eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
43 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
402 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
تموم شد لذت بردم🙂🤌 حالا شو خوش دوستان مقیم آسایشگاه روانی
خواب دو قسمت اول یه سریال جنایی عاشقانه که شخصیت اصلی ها داداش و زن داداشم بودن رو دیدم من نقش مکمل و پشتیبان زن داداشم رو داشتم 😭😂چرا بیدار شدمممممم ععععععععع من می‌خوام بخوابم جذاب بودددددد داداشم با تراکتور رفته بود تو در گاراژ و دره داشت میوفتاد رو من جاخالی دادم😭🤣جوذاب بود حتی بخش اعترافشون
هدایت شده از Yuro's Green Home.
خیلی خب این اولین تقدیمیمه؛ شما میتونید این پیام رو توی دیلی هاتون فور کنید و من با توجه به وایبی که بهم می دین،کارکتر oc تونو طراحی می کنم و استوری تونو زیرش مینویسم. چون سرچ سراسری خرابه یا حالا شاید دیلی ندارین میتونین توی پیوی و یا لینک ناشناس برای من تگتون رو ارسال کنید. چنل در زمان دادن تقدیمی ها برای عموم مردم باز خواهد بود✓ حتما این پیام بشه. ظرفیت: 10 نفر.
هر لحظه ممکنه عفتم از دستم در بره و بگم life so ... good 🙂از حرص البته
من هنوز اداره ام🤝
هدایت شده از WA Status
این پیامو فوروارد کنید توی دیلی یا پیویم و از میز تحریرتون عکس بدید؛ اگر میز ندارید جایی که معمولا پلاس میشید برای درس خوندن — Challenge
آسایشگاه روانی 🪖
این پیامو فوروارد کنید توی دیلی یا پیویم و از میز تحریرتون عکس بدید؛ اگر میز ندارید جایی که معمولا پ
دیر گفتی 😂🤌 بنده یک مسافرم درحال حاضر هیچ ندارم اتاقم بنایی عه و همه چیز وسط اتاق جمع شده خاک و خلیه https://eitaa.com/25832783/3349 یوهاهاهاها😔🤌
می‌خوام بشینم پیوی ها و کانال هارو سین بزنم ولی حسش نیست خلاصه که اگر دیدید گذر کردم از پیوی تون نگورخید
بچه ها موقع خداحافظی : مهدیه این سری هم اومدی اشک ما دوتا رو در بیاری؟ منی که به محض دیدن خانم کیانی و دست و دادن و بغل کردنش بغض کردم و صدام لرزید + منی که وقتی زهرا رو بغل کردم نمی خواستم ازش جدا بشم و اینکه بدون خداحافظی رفته بودم واسه جفتمون حسرت شده بود + همچنان منی که بهم گفتن الان حس از جبهه برگشته هارو داری همه دارن اسمت رو صدا میزنن و میان + منی که همه می گفتن چه تغییر کردی + منی که واسه اینکه اون یکی زهرا بزنه پس کله ام و حسنا بخنده و الا ولم نکنه تنگ شده بود + منی که دم آخر خانم علامی گفت حلالت نمی کنم + هزارتا منی دیگه ++++ منی تا ابد ++++ اوکی مدیونید فکر کنید تو حرم وایسادم تا مامانم بیاد و بغض کردم
من همیشه این وقت خسته بودم ولی تو رواق داشتم مرتب می کردم و با بقیه تو سر هم می زدیم و می خندیدیم🙂
کاش بیشتر قدرشو می دونستم
چرا آخر دبیرستان باید میومدم رواق؟