الان من از دوجا غمم گینه هم به خاطر لوفی هم اینکه گشنمه😭دومیه حتی باعث شده غمگینی بیشتری بر من تحمیل بشه هق چرا این خونه کاراش تموم نمیشههههههه
دو چیز هست که تموم نمیشه در انیمه ها : اولی تعداد ارک های کاراگاه کونانه که با پایان باز وارد ارک بعدیت میکنه و از معمایی مخاطب رو به معمای دیگه میبره یکی هم جون ویلن های وان پیسه 😭😂بابا اینو تا الان سه بار نا کار کردن چجوری هنوز این زنده است خداااااااااااااا بعد اون ایس ننه مرده .... لا اله الا الله
ولی هنوز نمی فهمم مشکل اینکه یکی برگرده بگه من بابای الکساندر اسمیتم چیه°^°
ولی هیچکس بهار نمی شد می گفتیم ادای یه پدر عصبانی و ناراحت و هزارتا حس واسش ردیف کردیم در بیار که اومده خبری درمورد پسر مفقودش بگیره بعد می دیدیم ته کلاس وایساده داره با بشکن ادای فندک درمیاره سیگار روشن میکنه میاد سمت پرستار🤣🤣🤣🤣بعد یوکی بود می گفت لعنتی ما عصبی میخوایم این کجاش عصبیه خو
یعنی بهترین دقایق امروز همون هفت هشت دقیقه ای بود که رفتم سراغ بچه ها درمورد اسمیت داشتیم نمایش می رفتیم😂هرچند یه جا یوکی کشکام رو ریزوند
داشت نقش پرستار رو بازی می کرد
یهو شکیب اومد یقه شو گرفت گفت پسرم کجاست یوکی هم داد زد کدوم پسر اصلا تو کی هستی
بعد منی که اون پایین نزدیک یوکی نشسته بودم یجوری حس یوکی بر من چیره شد تا لحظاتی تفکر می کردم شکیب کیه ؟ مگه بچه داشت؟ این پرستاره چی میگه😂💔
آسایشگاه روانی 🪖
من امروز فهمیدم اونی که توکلاسمون همواره خرو کتک میزنه و یجوری جواب سوال میده که تیکه کاغذای جویده ش
باید بگم من باهاش حرف زدممممممم خوشحالم که تونستم حرف بزنمممممم من از اول سال میخواستم باهاش حرف بزنم روم نمی شد من باهاش حرف زدممممممممممم
و اینکه فهمیدم intj عه شادیم فراوان تر شد نه چون intj هه(دوستان می دانند با یک سری از این تایپ زیادی دعوا دارم ) بلکه چون تو این کلاس تا دیدم یا estj بود یا infp فقط یه enfj بود تک اونجا بود یعنی دریغ از شناسایی یک عدد nt 😭😂