دیگه همینو ازم قبول کن فعلا آشفته ام و قادر به یک پیام تبریک درست درمان نیستم.
این اتوبوسه میره بوشهر
بنظرتون برم؟
هیجان دارها🎀یه چیزی تو مغزم میگه برو!
آنقدر مغزم شلوغه و قصد نداره فقط دو دقیقه هیچی نگه که هر لحظه ممکنه وسط نوشتنم بزنه به سرم و دست کنم تو موهام و با قدرت بکشمشون تا بکنمشون شاید حواسم اومد سرجاش🙂😀
ظرفیت چالش تموم شد. میدونم قول دادم امروز باشه و نشد ببخشید فردا بقیه تقدیمی هارو میذارم.
ولی اون روزی که پسر ایلان ماسک برگشته بود چیزمیز بار ترامپ میکرد باید به جمله «حرف راست رو از بچه بشنو» ایمان میآوردیم و به این موضوع که حتما بچه یچی می دونست که اینطوری می کرد پی می بردیم.
هدایت شده از اینجا
اخباری میاد که تشخیص اعتبارشون برام سخته
ولی دلم میخواد برای آینده خودمو که شده چند خطی اینجا بنویسم
قبل از پرداخت به اصل اخبار
دلم میخواد یک گام برم عقب
و مثل تقریبا تمام روزهای حساسِ چند ماه گذشته، یه اعتراض تکراری داشته باشم:
آقای جمهوری اسلامی!
آقای سخنگوی هرجا!
آهای کسی که وظیفه داری اخبار و اطلاعات رو به مردم برسونی!
بدون که حق این مردم این همه ابهام نیست
حق این مردم نامحرم بودن از اسرار نیست(به استثنا اسرار نظامی که از قضا به نظر واضح و شفاف ترین مسئلهایه که با مردم به اشتراک گذاشته میشه)
حق این مردم(و هیچ مردم دیگهای) شنیدن اخبار از «منبع آگاه» و «فرد نزدیک به ...» و نقل قول از خبرگزاری های خارجی نیست.
حق این مردم تنها موندن با دروغهای پیاپی دشمن نیست. تکذیب و تأیید های تأخیری نیست.
شنیدن خبر آتش بس از زبون قاتل هموطنهاش نیست.
هر حکومت دیگهای بودی، انقدر که الان ازت ناراحتم ناراحت نبودم!
آقای جمهوری اسلامی! فکر نکنم اسلام با این میزان از اهمیت ندادن به فکر و روان عموم مردم و اعتماد مردمی راضی باشه...
من دلم از تو، بیشتر از همه میرنجه!
تو آرمانمایی...
و دلم میخواست بعد از تکرار هزار باره یک تجربه و تکرار هزارباره این مطالبه، تصویر بهتری از تو ببینم.
از تو، توجه بیشتری دریافت کنم.
از آقای جمهوری اسلامی! وقتی همین چند هفته قبل بعد از تمام بالا و پایین پریدنهایمان، قالیبافات جلوی دوربین آمد و یک ساعت با مردم حرف زد، دلم گرم شد.
کاری ندارم آن یک ساعت چه گفت! همین که شنید که میخواهیم با ما حرف بزند و آمد و حرف زد، کافی بود برایم تا الان قلبم گرم شود.
ولی بعد...
بعد دوباره رسیدیم به همان آش و همان کاسۀ همیشگی...
احساس میکردم انگار آن یکساعت هم فریب بوده برای آرام گرفتن امثال من!
نمیدانم فریب بوده یا نبوده
گناهش را هم نمیخواهم برای خودم بخرم
فقط احساسم را میگویم
احساس شنیده نشدن
احساس رکب خوردن
احساس اهمیت نداشتن...
آقای جمهوری اسلامی
من از تو
خیلی بیشتر از سایرین دلخور میشوم
همین!
هدایت شده از اینجا
مثل تمام این روزها:
«کاش هر مسئولی که وظیفه داره با مردم حرف بزنه ولی نمیزنه لال بمیره»
78.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو روزه دارم به دوران راهنمایی و دبیرستانم فکر میکنم که چقدر دعوایی بودم😔😂یادش بخیر بهم میگفتن باکوگو درحالیکه من تودوروکی دوست داشتم🦥چقدر به دوستام گفتم نفله دو تیکه ای هعی جوانی😂حس میکنم باید از یَک یَک بچه هایی که این حرف رو بهشون زدم عذرخواهی کنم.
آسایشگاه روانی 🪖
این تا دوازده شب فردا وقت هست. تا اینجا هرکس عدد گفته گذاشتم. بقیش برای بعدا و فعلا شو بخیر
چایت را من شیرین میکنم.☕️❤️
- مسلمون ها نه اون قاتل هایی بودن که با نام دین پرچم داعش رو بلند کردن و هرگند و کثافتی رو با اسم جهاد انجام دادن از قتل و غارت و فساد و نه اون کسایی بودن که فقط دولا راست می شدن و پشت پوسته مهربانانه در برابر ظلم سکوت میکردن. حداقل این مسلمان ها اینجور نبودن.
برای تویی که این تقدیمی رو بهت میدم💘: اسلام رو نمیشه با ظواهر شناخت. اسلام اون آدم های خشن یا ترسو نیستن. اسلام دین اعتدالیه که فقط کسایی که یادگرفتن چطوری چای شون رو با طعم خدا بنوشند میتونن نشونش بدن. این رو آدم هایی که تا ته ماجرا رفتن بهتر درک میکنن. اسلام اون چیزی که از پشت ویترین می بینیم نیست. اسلام چیزیه که فقط وقتی کامل اون رو خوندی و درکش کردی به شیرینی شکرش پی می بری.
پ.ن: بنظرم نیاز بود صفحه دوم و ادامه مکالمشون رو هم بذارم صرفا چون یکی از مورد علاقه ترین مکالماتی هست که خوندم✨