضاها و انتظارات را به همراه میآورد.
🔹بهواسطهی این رویه، بهتدریج به یک امر ثابت، هنجار و حتی نوعی مالکیت نانوشته تبدیل میشود که برای فرد، حقوق، مطالبات، انتظارات و جایگاهی را تعریف میکند که چندان شرعی و قانونی نیست. تا زمانی که این فضای عدم حاکمیت قانون و عدم تکیه بر ضابطهها وجود داشته باشد، این رویهی عادی به ظاهر هنجار ادامه خواهد داشت. اما پس از چند سال، اگر بنا بر تحقق قانون و انجام امور بر اساس ضوابط قانونی و رسمی باشد، طبیعی است که مجموعهای از اختلافات به وجود آید.
🔸در یکسو، رویهی عادی و عرفیشدهی وضع موجود قرار دارد و در سوی دیگر، قانون مصوب شرعی یا حاکمیتی. تعارض میان این دو، به تعارضهای اجتماعی و تقابلهای رفتاری میان مدیران و نیروهای کار تبدیل میشود و اگر مراقبت نشود این اختلافات به کل مجموعه سرایت میکند و دو قطبی بزرگی را در آن مجموعه و سایر مجموعههای مرتبط به وجود میآورد.
❇️نوعاً دو پیشنهاد از سوی گروههای مختلف ارائه میشود:
۱. کنار گذاشتن کامل قانون و ضابطههای رسمی یا شرعی و ادامهی همان رویهی عرفی پنداشتهی گذشته؛ که طبیعتاً خلاف شرع و قانون بوده و موجب نادیدهگرفتن حق و مصلحت عمومی است و هیچ دلیل یا مستمسک شرعی و قانونی بر آن وجود ندارد. این راه، در واقع تقویتکنندهی رویههای غلط است.
۲. اجرای کامل قانون و ضوابط رسمی و شرعی، و کنار گذاشتن همهی رویهها و عرفپنداشتههای گذشته؛ حتی اگر میان اهل آن جامعه مشهور باشد یا حتی اگر برداشتهای غیر اخلاقی و غیر انسانی دربارهی این اعمال قانونی در اذهان شکل بگیرد.
🔸آفت راه اول روشن است که خلاف شرع و موجب خروج مدیر از عدالت میشود؛ آفت راه دوم نیز آن است که تحقق قانون در فرهنگ جامعهی ما، اگر با گفتمانسازی و عقبههای فکری و فرهنگی همراه نباشد، نوعی تقابل میان «امر اخلاقی» و «امر قانونی» ایجاد میکند. جامعهی ما معمولاً امر اخلاقی را بر امر قانونی مقدم میداند، و بنابراین غالباً عموم مردم ما مسیری را انتخاب میکند که کمتر با قانون هماهنگ است و بیشتر به عنوان امر اخلاقی شناخته میشود. اگر هم بر اعمال شریعت و قانون بیش از حد اصرار شود، ممکن است اصل قانون و شخصیت مدیران قانونمدار زیر سؤال رفته، تخریب شده یا حتی حذف شوند.
🔹این مشکل بزرگی است که در نهادهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی همواره با آن مواجه هستیم و اختصاصی به یک مجموعه خاص ندارد. لذا برای حل آن باید اندیشید و راه حل جدیدی عرضه کرد.
🔸اما به نظر میرسد راهحل سومی وجود دارد؛ و آن اینکه در عین محور بودن قانون و حاکمیت شریعت الهی، نوعی انعطاف و همراهی در یک بازهی زمانی مشخص در نظر گرفته شود. باید براساس قوانین شرعی و حاکمیتی، آئیننامه اجرایی راهبردی در یک محدوده زمانی تنظیم شود که در عین رعایت قانون و شریعت، رعایت حال کارگر یا نیرویی که بر اساس رویهی گذشته خود را صاحب حق میدانَد نیز بشود.
🔹اگر انعطافی دوسویه اعمال شود، به این صورت که بخشهای مهم قانون رعایت گردد و در عین حال، لطفها و توجههایی یا بر اساس خود مفاد قانون و یا بهصورت کمکهای خارج از ضوابط (مثلاً با کمک مردم) جبرانکنندهی محرومیتهایی باشد که قانون موجب آن شده است آن هم در یک بازهی زمانی روشن، میتوان این مسیر را پیش برد و سپس آرامآرام و با شیبی ملایم به سمت تحقق کامل قانون، حقوق افراد و مصالح عمومی حرکت کرد.
🔸این «انعطاف و نرمشِ مبتنی بر قانون»، که از یکسو بر ضابطه استوار است و از سوی دیگر در پی جبران کاستیها از مسیرهای دیگر، بهترین راهکار هماهنگ با شریعت و عدالت برای حل اینگونه اختلافات و مشکلاتی است که همواره در مجموعههای فرهنگی و مذهبی وجود داشته و خواهد داشت.
