قول میدم فردا پیوی هارو سین کنم پس اگر پیوی تون رو بیش از یک ماهه سین نکردم یه نقطه بفرستید بیاد بالا
و اینکه یکی از بچه ها گفت لیست همسایه ها بذارید خواستم بگم «تیم ما درحال بررسی درخواست شماست» ولی یکم زیادی طول میکشه🫠یکم خیلی زیادی
یک هفته است به شیخ گفتم میخوام نقاشی بکشم و هر روز نشده امیدوارم فردا طلسمش بشکنه و بعد دو سال من به آغوش گرم دفترم برگردم🌛
مامانم که میبینه یهو من چهره ام خندان میشه و یه لبخند بزرگ رو صورتم میشینه و با خودش فکر میکنه باز چه اتفاق عاشقانه ای تو فیلم افتاده اینجوری ذوق کردم:
من که بالاخره بعد شش قسمت اون ویلن سایکو و زنجیره ای رو آخر قسمت، دو دقیقه نشونش دادن که داره به دوربین لبخند میزنه رو میبینم:
به مامانم گفتم من اگر باهات فلان جا بیام استایل مرقد امامی میزنم و بانو فرمودند مگه استایل مرقد امامیت با عادیت فرق داره؟:))))))
زن کلا هیچ فرصتی رو برای تخریبم ازدست نمیده و واقعاً در این زمینه استعداد داره
حالا تو سرچ نمیاره ولی داستان مرقد امام همونه که منو مامانم رفتیم کلید ماشین رو از زن داداشم بگیریم منو برسونن ترمینال
دو ساعت بعد سه تایی مرقد امام بودیم(زن داداشم فقط یه چادر پوشیده بود اومده بود پایین✅😔😂)
آسایشگاه روانی 🪖
مجدداً اینبار داشتم به مامانم میگفتم چقدر هیتلر درست گفته و احسنت و مادر فرمود خودمو کنترل کنم وگرنه واقعاً تبدیل به هیتلر زمانه ام میشم:)
(البته بعدش نشستم حدود هفت هشت دقیقه صحبت های هیتلر رو توضیح دادم که راه حل های افزایش نسل و کمبود محصولات خوراکی که باعث قحطی میشه و صحبت هایش درمورد توانمندسازی بخش کشاورزی و تبدیلش به قدرت ملی چجوری توی حوزه سیاسی و اقتصادی و نظامی تاثیر میذاره و تایید کرد🌛الان تنها مشکل اینه که میترسم با پایان کتاب کمونیست یا نازی بشم💅🏻)