eitaa logo
نشریه حلما
103 دنبال‌کننده
147 عکس
7 ویدیو
8 فایل
🔸آیدی جهت ارتباط: @ujad_admin 🔸پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/helma.jad?igsh=eXhnenIyOXdhZGNh 🔸کانال تلگرام: https://t.me/helma_jad
مشاهده در ایتا
دانلود
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این زن عجب صحنه‌ای را ثبت کرد! ‌ زن ایرانی در حال توضیح معنای «الله اکبر» به زبان انگلیسی برای مخاطب بین‌المللی است که در همان زمان پرتابه‌های دشمن متجاوز، همانجا پشت سر او در محل راهپیمایی روز قدس برخورد می‌کند و سپس او و سایر مردم بلند فریاد می‌زنند «الله اکبر» بی‌آنکه پناه بگیرند یا فرار کنند؛ این صحنۀ عجیب صدق گفتار و عمق اعتقاد مردم ایران و عمق معنای الله اکبر را در جان آن‌ها نشان می‌دهد. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌐| @urmiajad |
هدایت شده از نشریه خط دانشجو
عَلَم‌های صورتی نوشته‌های روی بنر را می‌خوانم - جونم به فدات، خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست، خدا شما رو حفظ کنه آقا جان... خودکار را از کیفم درمی‌آورم و آرام آرام جمعیت را کنار می‌زنم. به بنر که می‌رسم دنبال جای خالی می‌گردم تا امضا بزنم و اسمم را در این بیعت‌نامه ثبت کنم. بالاخره گوشه‌ای را پیدا می‌کنم. پیرزنی جمعیت را کنار می‌زند و خودش را به من می‌رساند. - مامان جان خودکارتو میدی دختر منم امضا کنه؟! با لبخند خودکار را به سمت دخترک می‌گیرم. دخترک پایین بنر را امضا می‌کند. پیرزن خم می‌شود و دم گوشش می‌گوید: - بنویس مامان جان، بنویس جونم به فدات آقاجون. دخترک کمی این پا و آن پا می‌کند و آرام می‌گوید: - اینو بلد نیستم مامان جون، اسممو بنویسم؟! پیرزن بوسه‌ای بر سرش می‌نشاند - بنویس مادر... به سمتم برمی‌گردد - آمادگیو می‌خونه، ان‌شاءالله تو راه آقا باشه؛ تا آخر عمر خود آقا نگهدارش باشه. لبخندی میزنم - خداحفظش کنه. ان‌شاءالله حاج خانم، ان‌شاءالله همگی عاقبت‌بخیر بشیم. نگاهی به دخترک می‌اندازم. کاپشن صورتی، کلاه و شال‌گردن صورتی. اصلا انگار صورتی اسم رمزشان است. دختر کاپشن صورتی، گوشواره‌ی صورتی، کوله پشتیِ صورتی... انگار عَلَم‌ خونخواهی‌شان به رنگ صورتی‌ است! همین‌قدر دخترانه و همین‌قدر لطیف. خودکار را آرام آرام به حرکت درمی‌آورد و زیر لب زمزمه می‌کند؛ - تَ رَن نُم... ✍️ زینب قهرمانی دانشجوی کارشناسی فقه و حقوق @khatdaneshjoo
برای دختر تبریز پدرش، مادرش، برادرش و خواهرش به دست رژیم کودک‌کش صهیونی در حمله به مجتمع مسکونی در تبریز به شهادت رسیدند. «حلما در لغت به معنای زنی صبور و با قدرت است که در برابر سختی‌ها خم به ابرو نمی‌آورد و بر خداوند توکل دارد.» چه اسم برازنده‌ای! 🔸 | @helma_jad |
