eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
399 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم براش تنگ شد 🫠چرا سه قسمت اخرشو ندیدم؟ سریال به این مزخرفی و خوبی
سریال درمورد حضرت مسیح ع بود یادمه تو نظراتش همه میگفتن با پایان سریال نفهمیدیم بالاخره دجال بود یا مسیح 🤌
من میگویم در نمایش جلوه ای از زیبایی، ماه و آب هیچ تفاوتی ندارند . آب جلوه ماه را نشان می دهد و ماه جلوه ای از زیبایی پسر علی بن ابی طالب را
خداوندا ان شاءالله من و بچه های این کانال برن اربعین :)
دعایی بهتر از این نمیتونم بکنم مخصوصاً برای اونایی که نرفتن و عشقی که تو اون مسیره رو نچشیدن
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥁دمام، آوای تازه‌ای در آیین‌های عزاداری گراش 🏴 دمام‌زنی چند سالی است که کم‌کم جای خود را در میان آیین‌های عزاداری در گراش باز کرده است. هیات دمام‌زنی جوانان بنی‌هاشم(ع) آغازگر این آیین بود و هر ساله به جمع نوازندگان این هیات افزوده می‌شود. 🎞 سعید رجایی گوشه‌ای از عزاداری شب هشتم ماه محرم ۱۴۰۳ هیات جوانان بنی‌هاشم(ع) را در حسینیه اعظم گراش ثبت کرده است. 🔻با کیفیت بالاتر در یوتیوب هفت‌برکه ببینید: https://youtu.be/xp_tW1FCpQo ▪️▫️▪️ 🔴 7Berkeh.ir ✔️ Whatsapp : bit.ly/wa-ger ✔️ Instagram.com/7Berkeh ✔️ eitaa.com/Haftberkeh ✔️ t.me/HaftBerkeh ✔️ Ble.ir/7Berkeh
ولی فکر می کردم امسال این صحنه رو به چشم ببینم
گاهی اوقات دلم میخواد یقه برادرم رو بگیرم و بگم داری چیکارمی کنی به خودت بیاااااا مرددددددددد غالبا هم این شرایط نزدیک رفتنش رخ میده من نشستم عین یک intj پوکر برادرم که به شدت entp وار داره مثل پیرزن کفگیر خورده غر غر می‌کنه و با مامانم بحث راه می اندازه رو میبینم . واقعا روزگار غریبی است نازنین پ.ن : واسه اونایی که نمی‌دونن من entp ام و داداشم intj 🤌
بیخیال🤌 به هرحال که تا یه ماه دیگه داره می‌ره باید صبوری کرد 🧘🏻
این همه چالش چرخید تو کانال ها درمورد پارتنر و رفتار و اخلاق و غیره منم می‌خوام یه چالش راه بندازم . تو کانالاتون یه خاطره ، یه معجزه یا یه حضور واقعی از امام حسین علیه السلام که گفتید دقیقاً ته خط بودم و به دادم رسید رو ذکر کنید . لازم نیست حتما مال خودتون باشه حتی می‌تونه شنیده تون از یه سخنران یا یه شخص دیگه باشه
من برای خودم رو هزاران بار تعریف کردم . من خودم متوجه نمی شدم از معجزاتی که داره اتفاق میوفته تا اینکه یک حادثه و یک اتفاق پرده هارو برام کنار زد و دیدم عجب ! اگر خدا و اهل بیت علیهم السلام نبودن که منی نبود اصلا. فارغ از توسلی که به حضرت زینب سلام الله علیها میکردم تو سخت ترین لحظات که آروم و صبور باشم ولی خود امام حسین علیه السلام یجور خاص دیگه ای بود . اینکه میگن اشک بر آقا زندگی بخشه من بهش ایمان دارم . بغض بیست روزه ای که از غدیر داشتم رو تو مراسم دمام زنی امام حسین علیه السلام شکوندم . آخه یکجور عجیبی ان این خانواده که هرچقدر هم سخت باشه باز میگی پیش جام بلای این خانواده هیچه ! واسه همون خجالت میکشی برای خودت گریه کنی برای مصیبت امام علیه السلام و خانوادشون اشک میریزی. باور کنید الان یه آدم فاضل و عالم و عاقل میومد می‌گفتید بزرگترین معجزه و کمک ماورایی که به انسان میشه اشکه قبول می کردید ولی من میدونم آنقدر این اشک و این حیات با اشک برامون طبیعی شده که اصلاً باورمون نمیشه معجزه است . معجزه ای که تا توی موقعیتی قرار نگیرید که نتونید اشک بریزید قدرش رو نمی دونید .
سال قبل هم یه معجزه دیگه بود از نظرم که یک مرتبه امام طلبید و رفتم اربعین . تو حال خرابی که بعد امتحان تغییر رشته داشتم زنگ زدم حرم امام حسین علیه السلام و زار زدم . خیلی حالم بد بود . ترس اینکه نتونم تغییر رشته بدم و دوندگی های تو اداره واسه اینکه مدرسه ام دقیقه نودی عوض نشه . وقتی معاون زنگ زد و گفت دیگه مطمئن باشیم تغییر رشته دادی می‌خوایم جات دانش آموز پذیرش کنیم و اینکه حال که من خودم به قبولی امیدی ندارم . زنگ زدم گفتم من وقتی بابام بود هیچی نمی فهمیدم . یعنی تا اون موقع درکی از دادگاه و اداره نداشتم . درکی از استرس چنین مکان هایی نداشتم . بعدش هم که رفت دست به دامان پدرتون امیرالمومنین علیه السلام شدم ولی حالا دستم به حرم ایشون نمی‌رسه که گریه هامو پیشش ببرم . دست به دامان شما شدم (خلاصه کلی غر زدم و گریه کردم ) دو روز بعد خواب دیدم تو یه موکب خیلی بزرگ و سرخ بعد از اینکه مراسم تموم شد از پشت بلندگو اعلام کردن هرکسی اینجاست الان اسماشو بنویسه که همین امشب می‌خوایم حرکت کنیم برای پیاده روی اربعین . حتی توخواب نگران بودم که اگر من برم آخرین امتحانم چی میشه من هنوز به آزمون ندادم و مسئول پذیرش دقیقاً گفت « امام حسین علیه السلام درستش کرد . میریم اربعین وقتی برگشتیم میتونی امتحان بدی » خلاصه که سه روز بعد امتحان من راهی اربعین شدم بدون هیچ برنامه ای و فقط خودم و خانواده زن داداشم و داداشم . روز اربعین کربلا بودم و وقتی برگشتم نتایجم دقیقاً همون روز اومد و قبول شده بودم:))))