هدایت شده از عشقِ مذهبی
جانِ مادر خواهرت، درفکر وذهن من نیا
امتحان دارم عزیزم، امتحان دارم بفهم
زهراعسگری
https://eitaa.com/82262822/2516
منم ازاین ایثارگران میخوام لطفاً پاسخگو باشید
یه کتابی رو شروع کردم بعد از سرینتی در حوزه مدیریت ریسک(بماند دارم خودم رو نفرین میکنم مگه کتاب قحط بود که یچی برداشتم که شب امتحان هم مجبورم بخونمش و کاملا قراره این ترم و ترم بعد از کله ام دود بلند بشه) ولی خب تو این ۲۴ صفحه ای که خوندم اومده و از مفهوم جالبی که اسمه کتابه نام برده
مفهومی با نام قوی سیاه
پدیده های غیر منتظره ای که زندگی یک جامعه، یک خانواده یا یک فرد و حتی یک جهان رو تغییر میده. برای قو های سیاه سه تا ویژگی مشخص کرد. غیر قابل پیشبینی، ناگهانی، بعد از وقوع در تلاش برای اثبات پیشبینی رخداد بودن✨
کرونا یک قوی سیاه بود. کسی پیشبینی رخ دادش رو نمیکرد و ناگهانی بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی تعطیلی ها آغاز میشه تا رفته رفته اپیدمی جهانی آغاز بشه و بعد از شروع همه در تلاش بودیم(حتی خود من🦥) که بگیم این واقعه از قبل احتمال وقوع داشته. تو سیمپسون ها یا فیلم هایی مثل مثلا شیوع(خداوکیلی مغزم سوخت تا یادم اومد اسم این فیلم عتیقه رو)و نظریه پردازی هاشون از چنین مفهومی خبر میدن.
بنظرم این مورد سوم یه حالت رائفی پور طور داره که میگه دیدی گفتم دیدی نگرانی هام بیجا نبودددددددد فقط با این تفاوت آقای رائفی پور قبل واقعه میگه ما بعد واقعه به خاطر اون علاقه به تعادلمون میاییم نشانه یابی میکنیم که بگیم نه اصلا غیرقابل پیش بینی نبود. آخه دلقک-
نه ایصلا هیم دیرد نیداشت🦖
این مثال کرونا رو خود نویسنده فکر کنم نوشته بود اول کتاب، حالا من خودمونیش رو گفتم.
بگذریم. این نویسنده یکجا برمیگرده و میگه چند دقیقه بشینید و فکر کنید به زندگی خودتون و خلاصه یکسری سوال میپرسه که حالا یادم نیست دقیقشون ولی حول محور اینه که آقا شما تو زندگیتون یک مشت قوی سیاه رو تجربه کردید. اینکه جایی کار کردید یا درس خوندید یا چیزی درس خوندید که فکرش از صدفرسخی مغزتون رد نمی شد همگی یعنی همون قوی سیاه
و من دیدم حاجی برگام چقدر فقطدر حوزه تحصیلی و شغلی قوی سیاه داشتم. مثلا میگم ولی مهدیه پنج ساله که پزشک میخواسته بشه هرگز فکر نمیکردم بره مدرسه و شش هفت سال یکسره گیر بده به معلم کلاس اول شدن. یا مثلاً مهدیه کلاس هشتمی که میخواسته بره انرژی هسته ای برگاش از مهدیه کلاس نهمی عشق سازمان اطلاعات میریزه یا حتی همون مهدیه کلاس نهمی بفهمه مهدیه کلاس دهمی رفته تجربی(رشته ای که نمیخواست رد بشه از کوچشون چون ازش بدش میومد😂) همونجا سکته ناقص و کامل رو باهم می زد. یا مهدیه کلاس دهمی اگر میدونست قراره سال کنکور در احمقانه ترین حالت ممکن به خاطر یه حرف الکی و رو هوا تغییر رشته بده به انسانی تو سرش میزد😂😂(خنده بر لب میزنم تا کس نداند حال من) و حتی مهدیه کلاس یازدهمی که داره تغییر رشته میده واسه علوم سیاسی و از کل رشته های انسانی فقط این رشته رو میبینه اگر ببینه که دو سال دیگه تو بهشتی رفته مدیریت میخونه اونم بازرگانی که دیگه به عزرائیل میگه: hello it's me😂
و من مهدیه ۱۹ ساله وقتی به این سیر از پزشکی تا مدیریت می نگرم خنده میکنم و لخبند میزنم😂خلاصه شماهم اگر یچیز مشابه این تجربه قوی سیاه دارید بگید واقعا بامزه است.
فعلا هم این کتاب نمیره تو لیست معرفی شدها🦥🦥🦥هنوز تموم نشده. ان شاالله مثل فیلم بنیانگذار نزنه علاقه منو به رشته ام از این منفی تر نکنه( سطح علاقه ام با رینولد در چپترهای ابتدایی مرگ پایان شخص شرور است برابری میکنه و متاسفانه تغییر هم نمیکنه😂فقط داره منفی میشه) اگر خوب بود تموم شد میام میگم شما فعلا همون پاشنه بلند در کافه رو بچسبید🦥🦥🦥
و اینکه تقدیمی معرفی فیلم من و آهنگ های یو که قرار بود بهمون بده هم موند تازه یادم اومد پیوی ها هم هست ولی به تجزیه سیستمی مینگرم و او فریاد میکشد
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
_ اگه محدودیت مالی نداشته باشی بیشترین پول رو برای چی خرج میکنی؟
+ دیه..
✓ طَنین | Tanin
@Ekhrajiha
کنار مترو شهر آفتاب زده «دلتنگ ترین عابر این شهر منم:)» خواستم بگم منم همینطور، من نیز همچنین
هیچ محتوای خاصی ندارم باهاتون به اشتراک بذارم میتونید محتواهام رو در کانال انجمن اسلامی شهید بهشتی در تلگرام دنبال کنید خسته ام واسه پخش کردنش.
آخرین محتوا هم رادیو حقیقت بود جزو نویسنده هاش بودم برید ببینید