یه هفت دقیقه ای هست دتا برادرزاده هام دنبالم می گردن و واسه راهنمایی شون از جان مایه گذاشته حتی صدای قرقاول هم دراوردم هنوز هم مخفی ام به نظرتون امیدی هست پیدا بشم ؟😂
بنده از پشت میز اتاقم با شما همراه هستم در انتظار اینکه یکیشون ترس رو بذاره کنار برگرده به اتاقم و منو بببینه
هیچ وقت فکر نمی کردم قیافه ام با یکی اینجوری اشتباه گرفته بشه🤣🤣🤣 لعنتیییییی
یه لحظه کرم درونم وسوسه ام کرد پدر رسی رو سیو کنم پوریای ولی🤣بهشم میخوره در یه حیطه کاری فعالیت داشتن تقریبا
هدایت شده از tacenda.
https://eitaa.com/31262414/1224
ما رو از مهدیه ی بدون لباس عروس میترسونه
زرشک