باید میدونستم هروقت یکم شاد میشم یه خبر بدی میاد ، دیشب به خودم گفتم که نگفتم؟
ولی من میخواستم وقتی رتبه ام اومد اولین نفر به اون نشون بدم نه اینکه برم سر قبرش
میگن سال های دبیرستان هرکسی بهترین سالهای زندگیشه ولی من در تمام این تابستون ها سیاه پوش عزیزترین هام بودم
ولی درسته دخترداییم بود ولی خیلی جاها حکم خواهر بزرگترم رو داشت . حالا با خاطراتش چیکار کنم ؟ با هدیه هاش؟