باز یاد امتحانات افتادم امتحانات هشتم ، همون روزا که خبر اومد حاج قاسم شهید شده همون روزی که یهو می دیدم یکی داره از کلاس وسط ازمون فرار میکنه بیرونو صدای گریه اش بلنده
من چند ساعت پیش حرم بودم و همه خوشحال بودن حتی جشن گرفتیم در عرض چند ساعت همه سیاه پوشو عزا دار شدیم به همین سرعت و به همین راحتی
باید بگم حضرت عباس هم وقتی که سمت تابوت شریف امام حسن ع تیرپرتاب شد به دستور ولی اش سکوت کرد تا عاشورا برسه
خودتون نتیجه بگیرید الان باید ساکت و منتظر بود نه اینکه غر بزنی بگی چرا چیزی نمیشه . ما مریدی هستیم که قبله عشقمون وعده هاش ردخور نداشته
خب الان یوکی میخوای چیکار کنم ؟ زنگ بزنم ؟ بیام پیویت ؟ نو کانال حرف بزنم بقیه بخونن/
یکبار جهت تکمیل کردن بگم : ما بچه های انسانی ( میگم انسانی چون رشته ام هست وگرنه توی ریاضی و تجربی هم این مفهوم پابرجاست ) میگیم اصل ها نیاز به اثبات ندارند چون یکسری بدیهیات هستند .
اینکه ایران ( بهتره بگم جمهوری اسلامی ایران) از مظلوم دفاع بکنه به هر قیمتی بدیهیاته یعنی یک اصله حتمیه . مسائل امنیت شوخی نیست و قوای نظامی هم چیزی نیست که با هر رئییس جمهور سیاستش عوض بشه .( چون در اصل زیر نظر رهبریه ) مبنا یک چیز بوده و هست .
ما باید صبر یاد بگیریم قبول کنیم . باید یکم موقعیت سنج باشیم . این به این معنی نیست که جبهه مقاومت جواب نمیده اتفاقا برعکس جواب میده خوبشم میده از حماس و حزب الله بگیر تا گروه های دیگه مقاومت و حتی ایران . اصلا این فرض که ایران هیچکاری نکنه جزئ محالاته ما سر ماجرای عین الاسد هم گفتیم یه خر کله زردی فکر کرد هی لبخند میزنیم یعنی ول شده سیاست های کلیمون . حاج قاسم رو ازمون گرفت ماهم یه چک افسری خوابوندیم زیر گوشش و گفتیم گمشو از منطقه برو بیرون .
اما قبول کنیم خیلی از حرف های الانمون حاصل جو احساسی غالب بر جامعه است . اره سخته دیدن قتل این همه ادم