مثل مولانا براش دلبری کن و بگو:
گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی
زان شد که تو می دانی آهسته که سرمستم
بگو چه کار کنم ؟
وقتی شادی به دُمِ بادبادکی
بند است و غم چون سنگی
مرا در سراشیب یک دره
دنبال می کند....
#غلامرضا_بروسان
اونجا که اقای قبانی میگه:
تو را در روزگاری دوست دارم که عشق را نمیشناسند.
دقیقا همون جا.
از دور میبینی که ابرهای اندوه میآیند و تاریکی در برت میگیرد و تا درونیترین نقطه وجودت در خود فرو میروی.
برای زندگی کردن در این گوشهی دنیا،
آدم باید از فولاد باشد تا دوام بیاورد
#سیمین_دانشور