eitaa logo
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
507 دنبال‌کننده
67 عکس
0 ویدیو
0 فایل
𝑨 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒍𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒂 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆𝒔
مشاهده در ایتا
دانلود
نامه‌ای به سحر نسیم صبحگاهی داستان ها را روایت می‌کند از خاکستر نشینی ها و فراز هایش در آن فنجانِ جا ماندهِ انتظار، انعکاس راوی ای روایت می‌شود که می‌خواند قصه‌های زنگ زده‌ی گوش تاریخ از آن خاکستر آتش شده‌ی کور تا که آن دژ به جا مانده‌ی غم ها؛ گر به جا مانده است افسوس یک جهان نیست که جهان به جهان در آن اندیشه قفس ها چیده‌است آنچه باقیست اندیشه‌ی تحلیل آنها میان غنچه‌ی نو شکفته‌ی قصه هاست که می‌بیند جهان را در زیر گلبرگ هایش سرچشمه‌ٔ سبزی آغاز ها؛ در آن تکاپو های داستان ها جوش و شیرین پریان پریشان حال آنگاه، گویی که چیده‌اند گلی در آن داستان که این داستان خود می‌تواند روید ز داستان راوی آن قصه ها گویند که این مَثَل لایه دفترچه های خاطرات شود داستان پریشان حالی حال جهان که مانده ز اینجا تا به آنجا یادگاری ها فراوان.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
شاید زندگی در ایران زیبا نبود ولی جسورانه بود! @farsitweets
همتونو دوست دارم
یکم موقعیت ناجور بود فردا کسی نامه ای داشت نامه اش رو تکمیل میکنم و می‌نویسم و اگر وقت هم شد یه چالش هم میذارم در واقع یه چیز جدیده میخوام امتحانش کنم
فردا به طور رندوم فرقی نداره از افراد کانال یا بیرون کانال حتی شده غریبه برای چند نفر تصادفی نامه می‌نویسم و بعدم تقدیمشون می‌کنم امیدوارم خوشحال بشن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا خبر ده به درویش سلطان پرست که سلطان ز درویش مسکین ترست گدا را کند یک درم سیم سیر فریدون به ملک عجم نیم سیر نگهبانی ملک و دولت بلاست گدا پادشاه است و نامش گداست گدایی که بر خاطرش بند نیست به از پادشاهی که خرسند نیست
نامه ای به او تموم نشو. نابود نکن. از طرف همان او. _____________________________________ صدایی خفه. در هم آویختن گاهی برای شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگریست ولی در این مکان هر از گاهی آدمیان در خود بر درونی به درونی دیگر آویخته می‌شوند؛ شاید زمانی که صدای شکستن شنیده شود دیده شود سردرگمی، که بخاطر آن دست بر دست و بر دست در هم آویختیم در درون خود تا آغوشی برای خود پدید آوریم به آن مقداری که آغوشی نبود در درون آغوش شده خود شده‌ایم تا حال که اگر ترک های شکست‌مان باز شود و زخمی دوباره بر خود زند در درونمان تنها دست های خشکیده‌ای است که خود را در آغوش کشیدند و ما آنان هستیم که سردرگمی برای آنکه از سردرگمی رهایی یابیم ما را در آغوش گرفت و خشکید تا شاید جوانه بزنیم...