eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
40 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
398 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
فقط نارنجی باشه اسرائیلی نباشه بقیه اش اوکی پ.ن: حالا جدی الان ور ندارید یه چی بفرستید یکاری بکنیدا😐یه چی گفتم
من افسرده و خسته رو چیکار داری من کارم اصلا
من نگفتم بالا چشت ابروعه چرا حرف تو اکانتم میذاری؟
مگه بالا چشم پلک نیست؟✨
آقای دکتر گفتی بیخوابی طبیعیه قرص خواب بخورم ولی متاسفم تمایلی به خواب نداشته و قرص هام هم نگرفتم (ظهر کچل شدم از صحبت یک عزیزی که می گفت تو حوونی زوده واسه اینکه سر این چیزا قرص بخوری و چیزی نیست طبیعیه همه به هرحال یه مدت زمانی دلمون می خواد تنها باشیم و باید خودمون رو مجبور بکنیم بریم بیرون و اینجوری بودم که والا من چندین ساله دارم خودم رو مجبور به کارهایی که نمی خوام می کنم که الان وضعم اینه)✨ بگذریم اصلا هم به این ربط نداره که از سر شب دارم خاطرات یلدای پارسال رو مرور می کنم و بیشتر از موقعیت الآنم استرس می گیرم . همون روزی که همه شاد بودن من یه گوشه کز کرده می خواستم فقط تو زمین فرو برم و کل خاطرات روزم توهم خودم باشه نه یه اتفاق و حادثه
بالاخره برگشتن 👨🏻‍🦯میرم. بخوابم در نتیجه شوخوش
هدایت شده از ☆آبی خانم☆
خوب... حالا نوبت من شده... تقدیمی داریم🔥✨ تقدیمیمون اینجوریه که شما میاین این پیام رو توی چنلاتون فور میزنین...بعد من بر اساس نقشه چنلتون و ظاهر و رفتارتون میام یه شخصیت جادوییتون از قبلیه زامبی ها و فرشته ها و شیطان ها و... رو براتون به نمایش میگزارم و یه زندگینامه کوتاه درباره این شخصیتتون میسازم درواقع حالت داستان کوتاهه...🌊 میخوام یکم دارکش کنم😈 _خنده شیطانی 😈😈 منظرتون هستم البته این پیام رو میتونین به دوستاتون هم بدین من درخدمتم🔥
میترسم شرکت کنم توهم فرشته بهم بدی😂
زیبا و شهلا بود 😔✨ حیف تموم شد هعیییییییی شیپ های جذابی داشت واقعاً هرکدوم هم متفاوت نقطه اشتراکشون فقط این بود دخترا همشون خبرنگار بودن پسرا همشون رئسای یه شرکت بودن یعنی عالی سه تا تفنگدار رفته بودن سه تا رفیق خبرنگار تور کردن باهاشون مزدوج شدن ( دراصل خبرنگارها اینکارو کردن ولی خب😂) سریال مهلایی بود 😔✨
خب حالا وقت چیه ؟ اگه گفتی؟ وقت اینه از اتاق بیاییم بیرون و زندگی کنیم و شاد باشیم و این خزعبلاتی که هر سری جلوی آینه دستشویی به خودم میگم .
• خونه‌تکونی تایپ‌ها قبل از عید 🪣 پارت ۱ ـentp: بازم عید داره میاد وقتشه یه تکونی به این خونه بدیم!🗿 ـestj: باز زلزله به پا نکنی!!! ـentp: دا منظورم خونه‌تکونیه😔🗿 ـestj: اها.. پس خونه رو روی سرمون خراب نکنی!!! ـinfp: ـintp بیدارشو intp جان آقارضاا ـintp: بابا من خستم ولم کنین ـistj: بلند شو دیگه انگار توی اتاقت بمب ترکیده لاقل واسه رضای خدا رخت خوابتو جمع کن ـintp با عصبانیت دندوناشو روی هم فشار میداد. ولی به ناچار بلند شد و پتوشو جمع و جور کرد؛ فقط برای اینکه دیگه غرغرای istj رو نشنوه. ⠇ 🎭 ══════════════ ⠇ @Eema_MBTI