حارث آخرین ساعت های روز سوم با 12 نفر از اصحابش نزد پیامبر رفت و به ایشان اعتراض کرد 🤧😡
گفت:راضی نشدی تا اینکه این جوان را به جانشینی خود منصوب کردی(میخواستی پس تورو بگه 😶)،و گفتی:من کنت مولا فعلی مولاه✨، آیا این سخنی است از خود یا از سوی خدا؟! (معلومه از طرف خدا هست😶)
یکی که نمیدونم کیه به حارث اومد و گفت:چرا اینچنین گستاخانه با پیامبر سخن می گویی ای حارث؟ (تشکر🤗)
پیامبر خدا با آرامش به حارث پاسخ دادند:قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این چیزی نبود جز فرمان خدا. جبرئیل سه بار بر من نازل شد و از من خواست این پیام را ابلاغ کنم و به من گفت اگر این پیام را نرسانم رسالتم را ابلاغ نکرده ام✨💚
حارث از نزد پیامبر خارج شد درحالی که از خشم به خود میپیچید😤و آیه ٣٢ سوره انفال را میخواند: «اَللّـٰهُـمَّ اِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عَنْدِکَ فَاَمْطِرْ مِنَ السَّماءِ اَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ اَلیمٍ.»(معنیشو پیدا کنم میذارم)
𝐇𝐞𝐥𝐥𝐚 𝐬𝐡𝐨𝐩
حارث از نزد پیامبر خارج شد درحالی که از خشم به خود میپیچید😤و آیه ٣٢ سوره انفال را میخواند: «اَللّـٰه
معنی:خدایا اگر این قرآن به راستی بر حق و از جانب توست پس یا بر سرمان سنگهایی از آسمان ببار یا ما را به عذابی دردناک گرفتار ساز!
بعد حارث گفت:خداوندا اگر این سخن از جانب توست، پس سنگی از آسمان بر ما ببار یا مارا با عذابی دردناک بکش(مثل معنی همین آیه هست ولی یکم فرق داره)
پس هنوز چندان دور نشده بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و اورا کشت(اخیشششش😌)