#روزهفدهم
من اینو میخوام باور کنم و باور دارم که این ما نبودیم که مسلمان شدیم این دعای حضرت زهرا سلام الله علیها بود مارو مسلمان و شیعه امیرالمومنین علی علیه السلام کرده:)))) دلیل مسلمان شدنم؟ ما آدما سرپناهی می خوایم داشته باشیم که آروممون کنه و کی بهتر از خدایی که میشه تسلیمش شد . همونی که وقت عصبانیت و ناراحتی میگم به نام خدا نماز / قرآن میخوانم قربه الی الله
#روزهجدهم
۱. خیلی فکر می کنم به همه چیز
۲. دلم نمی خواد کارهام رو توضیح بدم و حرف زدن برام اغلب سخته به جز بعضی جاها
۳. کمالگرایی مزخرف و سرزنشگر درون قدرتمند
#روزبیستم
۱. مجال
۲. حامد زمانی
۳. علیرام نورایی
جذب هر سه هم شدم به خاطر رگ غیرتی که رو دین و وطن دارن😂✨
#روزبیستویکم
عاشق باشن و عاشقی کنند . خودشون رو دوست داشته باشند و مثل من بقیه رو اولویت اول زندگی خودشون قرار ندن . در عین حال به این بهانه به کسی هم ظلم نکنند و سرباز باشن :)
آسایشگاه روانی 🪖
#چالش سی روزه🌝✌🏽 برای آشتی با نوشتن و دفتر و قلم(: 🌝روز اول: ده تا از چیزهایی که واقعا شادت میکنن
اگر می خواهید سوالاتش رو هم داشته باشید اینجا میتونید ببینید .
چطور میتونم صحنه ای که می بینم رو توصیف کنم ؟
صحنه زیباییه که تا حالا ندیدمش :) حتی تو ریواچ هم این سریال زیباست .
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
آرایش نظامی محلههای قم برای چهارشنبه سوری..
✓ ممبرگیر تنها
#چهارشنبه_سوری
@Ekhrajiha
زبانم قاصره😂والا بنیاد میگن به قولی محله فرهیخته ها اساتید و یه کسایی تو این مایه هاست اینجا خیلی سر و صدا نداریم🤣
مسئولین مجتمع نور قم : اینو ما چند روز پیش نداشتیم اومد اینجا دعوت شده بود؟ چرا دوباره این اینجاست ؟ چه خبرشونه؟ چه خبرشه ؟ چه خبرتونه؟
من با لبخند ژوکوند درحالی که روزه نمی گیرم ولی دارم افطاری دعوت میشم: ✨🌛
تو سریال دعواش کرد و گفت میدونی وقتی بدون دیدن صورتت فرستادمت اتاق عمل چه دردی داشتم؟ اینکه میدونستم چه عملیه حتی بدترش هم می کرد . کاملا می تونستم تورو روی تخت سرد که خوابیدی تصور کنم میفهمی چه دردی داشتم؟
و خب آره قشنگ این دیالوگ هارو زندگی کردم ✨ اونم نه یکبار بلکه چند بار
هنوزم ناراحتم از شک و تردید خودم
از اینکه صورتاشون رو ندیدم
از اینکه خودم با همچین تصوری لباس مشکی مراسمشون رو گرفتم اونم قبل از اینکه بمیرن
من کاملاً می فهمیدم چه عملیه و دارن چیکار می کنند
من هنوز که هنوزه از اومدن تابستون میترسم چون هیچ خاطره خوبی از تابستون برام نمونده
هنوزم میترسم یهو یکی زنگ بزنه بگه فلان اتفاق افتاده و مامانم بره شهرمون و من تنها بمونم قم
نمیدونم چطور رسیدم به ترسام ولی خب آره جناب بازیگر شما شاید این دیالوگ رو بگی و رد بشی ولی من اینو چندین بار تجربه کردم:)