✍ سید مهدی موسوی
۲ بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3277
📌صبر و استقامت در مسیر حق
🔹بهترین راهکار در برابر سختیها، تهمتها و تخریبها، صبر بر مصائب و استقامت بر مواضع حق، شریعت و عدالت است. این مهم باید در عین احترام و ادب نسبت به تمام دلسوزان و دغدغهمندانی که دل در گرو اعتلای کلمةالله، تحقق ولایت و همبستگی مؤمنان دارند، صورت پذیرد.
🔸 آیات فراوان قرآن کریم در یاب صبر و استقامت در راه تحقق حق، شریعت، عدالت الهام بخش هر حرکت تحولی و خدمت به مردم است:
⏹وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ؛
ﺍﺯ ﺻﺒﺮ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ [ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻙ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ] ﻛﻤﻚ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻭ ﺑﻲﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺟﺰ ﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻖ ﻗﻠﺒﻲ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.(البقره٤٥)
⏹يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ! [ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻮﺍﺩﺙ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻨﻴﺪ، ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭﺍﺩﺍﺭﻳﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ [ﭼﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺑﻠﺎ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻱ] ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺍ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ ﺗﺎ ﺭﺳﺘﮕﺎﺭ ﺷﻮﻳﺪ.(آلعمران ٢٠٠)
⏹وَإِن كَانَ طَائِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَّمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ؛
ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻳﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩﺍم، ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻧﺪ، ﭘﺲ [ﺷﻤﺎ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭﺭﺯﻳﺪ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﺩﺍﻭﺭﻱ ﻛﻨﺪ، ﻛﻪ ﺍﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﺍﻭﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ.(الأعراف ٨٧)
⏹وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ؛
ﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻦ، ﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺧﺪﺍ ﻧﻴﺴﺖ، ﻭ ﺑﺮ [ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﻭ ﺿﻠﺎﻟﺖ] ﺁﻧﺎﻥ [ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰﺩﻫﻨﺪ] ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﻣﺒﺎﺵ، ﻭ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻧﮕﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻰﮔﻴﺮﻧﺪ، ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻣﺸﻮ(النحل ١٢٧)
⏹يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛
ﭘﺴﺮﻛﻢ! ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺯﺷﺖ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ [ﺍﺯ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﻭ ﺳﺨﺘﻲﻫﺎ] ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻦ، ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻠﺎﺯﻣﺖ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﺍﺳﺖ.(لقمان١٧)
⏹فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ؛
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ [ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ] ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ، ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺗﺴﺒﻴﺢﮔﻮﻱ، ﻭ [ﻧﻴﺰ] ﺩﺭ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺷﺐ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺭﻭﺯ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ ﺗﺎ [ﺑﻪ ﺳﻨﺖﻫﺎ ﻭ ﺗﺪﺑﻴﺮﻫﺎﻱ ﺍﻭ] ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺷﻮﻱ.(طه ١٣٠)
⏹فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَايَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ؛
ﭘﺲ [ﺑﺮ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﻳﺎﻭﻩﮔﻮﻳﻲ ﺍﻳﻦ ﺗﻴﺮﻩﺑﺨﺘﺎﻥ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﻦ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻭﻋﺪﻩ ﺧﺪﺍ [ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻳﺎﺭﻱ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺗﻮ] ﺣﻖ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻦ [ﺑﻪ ﻭﻋﺪﻩﻫﺎﻱ ﺣﻖ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪﻥ ﻗﻴﺎﻣﺖ] ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭ ﺳﺒﻚ ﺳﺎﺭﻱ ﻭﺍﺩﺍﺭﻧﺪ.(الروم ٦٠)
⏹فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ؛
ﭘﺲ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﻫﻤﺎﻥﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﻭﻟﻮﺍﻟﻌﺰم ﺻﺒﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ [ﻧﺰﻭﻝ ﻋﺬﺍﺏ] ﺷﺘﺎﺏ ﻣﻜﻦ، ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ، ﮔﻮﻳﻲ ﻓﻘﻂ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ [ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ] ﺩﺭﻧﮓ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ؛ [ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ] ﺍﺑﻠﺎﻏﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ؛ ﭘﺲ ﺁﻳﺎ ﺟﺰ ﻣﺮﺩم ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﻠﺎﻙ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ؟(الأحقاف ٣٥)
⏹فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا؛
ﭘﺲ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﺻﺒﺮﻱ ﻧﻴﻜﻮ [ﺻﺒﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺟﺰﻉ ﻭ ﻧﺎﺧﺸﻨﻮﺩﻱ ﻧﺒﺎﺷﺪ.](المعارج٥)
⏹فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَاتُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﺍﺯ ﻫﻴﭻﮔﻨﻬﻜﺎﺭ ﻳﺎ ﻛﺎﻓﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﻜﻦ.(الإنسان ٢٤)
⏹ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ؛
ﻋﻠﺎﻭﻩ ﺑﺮ [ﺍﻧﺠﺎم] ﺍﻳﻦ [ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ]، ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ.(البلد ١٧)
⏹إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛
ﺑﻲﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻳﺎﻥ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺍﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ.(عصر ۲ و ٣)
✍ سید مهدی موسوی
۳ بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه