هدایت شده از طنزیف 🎒
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راحله:
«کجا رفتی؟ چه دیدی؟
بگو عبداللّه ... حقیقت را چگونه یافتی؟»
عبدالله:
«من حقیقت را در زنجیر دیدم،
من حقیقت را پارهپاره بر خاک دیدم،
من حقیقت را بر سر نیزه دیدم،
من حقیقت را ....»
#روز_واقعه
🆔 @tanzyf ♨️
آسایشگاه روانی 🪖
راحله: «کجا رفتی؟ چه دیدی؟ بگو عبداللّه ... حقیقت را چگونه یافتی؟» عبدالله: «من حقیقت را در زنجیر د
بهترین سریال:))) بهترین دیالوگ
ملت وقتی یکی از اعضای خانواده عصبی میشه میترسن . ولی منو مامانم از صبح هایی میترسیم که داداشم شاد و شنگول میزنه😭من مطمئنم این یه چی میکشه تغییر مودش از من سریعترههههههه
درحال مالوندن لپ ام از درد +
لپام بی حسه😭 مرددددددددد نمیدونی داری چیکار میکنی با زندگی خودت ، به من چیکار دارییییییییی
اگر در گذشته از احساسات مون حرف می زدیم شاید پایان بهتری نصیب مون می شد.
این دختر بعد بیست سال تازه داره خانوادش رو می شناسه تازه داره مجبور میشه از احساسات مدفون پشت منطق حرف بزنه😭🤌🤌🤌فکر نمیکردم به این زودی یه خفن دیگه رو ببینم ببخشید ازت بدم میومد تو فقط تو جای نادرستی بودی😭😭😭😭🤌🤌🤌🤌
به زور وسط خرید مامانم رو کشوندم تو مغازه عروسک فروشی که همیشه دلم میخواست برم توش ولی چون همیشه عجله داشتم نمی شد +
مغازه دار درحالی که داشت کالاهای کیوتش رو معرفی می کرد : میشه بپرسم برای چه رنج سنی میخواهید ؟ 👀
منی که با قد دراز و سراپا مشکی و قیافه ایکه تو خیابون ببینی فکر میکنی قاتل بروسلی رو دیدی : عااااااا
مامانم که مونده چجوری بگه واسه این دراز میخوام : عاااااااا ترررررر
خدا گاهی اوقات با بنده هاش شوخی میکنه
مثلا میگه خب قراره یه بنده خلق بکنم که از شلوار کوتاه و شلوارک متنفره؟ خب پس قدش رو آنقدر دراز میکنم که شلوار های عادی براش حکم شلوارک رو داشته باشه