eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
43 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
402 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌خوام بشینم پیوی ها و کانال هارو سین بزنم ولی حسش نیست خلاصه که اگر دیدید گذر کردم از پیوی تون نگورخید
بچه ها موقع خداحافظی : مهدیه این سری هم اومدی اشک ما دوتا رو در بیاری؟ منی که به محض دیدن خانم کیانی و دست و دادن و بغل کردنش بغض کردم و صدام لرزید + منی که وقتی زهرا رو بغل کردم نمی خواستم ازش جدا بشم و اینکه بدون خداحافظی رفته بودم واسه جفتمون حسرت شده بود + همچنان منی که بهم گفتن الان حس از جبهه برگشته هارو داری همه دارن اسمت رو صدا میزنن و میان + منی که همه می گفتن چه تغییر کردی + منی که واسه اینکه اون یکی زهرا بزنه پس کله ام و حسنا بخنده و الا ولم نکنه تنگ شده بود + منی که دم آخر خانم علامی گفت حلالت نمی کنم + هزارتا منی دیگه ++++ منی تا ابد ++++ اوکی مدیونید فکر کنید تو حرم وایسادم تا مامانم بیاد و بغض کردم
من همیشه این وقت خسته بودم ولی تو رواق داشتم مرتب می کردم و با بقیه تو سر هم می زدیم و می خندیدیم🙂
کاش بیشتر قدرشو می دونستم
چرا آخر دبیرستان باید میومدم رواق؟
چرا آنقدر زمان برای دیدن کم بود
اوکی اشک بقیه رو درنیاوردم ولی اشک خودم دراومد
اوکی این دو شب سخت بود برام
اینکه از خانواده سه نفری تون تو تنها فرد سالم باشی (اونم چه سالمی )
اینکه بعد از چندین ماه داداشت بیاد و کلی دلهره با خودش بیاره اینکه موهاش ریخته تو اون شرایط و اینکه کرونا گرفته
اینکه غذا نمیخوره و میگه مزه هارو حس نمی کنم
یه بار دیگه حس میکنم مدیون شهید فخری زادم بابت اینکه کرونا رفت بابت اینکه باز کسی رو از دست نمیدم بابت هزار و هزارتا چیز دیگه