233.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بذار چیپسمو تو تاریکی پیدا کنمممممم
می خواست بگههههه می خواست اینو بگههههههه ولی چون اون اول گفت دیگه نمی خواد بگه و مرددهههههههه😭😭😭😭
خب چه کاریه بذارن ۲۲۲۲ تازه رند هم هست میتونن فال به نیکی بگیرن که خیلی خوب میشه نتیجه😔✨
هدایت شده از ایما | شخصیت شناسی انیاگرام
آسایشگاه روانی 🪖
. 🎊 روزتون مبارک ـ #type1 👓 ـ #type4 🤍 ـ #type5 🎓 ـ #type6 🔍 ـ #type9 🌸 آی های انیاگرام😃✨
تبریک گفته منم جزوشونم ولی نمی فهمم چرا 🗿
خب یک دو سه یک دو سه
چراغ کانال رو خاموش می کنیم تا سناریو بگیم .
خب روزی روزگاری هیرو یا یوکی داستان ما وقتی که داشته مسیر امتحان رو بر میگشته و روانه ایستگاه اتوبوس می شده سر فضای سبز یه پسر خیلی زیبا و با کمالات رو می بینه که انگار خدا همه آپشن های وجود داشته رو در اوشون قرار داده .(یاد خواستگار یه بنده خدایی افتادم😂) اینها فقط از کنار هم رد میشن و هیرو که یه گوشش به حرف های حسام بود و یه چشمش به اون پسره ، یک در نه صد دل عاشق جمال خداوندی میشه😔 خلاصه می گذره و هیرو میاد که فراموش بکنه ولی ولی تو مراسم شب یلدا که خونه مادربزرگش جمع میشن و داره با یکی از پسرای فامیل بازی می کنه تو زمان استراحت بحثی پیش میاد و میفهمه این بنده خدا با اون جمال خداوندی رفیقه (این سناریو واسه خودم رخ داده😂عاشق نشدم ولی به پسر زل زدم بعدا دربیاد فامیل بوده🤣) خلاصه که اره
آتیش زیر خاکستر هیرو مجددا شعله ور میشه پس فکر میکنه فکر میکنه خیلی فکر میکنه و در نهایت وقتی امتحانات و آزمون آخر هفته و ریاضی که در پیش داره و سلامت و فیزیکی که داده با نمراتش بهش فشار میاره متوجه میشه دیگه وقت وقته مزدوج شدنه پس پیام میده به پسر فامیل و ازش کمک می خواد✨🌛