خیلی دلم می خواد وارد فاز جنگجوم بشم و مثل قدیم دست به کاتانا بشم ولی خب حیف پیر شدم و زهوارم در رفته توانایی این عمل رو ندارم😔
فقط نارنجی باشه اسرائیلی نباشه بقیه اش اوکی
پ.ن: حالا جدی الان ور ندارید یه چی بفرستید یکاری بکنیدا😐یه چی گفتم
آقای دکتر گفتی بیخوابی طبیعیه قرص خواب بخورم ولی متاسفم تمایلی به خواب نداشته و قرص هام هم نگرفتم (ظهر کچل شدم از صحبت یک عزیزی که می گفت تو حوونی زوده واسه اینکه سر این چیزا قرص بخوری و چیزی نیست طبیعیه همه به هرحال یه مدت زمانی دلمون می خواد تنها باشیم و باید خودمون رو مجبور بکنیم بریم بیرون و اینجوری بودم که والا من چندین ساله دارم خودم رو مجبور به کارهایی که نمی خوام می کنم که الان وضعم اینه)✨ بگذریم اصلا هم به این ربط نداره که از سر شب دارم خاطرات یلدای پارسال رو مرور می کنم و بیشتر از موقعیت الآنم استرس می گیرم . همون روزی که همه شاد بودن من یه گوشه کز کرده می خواستم فقط تو زمین فرو برم و کل خاطرات روزم توهم خودم باشه نه یه اتفاق و حادثه
هدایت شده از ☆آبی خانم☆
خوب...
حالا نوبت من شده...
تقدیمی داریم🔥✨
تقدیمیمون اینجوریه که شما میاین این پیام رو توی چنلاتون فور میزنین...بعد من بر اساس نقشه چنلتون و ظاهر و رفتارتون میام
یه شخصیت جادوییتون از قبلیه زامبی ها و فرشته ها و شیطان ها و...
رو براتون به نمایش میگزارم
و یه زندگینامه کوتاه درباره این شخصیتتون میسازم درواقع حالت داستان کوتاهه...🌊
میخوام یکم دارکش کنم😈
_خنده شیطانی 😈😈
منظرتون هستم
البته این پیام رو میتونین به دوستاتون هم بدین من درخدمتم🔥
زیبا و شهلا بود 😔✨ حیف تموم شد هعیییییییی شیپ های جذابی داشت واقعاً هرکدوم هم متفاوت
نقطه اشتراکشون فقط این بود دخترا همشون خبرنگار بودن پسرا همشون رئسای یه شرکت بودن
یعنی عالی سه تا تفنگدار رفته بودن سه تا رفیق خبرنگار تور کردن باهاشون مزدوج شدن ( دراصل خبرنگارها اینکارو کردن ولی خب😂)
سریال مهلایی بود 😔✨
خب حالا وقت چیه ؟ اگه گفتی؟
وقت اینه از اتاق بیاییم بیرون و زندگی کنیم و شاد باشیم و این خزعبلاتی که هر سری جلوی آینه دستشویی به خودم میگم .