به خصوص برای زینب ما
بگید خدایا یه دختر جوون جلوی چشم همسرش آب رفته
تا پارسال داشت می خندید داشت سرباز تربیت می کرد اما حالا مریض شده دیگه چیزی ازش باقی نمونده
هدایت شده از تأملات | تولايى
میگم که
یک عده ۱۸ شب،
بلکه دو ماه و ۱۸ شب!
شایدم تمام سال...
بندگی کردن، مناجات کردن، اشک ریختن
حالا با یک دل باز
یک روح نجیب و عفیف
مثل این شبا، میان در خونهات
میخریشون، بغلشون میکنی
پاک میشن و سال بعدشون رو میسازن
یه عده هم مثل من
تمام سال رو که خراب کردن هیچ
ماه مبارک هم خراب کردن؛
خراب نه ها، خراااااب
تمام دلخوشی این شبا اینه
که خدا، خدای دسته دومی ها هم هست...