بسم الله الرحمن الرحیم
بارها با خود گفتم چه بنویسم. بارها منصرف شدم تا درنهایت بی قراری مجاب کرد تا از آخرین ساعات هجرت ۱۹ سالگی بنویسم.
انگار نه انگار همین چند روز پیش بود در اتاق تولد گرفتیم و برای تولدم متن نوشتم. چه آسوده خاطر بودم. و چه هولناک بود دو جنگ در یکسال و آن صبحی که لرزه بر تنم انداخت که دیگر چه می شود و اگر این قدرت ایمان و اعتقاد نبود هیچ گاه از دل ساعات ابتدایی نبرد دوازده روزه بیرون نمی آمدم.
یک کودتا و بحرانی که در دی می گذراندم. پریشانی تابستانم و یا شاید بامداد صبح روز دهم...وقتی انفجار غم پدر بود که بر سینه چنگ می زد و نمی شد خوددار باشم و بقیه را با خود به آتش نکشم؟
از اعتکاف و شب های هولناک خوابگاه...
یا از روزهای گفت و گو کار تشکیلاتی یا شاید هم...ساعاتی که من بودم و خدا و قرآن. بازیابی هویت خویش. بازسازی خاطرات و سرگشتگی هایی که با یک توسل یا با یک امداد غیبی به ساعتی نکشیده تلنگر یافتن مسیر می آمد و کلون در دل را بهم می کوفت.
از خاطرات کوتاه من و حالم میان قبور تا منو قول و قرار هایم با دایی بابا حسن. چه خاطرات سرگردان و نامنظمی...یک بار تابستان و یک بار بهار و یک بار پاییز و بار دیگر دوباره تابستان. قلم نمی خواست حرف هایم که کلمات را برای بیان آنچه رخ داده است به زحمت بیاندازد. وقایع ماوقع قلم نمی خواستند. اما...بی تابی ام قلم می خواست. شمع هارا که فوت کردم بی قرار شدم. سه سال پیش وقتی با حسام شمع های تولد را فوت می کردیم میخواستیم پا جا پای شهدا بگذاریم. گفتیم ان شاالله امسال، سال شهادت است.
آسایشگاه روانی 🪖
بسم الله الرحمن الرحیم بارها با خود گفتم چه بنویسم. بارها منصرف شدم تا درنهایت بی قراری مجاب کرد تا
امروز اما دعای ظهور به آرزو تولدهایم رسیده بود و مرگ چیزی بود که با تمام وجود می خواستم و آن را گوشه ای نگهداشته بودم، برای زمانی که می توانستم خودم با حقیقت نفسانی خودم رو به رو شوم.
راستش را بخواهید ناامید هم بودم. از خودم و از قدمی که برنمی دارم. من اندازه خودم هم کار نمی کردم و شرمنده بودم برای زمانی که از دست دادم.
شب که کتاب را باز کردم قلبم گرم شد. آدم های خوب، ستاره های دوردست و دست نیافتنی نبودند. سالها قبل با خواندن «سربلند» نیز این را به خود گفتم. آدم های خوب نزدیک بودند. با اشتباه هایشان و بازگشت های پس از اشتباه توانسته بودند بدرخشند.
رویاهای کودکیِ مهدیه پیش چشمانم درخشید. هنوز برایم دیر نشده بود. مرگ پیش چشمانم هنوز در حال دویدن است و هیچکس آنگونه که من در انتظار پایان است شاید این نزدیکی را برای خود یادآوری نکند. زمان کوتاه بود و راه طولانی و ناهموار...اما این داستان ها به من گفتند بعضی ها بودند که راه طولانی را به یک شب رفته اند و رسیده اند.
قصه یکسال عمرم را درمیان عکس های قدیمی خودم در کافه و صحن دانشگاه و خیابان همین تصویر یافتم.
در جستن چیزی بودم. یک سال سرگردان بودم و امشب؟ اورا یافتم. میان ورقه های دل رنج دیده و فداکار یک مادر...
پ.ن۱: وقتی به عکس هایی که همکلاسی هام ازم گرفته بودن رسیدم، این تابلوی پاتوق باحال رو پیدا کردم که خودم عکس گرفته بودم و بیشتر از چهره من بین چراغ های صورتی و تاب و گل، من رو نشون می داد. چیزی فراتر از ظاهر و چهره رو.
با منی که زیر پنجره میخوابم از ریسک صحبت نکن.(وقتی گفتن تو بندرعباس صدای انفجار اومده و تو اصفهان صدا پدافند و توهم چند لحظه قبلش توهم زده بودی).
در نتیجه شو بخیر🚶🏻♂
آسایشگاه روانی 🪖
با منی که زیر پنجره میخوابم از ریسک صحبت نکن.(وقتی گفتن تو بندرعباس صدای انفجار اومده و تو اصفهان ص
روح حسام: من خطرناک نیستم. من خود خطرممممم🔥🔥
حال توضیح ندارم ولی چون جام جهانی نزدیکه؛
سه تا احتمال هست که این خط و این نشون یا درگیری با جبهه ایران تشدید میشه یا احتمال قوی تر جبهه لبنان همونطور که مال لبنان از دیروز که دستور تخلیه داده وحشتناک صور رو بمبارون کرده🚶🏻♂
و مورد سوم غزه که ... نمیخوام به این موضوع فکر کنم که شرایط حیاتی تر میشه ولی خیلی از قتل عام های وحشتناکی که این رژیم صهیونیستی جنایتکار انجام داده تو بازه زمانی جام جهانی بوده و خب قرار نیست تو این شرایط نتانیاهو دست از فکر به اسرائیل بزرگ برداره.🚶🏻♂🚶🏻♂
(استفاده خیلی خسته از روش سه احتمال برای پیغام و پلتفرم اشتباه-)
هدایت شده از ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
❗️ اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید
🗒 طرح و نقشهی کور دشمن پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصرهی تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیهی اجتماعی برای جبران شکستهای میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است، و لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند، انشاءالله.
@sebastin🇮🇷
آسایشگاه روانی 🪖
❗️ اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید 🗒 طرح و نقشهی کور دشمن پس از جنگ
غیر موجه و حتی موجه:)
کاش اینو پرینت می گرفتم می بردم تجمع تو یکسری موکب های قم پخش می کردم.
رفتم خامه و پودر پنکیک گرفتم واسه صبحونه نی نی مون🥹🥹🥹
بچم فردا میاد پیشممممم و تا روز قبل عید غدیر مادوتاییم😭😭✨✨
ذوققققق-
نی نی داره میاددددد(نی نی مذکور ۹ سالشه🗿😂)