آسایشگاه روانی 🪖
ولی خوشحالم یه سریالی در دوران طفولیت درمورد یهود بود که هیچ کس یادش نمیومد و تقریبا دیگه حس می کردم
متاسفانه یا خوشبختانه زندم و سر ساعت پنج در اتاقم بودم
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🚩
پیامهای نخونده گوشیم اگه میوه بودند، الان از بوی کپک به فنا رفته بودم.
✓یاسمن فرضعلیزاده
@Ekhrajiha
باید بگم امروز که تا دو کلاس بودیم بعدش هم جلسه شورا بود تا سه و ربع طول کشید بعدم ده دقیقه ناهار خوردم تا چهار و پنج دقیقه صورت جلسه مینوشتم یه ربع پنج اومدن دنبالم و اینگونه شد که پنج خونه بودم وگرنه در اصل چهار و ربع کارم تموم شد