eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
408 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
البته صبر کن شاید اعتراف نباشه . از یکی میخوای با کسی آشنات کنه؟
233.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بذار چیپسمو تو تاریکی پیدا کنمممممم
نه نمی‌کشم بیرون فعلا موضوع سناریو گیرم اومده
بذار این سکانس تموم بشه بعد میام سناریو رو کامل برات شرح میدم
می خواست بگههههه می خواست اینو بگههههههه ولی چون اون اول گفت دیگه نمی خواد بگه و مرددهههههههه😭😭😭😭
خب تموم شد من خمار آمدم
هدایت شده از اینجا
کامنت تراز ✨
خب چه کاریه بذارن ۲۲۲۲ تازه رند هم هست میتونن فال به نیکی بگیرن که خیلی خوب میشه نتیجه😔✨
. 🎊 روزتون مبارک ـ 👓 ـ 🤍 ـ 🎓 ـ 🔍 ـ 🌸 آی های انیاگرام😃
خب یک دو سه یک دو سه چراغ کانال رو خاموش می کنیم تا سناریو بگیم . خب روزی روزگاری هیرو یا یوکی داستان ما وقتی که داشته مسیر امتحان رو بر می‌گشته و روانه ایستگاه اتوبوس می شده سر فضای سبز یه پسر خیلی زیبا و با کمالات رو می بینه که انگار خدا همه آپشن های وجود داشته رو در اوشون قرار داده .(یاد خواستگار یه بنده خدایی افتادم😂) اینها فقط از کنار هم رد میشن و هیرو که یه گوشش به حرف های حسام بود و یه چشمش به اون پسره ، یک در نه صد دل عاشق جمال خداوندی میشه😔 خلاصه می گذره و هیرو میاد که فراموش بکنه ولی ولی تو مراسم شب یلدا که خونه مادربزرگش جمع میشن و داره با یکی از پسرای فامیل بازی می کنه تو زمان استراحت بحثی پیش میاد و می‌فهمه این بنده خدا با اون جمال خداوندی رفیقه (این سناریو واسه خودم رخ داده😂عاشق نشدم ولی به پسر زل زدم بعدا دربیاد فامیل بوده🤣) خلاصه که اره آتیش زیر خاکستر هیرو مجددا شعله ور میشه پس فکر می‌کنه فکر می‌کنه خیلی فکر می‌کنه و در نهایت وقتی امتحانات و آزمون آخر هفته و ریاضی که در پیش داره و سلامت و فیزیکی که داده با نمراتش بهش فشار میاره متوجه میشه دیگه وقت وقته مزدوج شدنه پس پیام میده به پسر فامیل و ازش کمک می خواد✨🌛