این سریاله ...
قسمت دهش ...
خاطراتم ...
این دختره دوتا دوستاش کنارش بودن ولی من سه سال پیش کسی نبود بگه من جای تو اینکارو میکنم تو گریه بکن .
اگر تنها نبودم می شستم با لحظه به لحظه این قسمت گریه می کردم .
خوبه وسط هفته دارم می بینم و زن داداشم نیست منو در حین دیدنش ببینه 👨🏻🦯عمرا اینو به کسی معرفی بکنم حس میکنم دفترچه خاطراتم باز میشه و لو میره گذشته ام
ولی جوری که دختره گریه کرد من نکردم.
و حتی وقتی اینکارو کردم که یکسال ازش گذشته بود و غم هام بیشتر شده بود جوری که می زدم رو پام می گفتم مگه دردهای من یکی دوتاست که واسه شون گریه کنم . من موندم این حال بدم واسه کدومشونه واسه کدوم یکی از اتفاق هایی که برام افتاده و فقط هم همون شب بود و تمام . دیگه خبری از این حال و هوا نبود .
هروقت مامانم با یکی حرف میزنه و یکم سنگین و با حزن حرف میزنه و شخص پشت تلفن رو با لفظ عمه صدا میزنه چهار ستون بدنم میلرزه و گریه ام می گیره .
دلم براش تنگ شده ولی حتی جرئت و توانایی رو به رو شدن باهاش رو ندارم . به خودم قول دادم هی نگم چرا این اتفاق سرش اومد سر هرکس دیگه ای هم ممکن بیاد کار خداست و نمیشه غرزد ولی خیلی سخته زیادی سخته
132.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی دلم براش تنگ شده برای صورت ماهش که تو فیلم ها با بچه هایش گرفتم و همه باهم می خندیدیم .
حس می کنم هیچی از زبان بارم نی و قراره پایین ترین نمره کارنامه ام از زبان باشه البته بعد از سلامت😂
هدایت شده از سید کاظم روح بخش
فردا جلسه ۲۳ چهل نامه
کوک کن خواب نمونی
و همچون رفیق دلسوز رفیق ات رو بیدار کن🥰
#چهل_نامه #سیدکاظم_روحبخش