eitaa logo
چای قند پهلو
19 دنبال‌کننده
47 عکس
31 ویدیو
23 فایل
به یاد قند پهلو های کنار هم بودن . به یاد شنیدن صدایت که اسمم را مرور می کردی . به یاد باهم بودن:)
مشاهده در ایتا
دانلود
شب تاسوعاست چه می کشند خانواده شهدا امشب
من کلمه میگم شما روضه بخونید مشک میله و فرق تیر مشک سوراخ آب روان یا دلیل المتحیرین ...
🍃🍃🍃🍃 🍃 محله ی ما جوانانی دارد که ترجیح دادند از میان تمام نقش ها در تعزیه خانه ی آخرالزمان نقش علی اکبر(ع) را برگزینند البته باید گفت که تعزیه و تعزیه خوانی بازیگر نقش علی اکبر کم نداشته در محله ی ما اما این نقش به یک جوان عجیب می آمد به طوری گویا برازنده ی او بود که ما را در این داستان یاد کربلا بیندازد او شکنجه شد، سلاخی شد، اما خم به ابرو نیاورد آقای "آرمان" ایران تو را هیچ وقت و هرگز فراموش نخواهد کرد ✍️ آقای تحلیلگر 🇮🇷@ganndo 🇮🇷@ganndo
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📲💭 یا للعجب! پس چرا نشسته‌ای؟ مولایم حسین منتظر توست... 🇮🇷@ganndo 🇮🇷@ganndo
من به عشق در ذکر های اول اعتقاد دارم . مثلاً ذکر حسین ع در زمان کودکی !
هدایت شده از هیئت‌نوجوانان‌بنات‌المــهدی
@oshaghalhosein_313آقای اباعبداللّٰه.mp3
زمان: حجم: 5.4M
آقای ابا عبدالله ما دوست داریم... - همخوانی هیات ╰┈➤ ❝ [. @nojavan1402 .] ❞
لبیک یا خامنه ای ، لبیک یا حسین است ...
هی با خود زمزمه می کرد . شاید نباید اهل اینجا می شدم . باید بر می گشتم و کنارش خانه می کردم کنار بابایم
هی می خندید و لحظه ای بعد ساکت می شد و به نقطه نامعلوم خیره ... متحیر مانده بود . نمی دانست شاید دیگر نمی خواست باشد یا شاید هم نمی توانست باشد . انگار می دانست دیگر این لحظات تبدیل به آخرین لحظات شیرین در کنار هم بودن خواهد شد و قلبش می گرفت ، ساکت می شد و محزون !
گر عقل روی حرف دل اما نمی گذاشت تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت ... از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست می شد گذشت وسوسه اما نمی گذاشت ... این قدر اگر معطل پرسش نمی شدم شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت ... دنیا مرا فروخت ولی کاش دست کم چون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت ... شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی هرگز به این جزیره پا نمی گذاشت ... گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بود ؛ مارا در این مبارزه تنها نمی گذاشت ... ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین در خون مرا به حال خودم وا نمی گذاشت ... ما داغدار بوسه وصلیم چون دو شمع ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت ... فاضل نظری
ندانی که ایران نشست منست / جهان سر به سر زیر دستِ منست هنر نزد ایرانیان است و بـس / ندادند شیر ژیان را بکس همه یکدلانند یـزدان شناس / بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس دریغ است ایـران که ویـران شــود / کنام پلنگان و شیران شــود چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد / در این بوم و بر زنده یک تن مباد همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم / جــهان بر بـد اندیـش تنـگ آوریم همه سر بسر تن به کشتن دهیم / بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم چنین گفت موبد که مرد بنام / بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار / چــه نیکو تر از مـرگ در کــارزار