eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
40 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
399 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
یجوری این دوتا جغله اتاقم رو ترکوندن که فکر کنم اگر موشک می زد به اتاقم آنقدر آشفته نمی شد(مبالغه است ولی خب)
دلم می خواست امشب برایت خیرات شعر بنویسم؛ از همان هایی که هیچ وقت قسمت مان نبود که برایت بخوانم. ای کاش می شد به جایش حافظ را برایت باز کنم و بخوانم؛ از همان هایی که از حفظ می خواندی اما قسمت مان نبود. ای کاش بجای شعر برایت حرف می زدم؛ از همان هایی که خواب را از چشمانت می ربود اما قسمت مان سرانجام این سخنان نبود. ای کاش برایم شاهنامه می خواندی؛ از همان هایی که جای لالایی شب هایم را گرفته بود اما دیگر قسمت من نبود. اصلا ای کاش برایت داستانی، دل نوشته ای چیزی می نوشتم؛ از همان هایی که عینک ات را بالا می زدی و با سرعت آن را زیر و زبر می کردی تا مشکلش را بیابی اما دیگر قسمت من نبود. اصلا ای کاش بودی؛ از همان بودن ها که می دانستم جای دیگر زمین حضور داری و قلبت می تپد اما دیگر قسمت من نیست، بودنت را می گویم!
اره خلاصه؛ ای کاش بودی دو فنجان چای می ریختم. یکی برای تو و یکی برای من:)
امشب از همون شب هاست که فقط شعر جوابه اونم نه هر شعر و محتوای زننده ای اون کلمات عارفانه و عاشقانه ای که تورو از نقطه ای که توش قرار داری جدا میکنه و چند دور، دور جهان می چرخی و بعد یهو با پایانش پرت میشی به جایی که بودی امشب فقط حافظ و مولانا جوابه فقط عشق و دوری و دلتنگی
ای کاش صاحب یه کافی نت رو به روی ساختمون تیم بزرگ بازی گلوری زندگی میکنم و زیر دستم همون آیدا مورد علاقه بازی های ویدئویی مه که بهم نگفته😭 (چرت و پرت دارم میگم خودم می‌دونم)
ولی جدی من از سریال های با محتوای بازی یا بازی سازی خیلی خوشم میاد. یک مشت آدم که دارن با چیزهای مختلف و عجیب غریب سروکله میزنن و هنوز روحیات جوانانه شون رو دارن و حتی بابت سرگرمی ای که باعث حیاتشون شده پول می گیرن🥹🥹🥹یک نوع آرمان خواهی این سریال‌ها داره که واقعا دوست داشتنیه
آرمان خواهی: سانگ جی از جیاشو پرسید چرا سازنده بازی های ویدئویی شده و در جواب جیاشو گفت وقتی روزگار واسش سخت بود اون بازی می کرد پس حالا می خواهد چیزی رو طراحی بکنه که باعث نجات بقیه بشه🥹🥹🥹
دیدن اینکه چقدر اشناهام و فامیلام حساس هستن نسبت به خبر مرگ و صرفاً یه تشابه اسمی باعث میشه تا این حد همه هول بکنند و بترسند احتمالا بیانگر حالت آماده باشی هست که تو این چهارتا تابستون گذروندیم🚶🏻‍♂ حقیقتا هنوز باورم نمیشه تابستون بدون یه تلفات سنگین دیگه گذروندم و این موضوع خوشحال کنندست✨)
ولی یجوری از بابت این تشابه اسمیه عذاب وجدان گرفتم که اگر از عمد خودم بنر ترحیمم رو چاپ می کردم و پخش می کردم فکر نکنم آنقدر عذاب وجدان می گرفتم🙂✨
من راضی ام برگشتم خونه مون اصلا فقط همین موضوع موندن کنار خانواده رو به صد تا تنهایی و استقلال ترجیح میدم ولی خب این گذر آروم روزگار که باعث میشه من سرم خیلی شلوغ نباشه و باخودم خلوت کنم باعث شده که رفته رفته دچار یک مرگ تدریجی بشم. مرگ در اثر غرق شدگی بین انبوه خاطرات✨ روزهای قبل، یک کتاب خاص بود دیروز یک خونه بازی بود امروز یک باکس واسه وسیله هام بود شاید فردا یه دفترچه باشه یا پس فردا یه کتاب یا شاید فردای اون روز یک حرف فردای بعدیش روحم، جسمم و قلب یک کودک هشت ساله ...
در اصل میخواستم حرف های دیگه ای بزنم ولی از سر شب بارها و بارها پیامم رو نوشتم و پاک کردم چون حس کردم به دردی نمیخوره✨ آما
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
نوشته بود: «هرچیزی تو زندگیم اشتباه پیش میره، من درباره‌ی تو گریه میکنم.» چه جملات آشنایی »|helia|« @farsitweets