🔗کلیک کنید 🌱به زودی... 💢جهادگران بی‌ادعا💢 وقتی زن، جهاد را زندگی می‌کند... در این شماره می‌خوانیم: 🔸آینه‌ای روشن در روزهای تاریک 🔸نامی که در ازدحام، ماندگار شد 🔸اعتلای زن و خانواده 🔸الگوی نقش‌آفرینی و رسانه‌ای زینبی 🔸عشق، صبر، شهادت؛ سه فصل از یک حماسه 🔸عشق، دیانت و هویت 🔸لالایی‌هایی که تاریخ می‌سازند 🔶اینجا ایران است؛ شیرزنان، شیرمردها را می‌سازند... ادیت تیزر: فاطمه اردشیری تاریخ انتشار: ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ 🔸 | @helma_jad |
🌱شماره پنجم نشریه حلما منتشر شد!  💢جهادگران بی‌ادعا💢 وقتی زن، جهاد را زندگی می‌کند 🔹صاحب امتیاز: جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه 🖊مدیر مسؤل: فاطمه وهابی ✏️سردبیر: اسما سلمان‌زاده 👨🏻‍💻مدیر هنری و طراح: ثمین ابراهیمی 📝مدیر ویراستاری: هستی پرنیان 📋مدیر اجرایی: عذرا روستا 📝نگارندگان: خانم دکتر ندری، امیرعلی فتاحی، زینب قهرمانی، نادیا حسن‌زاده، علی پورآذر، محیا داداشی، رویا امانلو، معصومه صحت، ثمین ابراهیمی کلیک کنید: https://ble.ir/helma_jad/4741746754202020215/1774953401567 تاریخ انتشار: ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ 🔸 | @helma_jad |
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"من خشت به خشت تو را دوست دارم" نوتیف پیامک را باز می‌کنم - کجاییییی؟! نزدیک خونه‌ی مارو زدننن.. پتو را کنار می‌زنم و توی جایم می‌نشینم. ترسیدم به الهه زنگ بزنم درگیر پر حرفی‌هایش بشوم و دقیق نفهمم چه شده. سریع اینترنت را روشن و کانال صدای زنجان را باز می‌کنم. - وقوع انفجار در حسینیه اعظم زنجان. عکس‌ها را با ترس و لرز باز می‌کنم. می‌ترسم از خرابی گنبد. همیشه از دور که گنبد را می‌دیدیم دست به سینه می‌شدیم و به عباس(ع) سلام می‌دادیم. وقتی می‌بینم گنبد سالم است دلم آرام می‌گیرد. ترک برداشته اما سالم است. گلدسته‌ها از موج انفجار ضرب دیده‌اند اما هنوز با صلابت ایستاده‌اند. دلم پر می‌کشد برای عَلَم‌های حسینیه که تا وقتی دردی جلوی خانه‌امان سبز می‌شد دستانمان را گره می‌زدیم به آنها. دلم می‌خواهد بروم و آجر به آجر حسینیه را ببوسم، دلم می‌خواهد بروم و تا آخر دنیا آنجا برای عباس(ع) اشک بریزم. فکر نبود نعمت حسینیه دیوانه‌ام کرده. کتابخانه، سالن همایش‌ها، دارالشفا همه به تلی از خاک تبدیل شده‌اند. طبع شعر و قلممان از همین کتابخانه و سالن گل کرد. ما بچه‌های زنجان با آجر به آجر بنای حسینیه خو گرفتیم و بزرگ شدیم. اصلا ما همینکه پا به این دنیا گذاشتیم پدر و مادرمان ما را دور حسینیه گرداندند و نذر حسینیه شده‌ایم. نذر شده بودیم تا ما هستیم نگذاریم خطی به دیوار حسینیه بیوفتد. حالا رگ غیرت تک تکمان که آنجا قد کشیدیم از بغض باد کرده. بین عکس‌ها چشمم به پرچم سیاه گنبد می‌افتد که هنوز در اهتزاز است. آرام زمزمه می‌کنم - یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی. زینب قهرمانی✍ 🔸 | @helma_jad |
