اگر در گذشته از احساسات مون حرف می زدیم شاید پایان بهتری نصیب مون می شد.
این دختر بعد بیست سال تازه داره خانوادش رو می شناسه تازه داره مجبور میشه از احساسات مدفون پشت منطق حرف بزنه😭🤌🤌🤌فکر نمیکردم به این زودی یه خفن دیگه رو ببینم ببخشید ازت بدم میومد تو فقط تو جای نادرستی بودی😭😭😭😭🤌🤌🤌🤌
به زور وسط خرید مامانم رو کشوندم تو مغازه عروسک فروشی که همیشه دلم میخواست برم توش ولی چون همیشه عجله داشتم نمی شد +
مغازه دار درحالی که داشت کالاهای کیوتش رو معرفی می کرد : میشه بپرسم برای چه رنج سنی میخواهید ؟ 👀
منی که با قد دراز و سراپا مشکی و قیافه ایکه تو خیابون ببینی فکر میکنی قاتل بروسلی رو دیدی : عااااااا
مامانم که مونده چجوری بگه واسه این دراز میخوام : عاااااااا ترررررر
خدا گاهی اوقات با بنده هاش شوخی میکنه
مثلا میگه خب قراره یه بنده خلق بکنم که از شلوار کوتاه و شلوارک متنفره؟ خب پس قدش رو آنقدر دراز میکنم که شلوار های عادی براش حکم شلوارک رو داشته باشه
خدا هی میومده از لحاظ ظاهری منو خلق کنه هی از دستش لیز میخورد کل شیشه خالی میشد : قد بلند پای بزرگ شونه پهن
بعد خدا خواست که اخلاق رو اضافه کنه هی میومد شیشه رو برمیداشت هی از دستش لیز میخورد میوفتاد پایین میریخت رو زمین چیزی نصیبم نمی شد
فشاره که با نقش دوم و منفی این سریال قورت میدم . (الان که میخوام تعریف کنم حس میکنم فیلم ترکیه🗿)
یعنی اینجوریه که طرف برای انتقام زده دختری که دوست داشته رو مسموم کرده بعد شوهر دختره رو متهم کرده به مسمومیت دختره
دختره هم به این دستور مرگش رو داده
اونوقت هر سه تاشون برگشتن به عقب دوباره این مرتیکه چغازنبیل اومده میگه میخوام ازت محافظت کنم شاهدخت🦖🦖🦖بیا برو تو کوچه خلوت تره
هدایت شده از اینجا
چخبره واقعا؟
نمیفهمم
زیاد از محرم قبلی نگذشته بود
هنوز با وضوح یادمه از گربه توی
نیسان عکس گرفتم و فرستادم.
یا شعر محتشم رو تیکه تیکه فرستادم.
چجوری دوباره محرمه؟
اصلا این هیچی
کِی دوباره فصل غوره و آب غوره شد؟
چرا نمیفهمم چی داره میشه؟
خیلی ترسناکه
آسایشگاه روانی 🪖
چخبره واقعا؟ نمیفهمم زیاد از محرم قبلی نگذشته بود هنوز با وضوح یادمه از گربه توی نیسان عکس گرفتم
دوستان عبرت بگیرید سال کنکور اینگونه می گذرد😔
https://eitaa.com/25847176/3762
والا باید بگم به خیلی ها گیر داده بودی و برای این امر من باید به گالری ام پناه ببرم ببینم تو کدوم اسکرین از کی چی گفتی😭