امروز تولد تنها شهید جنگ رمضان شهرمون بود. تو حسینیه زن ها دور مزارش رو گرفته بودن و با شمع و گل مرثیه خوانی می کردن...
یکم اونور تر از مزار دوست شهید حججی
و یکم اونورتر از ورودی حسینیه یه مادر رو خاک کردیم. مادر یه شهید
امروز تو گلزار اگر می گشتی فقط روضه مجسم برات پخش می شد. البته اگر با پا نمی گشتی، با دل سیر می کردی.
آسایشگاه روانی 🪖
امروز تولد تنها شهید جنگ رمضان شهرمون بود. تو حسینیه زن ها دور مزارش رو گرفته بودن و با شمع و گل مرث
البته که باعث شد بی ملاحظگی کنم و یکجا از دهنم در بره و آشوبی که تو وجودم بود با بغض به داییم بگم.
سه امتیاز منفی امروز برای خودم
اومدم تنهایی شب شعر ✨
استرس+++
موضوع تنها بودن نیست موضوع اونجاست همه گراشی حرف میزنن و من باید فارسی حرف بزنم🗿✅
آسایشگاه روانی 🪖
شعری که بهش فکر کنه دیگه شعر نیست شعر جوششیه
آقای نیکخو منم موافقم چقدر گل گفتی
بالاتر از گل امشب بهم گفتن سر موضوعی که تقصیر من نبود و همه دارن یجوری میگن انگار تقصیر منه و ساده انگاری کردن و خلاصهههه قراره تا مدت ها 🐶 باشم.
دلم شوهر پاره وقتی میخواد که الان نازمو بکشه و باهام درمورد «محکوم به فنا بودن بشریت» همراهی کنه✅
بچه ها به چرت و پرت هام توجه نکنید اینا اقدامات دفاعی واسه اینه بعد دو هفته از گریه منفجر نشم✅
امروز با یک حساب سر انگشتی از ساعت پنج فقط چهارتا مراسم با سبک های مختلف رفتم و کلی دراما گذروندم. از مراسم تشییع رفتم شب شعر و از اونجا مراسم عقد یک بنده خدایی، اونجا هم سوار شدم رفتم خونه دخترداییم که لش کنیم و با همکاراش آشنا بشیم.✨ باطری اجتماعیم الان منفی عه✅
کتاب جدید جبران خلیل جبران رو شروع کردم و متوجه شدم چرا تو گعده های شعری آقا از ایشون هم صحبت می کرد.
تو مراسم متوجه شدم چقدر از کراوات بدم میاد و هرکس اینو بپوشه واقعا کنکله✨
تو شب شعر هم همه گراشی خوندن و بگی نگی متوجه شدم چی می گفتن و اشعار آئینی و عاشقانه ای که می خوندن واقعا در سطح دیگه ای بود. حتی اسم چندتاشون رو نوشتم که بعدا کتاباشون رو بخونم(امیدوارم پیدا شون کنم.) و با این کانسپت آشنا شدم که وقتی شیخ میگه به گراشی حرف میزنم انگار کلا کانال عوض کردم و مشخص نیست چی میگم😂چون امشب یکسری ها میومدن یه شعر های می خوندن که واقعا نه من که حتی معنی شون واسه خود مجری هم قفل بود و نمی دونست. یعنی واقعا گراشی نبود خود فارسی دری بود و واقعا نمی فهمیدم با اون لهجه چی میخونه😭😂.
در نهایت هم با دیدن همکاریهای دخترداییم و کل کل های این اکیپ پنج نفره یاد دوستام افتادم و دلم تنگ شد یکبار دیگه دورهم جمع بشیم و بیخودی به ترک دیوار بخندیم.(مشکل منم که نیستم)