💢حماسه‌ی ایستادگی، میراثِ جاودانِ خانواده‌ی ایرانی...💢 ‌ مردم این سرزمین آموخته‌اند که سختی‌ها آمده‌اند تا بگذرند، نه بمانند. مادرانی که بی‌صدا دعا می‌کنند، پدرانی که رو‌به‌روی آسمان می‌ایستند و می‌گویند: «ما از این شب می‌گذریم.» آن‌ها نسل به نسل از پدران و مادرانشان یاد گرفته‌اند که هر بار زندگی زانو می‌زند، وقت برخاستنِ دوباره است؛ و عجب غوغایی دارد این برخاستن! . «این خاک خانه‌ی من است و خانه همیشه پابرجاست.» ‌ ✍رقیه رضوی؛ پسادکتری بهداشت مواد غذایی ‌ ‌ 🔸 | @helma_jad |
هدایت شده از دانشگاه ارومیه
ویژه نامه جنگ رمضان دانشگاه ارومیه شماره یک فروردین 1405.pdf
حجم: 3.8M
🗞🗞 ویژه نامه جنگ رمضان / دانشگاه ارومیه 🔻 شماره یک - 16 فرودین 1405 🔹این ویژه با هدف انتشار اخبار دانشگاه در زمان جنگ رمضان و همچنین یادداشت های تحلیلی دانشگاهیان منتشر می شود. این ویژه نامه علاوه بر انتشار به صورت مجازی، به صورت کاغذی نیز در موکب شهدای دانشگاه ارومیه در تجمع های شبانه ارومیه توزیع می شود. 🔻تهیه شده در: روابط عمومی دانشگاه ارومیه با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه ارومیه ▫️ علاقه مندان جهت درج مطالب در شماره های بعدی این ویژه نامه می توانند با روابط عمومی دانشگاه تماس حاصل نمایند. @urumia_uni
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*«موشک صورتی؛ قصه‌ای از اشک، امید و انتقام»* طبق عادت این ایام، اخبار جنگ را می‌خوانم؛ خبر شهادت هموطنانم، یاوه‌سرایی‌های جبهه شرّ، رجز وطن‌پرستی مردمان باغیرت، سکوت سلبریتی‌های خودفروشِ وطن‌فروش، صدای انفجار و ندای «الله‌اکبر» و...؛ با دیدن اخبار، انگار بین سرگردانی و امید، معلق می‌مانم. در میان خبر‌ها، فیلم دخترکی را میبینم که نقش پرچم به صورت🇮🇷، با شیرین‌زبانی رجز انتقام با موشک صورتی را می‌خواند؛ اشک و لبخند تحسین به صورتم نقش می‌بندد. او نمی‌داند که جنگ و جهان، پیچیده‌تر از واژه‌های ساده اوست؛ اما با همان الفاظ کودکانه‌اش ندایِ *«قدرت»* و *«انتقام»* سر می‌دهد. دخترک در عالم کودکی خود از موشکِ صورتی‌رنگ می‌گوید؛ آری، *موشکِ صورتی! به انتقامِ خونِ پاکِ کاپشن صورتی، گوشواره صورتی، و کوله‌های صورتی...* روز بعد، با دیدن تصویر موشکِ صورتی‌رنگ و نوشتۀ روی آن که توسط نیرو‌های هوافضا نوشته و به سمت دشمن پرتاب شده، از شوق، متعجب شده و بیش از پیش به *«ایرانی»* بودن خود میبالم. این موشک صورتی، از مبدأ «ایران» به یاد تمامی کودکان و دخترکان معصوم جهان به مقصد «شیطان» شلیک شده است؛ که به اذن الله و حرمت خون پاک کودکان منجر به شکست دشمن خواهد شد. و اکنون، به *مردان باغیرت کودک‌دوستمان می‌اندیشم.* به راستی که کودک‌کشان و کودک‌خواران جزیره اپستین کجا و افرادی که این‌چنین کودک را ارج می‌نهند کجا؛ در عجبم از کسانی که اینها را می‌بینند و هنوز در تشخیص مسیرِ روشنِ حق شک دارند! ✍نادیا حسن‌زاده؛ دانش‌آموخته علوم تربیتی 🔸 | @helma_jad |