eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
410 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا اگر مامانم بود یهو می گفت اگر تجربی می خوندی اونوقت این مشکلات برات پیش نمیومد خواب های اینجوری هم نمی دیدی😐👨🏻‍🦼
این سریاله ... قسمت دهش ... خاطراتم ... این دختره دوتا دوستاش کنارش بودن ولی من سه سال پیش کسی نبود بگه من جای تو اینکارو میکنم تو گریه بکن . اگر تنها نبودم می شستم با لحظه به لحظه این قسمت گریه می کردم . خوبه وسط هفته دارم می بینم و زن داداشم نیست منو در حین دیدنش ببینه 👨🏻‍🦯عمرا اینو به کسی معرفی بکنم حس میکنم دفترچه خاطراتم باز میشه و لو می‌ره گذشته ام
ولی جوری که دختره گریه کرد من نکردم. و حتی وقتی اینکارو کردم که یکسال ازش گذشته بود و غم هام بیشتر شده بود جوری که می زدم رو پام می گفتم مگه دردهای من یکی دوتاست که واسه شون گریه کنم . من موندم این حال بدم واسه کدومشونه واسه کدوم یکی از اتفاق هایی که برام افتاده و فقط هم همون شب بود و تمام . دیگه خبری از این حال و هوا نبود .
هدایت شده از tacenda.
نکنه واقعا نفرین شدیم؟... 😂
نمی‌دونم درست نوشتم ولی خب😔✨
هروقت مامانم با یکی حرف میزنه و یکم سنگین و با حزن حرف میزنه و شخص پشت تلفن رو با لفظ عمه صدا میزنه چهار ستون بدنم می‌لرزه و گریه ام می گیره . دلم براش تنگ شده ولی حتی جرئت و توانایی رو به رو شدن باهاش رو ندارم . به خودم قول دادم هی نگم چرا این اتفاق سرش اومد سر هرکس دیگه ای هم ممکن بیاد کار خداست و نمیشه غرزد ولی خیلی سخته زیادی سخته
وای چرا امروز واقعا مثل روانی ها هی یه اتفاقی افتاده گریه ام می گیره
راستی راستی انگار نیاز به روان شناس دارم👨🏻‍🦼
132.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی دلم براش تنگ شده برای صورت ماهش که تو فیلم ها با بچه هایش گرفتم و همه باهم می خندیدیم .
حس می کنم هیچی از زبان بارم نی و قراره پایین ترین نمره کارنامه ام از زبان باشه البته بعد از سلامت😂