ولی من میخواستم وقتی رتبه ام اومد اولین نفر به اون نشون بدم نه اینکه برم سر قبرش
میگن سال های دبیرستان هرکسی بهترین سالهای زندگیشه ولی من در تمام این تابستون ها سیاه پوش عزیزترین هام بودم
ولی درسته دخترداییم بود ولی خیلی جاها حکم خواهر بزرگترم رو داشت . حالا با خاطراتش چیکار کنم ؟ با هدیه هاش؟
دوستان باتشکر از تسلیتتون ولی من همینجوری هم حالم خوش نیست چه روحی چه جسمی لطفاً بیشتر اذیتم نکنید ممنون
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
من گریه نمیکنم، به جاش مدام یکی از پاهامو تکون میدم..
✓ Tada
@Ekhrajiha
جوری که این خانواده دوتا روضه میخونن یکی برای زینب و یکی برای حسینی که ده سال پیش فوت کرد
تو اوج جوونی به سخت ترین و شوک آور ترین حالت ممکن
حالا خواهر برادر دوباره قراره همو ببینن
همه میگن وای چه مهر قشنگی و من بیشتر آتیش میگیرم از هدیه ای که زینب بهم داد .
وقتی بابام فوت کرد فکر می کردم قلبم منفجر شده ولی کار میکرد
امروز که بردن خاکش کنن یخ زدن قلبم رو حس کردم سرد شده مثل قلب مرده