هِنآس؛
می گفت :
_یه تاریخ دقیق بده به من واسه حالِ بدم ،
بگو کی دست برمیدارن این خاطره های لعنتیت از زجر دادنِ من !
٬ به پرستوهای شهر بگویید :
٫ برای کوچ میان آدم ها نیایند !
اینجا کسی در سرمای سکوت در انتظار انها نیست ؛...
استیکرا و گیفای من یه جوریه که دستم نیم میل اونطرف تر بره بدبخت میشم. 😐😂
#حق_به_توان_بینهایت
باید رو پیشونیم بنویسم: «من دلنازکم، الکی ادای آدم قویا رو میارم لطفا با من مهربون باش.»
581.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنش را این گونه به اتمام رساند :
«چشم ها گویای همه چیز است»