میگه شاعر که :
مهوش
پریوش
چه بد کرد
شوهر کرد
همه رو در به در کرد
همه شهر رو خبر کرد
هدایت شده از طنزیف 🎒
تا که چشمان تو از قافلهٔ خواب افتاد
رونق از روشنی مهر جهانتاب افتاد
برکه تا عکس رخ ماه تو را قاب گرفت
آب با دیدن روی تو دلش آب افتاد
خواستی تا ز سرِ زلف گره باز کنی
شانه در پیچ و خم زلف تو در تاب افتاد
تا وضو ساختی از چشمهٔ نور ازلی
زاهد از مسجد و از منبر و محراب افتاد
رهگذار سر کوی تو نیفتاد ز پا
با عیار تب عشق تو به سرداب افتاد
دل دریایی آیینه تباران شب و روز
گرد رخسار تو گردید و به گرداب افتاد
در ازل از گِل ما سکه بهنام تو زدند
تا که دل با نفس عاطفه در قاب افتاد
با غزلخوانی خورشید ( فراز) آمده ام
که نگاهم به تماشاگه مهتاب افتاد
#فراز_مردانی
🆔 @tanzyf ♨️
آسایشگاه روانی 🪖
تا که چشمان تو از قافلهٔ خواب افتاد رونق از روشنی مهر جهانتاب افتاد برکه تا عکس رخ ماه تو را قاب گر
زیباست
و اگر اشتباه نکنم وزنش همسانه فعلاتن عه(سماعی دارم میگم ننوشتم که بدونم)
منی که تیپ ممد با موهای بلند گیس شده زدم و داشت کشتی رفتم بیرون از اتاق :
دختر همساده مون: به تیپ ورزشکاری زدی که 😄
وی
وی : عغیییییی
ای بابا😔
من میتونم من میتونم این درس کوفتی رو تموم کنم چیزی نیست فقط چند ماه مونده و بعدش میتونم این کتاب رو بدون هیچ ناراحتی آتیش بزنم😄
به من انسان و محیط زیستم رو برگردونید این خزعبلات رو دوست ندارم😭همش ... لا اله الا الله من قراره فحش ندم