سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پُر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم
اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر بردهایم
در پی فکر تو و یاد تو مجنون آمد
یاد لیلی ز سر افتاد و جنون پیش آمد
درد غم بارورش کرد و سرانجام آمد
آن سیه موی و سیه روی به بازار آمد
یوسف و یوسف فروشان همه گردند به دور
تا که آثار وجودی تو ، به بازار آمد
« در نمازم خم ابروی تا با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد »
خم ابروی تو بود و سیه موی تو
تاکه نام و روشت جام طهورا آورد
« از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه با یاد آمد »
روزگاری همه صبر بودم و دل بودم و دل
چون غزل های رخ قلب تو دیدم همه بر باد آمد
حافظی از غم تو قصد و غرض از کف داد
این غزل قافیه را برد و به پایان آمد
آرسینه🖋
چند روزی است که زندگی برایش سخت شده
دیوار های چاه برایش تنگ شده
به آسمان می نگرد و اسم یارش را زمزمه می کند
بیشتر از هر زمان دیگری میله های بی رنگ زندان دنیا را حس می کند
پسرانش را نگاه می کند و سپس نگاهش به زینبش می افتد
صحنه های عاشورا و گفته های پسرعمویش برایش تکرار می شود
چیزی نمانده
چیزی نمانده که به فاطمه اش برسد :)🖤
هدایت شده از گاندو | سربازان گمنام
📲💭
در سیزدهم فروردین، خوب است یادی کنیم از ده ها هزار نفر از نیاکانمان که درهمین روزها با #نفوذ و توطئه دو یهودی به نام های اِستِر و مُردخای، قتل عام شدند!
منبع: کتاب اِستر از دفاتر تلمود یکی ازمهمترین منابع صهیونیست ها
تصویر مربوط به قبر استر و مردخای در همدان است که مکانی بسیار مقدس برای صهیونیست ها به حساب می آید!
✍🏻قاسم اکبری
🇮🇷@ganndo
🇮🇷@ganndo
چه اسفند ها ... آه
چه اسفند ها دود کردیم !
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روز ها میرسی
از همین راه!
آینه های ناگهان🧣
منی که هدفون تو گوشمه +
صدای چند نفر از پشت سرم میاد +
کرک و پرم میریزه چون من چسبیدم به دیوار+🌛
ولی جدی بیایید به این فکر کنیم که پدر و مادر آقای نجم الدینی شریعتی چ آدم هایی بودن و چجوری بچه شون رو تربیت کردن که با وجود مجری شدن ، کسی شده که نصف آدم های مملکت اسلامی میگن این خیلی خوبه و حتی اگر ازش جوک درست بکنن نقطه نظرشون دینداری شه نه چیز دیگه🌛وقتی میگن تربیت مهمه نمونه اش همینه
کسایی وارد سینما میشن که آدم تشریف دارن
مثل علیرام نورایی و هادی حجازی فر
اصلا نمیدونم کله صبحی چی میگم میدونید ؟ چرا باید کله سحر به چنین مبحثی آنقدر جدی فکر بکنم؟ مشخصه چون برنامه سحر نجم الدینی شریعتی داشته پخش میشده
یکی مغزم رو خاموش کنه
به معنای واقعی کلمه حس میکنم از اومدن تابستون می ترسم و بیش از قبل از بیمارستان و دکتر ها بدم میاد ( بیشتر از تنفر ، میترسم )
ولی دوباره با این قضیه رو به رو شدم که فرمانده ها چقدر روحیه مقاوم داشتن
کسایی مثل شهید باکری و شهید زین الدین
خیلی ترسناکه
واقعا کارهایی که می کردن از عهده و باور یک انسان عادی خارجه
اینکه مثلاً فکر کن شهید مهدی باکری وقتی برادرش شهید میشه میگه یا همه شهدا رو میارید یا هیچکدوم
اصلا تصور اینکه چنین دستوری رو من بدم از توانم خارجه
تا سالها خودم رو نفرین می کنم که شاید اگر یه انتخاب دیگه می کردم شاید بهتر بود
وای
یکی بیاد مغزم رو خاموش کنه
دیگه نمیکشم
خسته شده بود
از همه دنیا
دلش دیگر حصار های این دنیای فانی را نمی خواست
همه رفته بودند
علی رفته بود
حمید به تازگی شهید شده بود
بیسیم را برداشت
در میان نی ها ایستاد
« تو بیا احمد
نمی دونی اینجا چه خبره
کاشکی تو اینجا بودی
بدونی چه جای باصفایی احمد
اون وقت تا همیشه باهم می موندیم
بیا اینجا
بیا لااقل تماشا کن »