eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
400 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی جدی نمی بخشم جریان فکری که باعث شد علاقه مند بشیم به تنهایی ... به معاشرت نکردن و به زندگی خودم با خودم . علاقه مند بشیم به زندگی توی خونه های بزرگ مینیمالی و تنها ... حالا هی بگن رو پای خودت وایسا خودت باش تنها باش نمیگن ما توی جهان زندگی می کنیم . ما تنها نیستیم ما در مشکلات میتونیم کمک بگیریم نه توی چرخه بی پایان علاقه به کمک و کمک نخواستن گیر کنیم . هرچقدر آدم روح و ذات تنهایی پسندی داشته باشه بازم تا یه حدی ... بعد از یه جایی وحشتناک میشه . وحشتناک میشه زندگی تو خونه ای که وقتی برمی گردی کسی نیست بهت سلام بکنه . وحشتناک میشه زندگی که فقط ادای حال خوب بودن دربیاری تا بقیه نفهمن توی تنهایی در عذابی . وحشتناک میشه وقتی ناراحتی و گوش شنوایی نداشته باشه . وحشتناکه وقتی با خستگی صبح زود پاشی و غروب یا شب برگردی خونه و هیچ نوری تو خونه ات نباشه ! تنهایی تا یه اندازه خوبه ولی بعد از یه جا وحشتناک میشه
دلم تنگ شده واسه خونه های مادربزرگام حیاط بزرگ زمستون خونه ای که پاتوق دخترای فامیل بود و اتاق بزرگ مهمان که پاتوق خوابیدن و بازی کردن پسرا بود . مادربزرگی که همیشه روسری سرش بود و لنگان لنگان برات بستنی میاورد تا احساس تنهایی نکنی . صبحزود بیدار شدن هایی که بتونی همزمان با پدربزرگ مادربزرگ و عمه صبحونه بخوری ظرف میوه ای که همیشه وسط اتاق بود با فلاسک چایی و سینی و لیوان چون همیشه مهمون سرزده میومد . خوابیدن کنار هم روی زمین اب بازی هایی که تو حوض بزرگ بچگی هامون می کردیم . عروسی های نوه ها تو خونه مادربزرگ که پر می شدن از مهمون که بزرگترها شیفتی می خوابیدن با لیوان دور حیاط دویدن همدیگه رو خیس کردن بوته های گل محمدی و چندتا دونه درخت لیمو و نارنج و پرتقال ... ای کاش زندگی بچگی هام تو شهرمون بیشتر ادامه داشت . طولانی تر بود ... ای کاش اون زمان می دونستم و بیشتر لحظات رو بغل می کرد که فرار نکنه . خونه های پرنور که نمیذاشت تا لنگ ظهر بخوابی فرش های پر نقش قرمز رنگ دستباف هرچی فکر میکنم بیشتر اشکم درمیاد . چی شد که دیگه کسی علاقه ای به اونا پیدا نکرد ؟ مگه زندگی کنار دخترخاله پسردایی چش بود ؟ دیدن هرروز عمه و عمو چه مشکلی داشت که خودمون رو چپوندیم تو خونه های تنگ اپارتمانی ... نسل سوخته واقعی نسل بعد از مان که حتی درکی ازاین خاطرات حتی ندارن . زیبایی شو نمی فهمن و عظمت و شکوه لحظات رو حس نمی کنن.
والا هیچ خیری در تنهایی خوابیدن . تنهایی غذاخوردن و تنهایی زندگی کردن نیست . هیچ خیری در این نیست که تو بدونی یکی دیگه تو خونه هست ولی انگار نباشه ... شب بخوابه و صبح بره دو سه روز نیاد . هیچ خیری در این نیست که دور یه سفره کنار بقیه نباشی و منتظر بقیه نشینی تا غذا بخوری ... هی میخوام تموم کنم هی حرفام تموم نمیشه . من از تابستون ها بیشتر از 9 ماه تحصیلی آزار میبینم . خیلی بیشتر ... چون هیچ اثری از تابستون بچگی هام نیست . اون دورهمی ها و شادی ها ... نمیدونم اون موقع بوده و من درک نمی کردم یا واقعا الان هیچ اثری ازش نیست . فقط خونه خالی ... غذات رو گازه بخور ... درو قفل کن و مواظب باش تو تنهایی کاری نکنه .
هوا را از من بگیر اما متن و کتاب و رمان را نه ! خیلی تلاش کردم نخرم ولی خب تسلیم گشتم 🥱
هدایت شده از Hush...!
از فردا بجای اوشین، افسانه خورشید و ماه رو قراره بذاره دیدن کیم سوهیون توی تلویزیون حس عجیبی داره😔✨😂🤌🏻
مخصوصا بعد از اینکه من خیلی جدی ملکه اشک هارو دیدم دیگه نمیتونم اونجوری تصورش کنم
آسایشگاه روانی 🪖
هوا را از من بگیر اما متن و کتاب و رمان را نه ! خیلی تلاش کردم نخرم ولی خب تسلیم گشتم 🥱
ولی رکب خوردم کیومرث باید درمورد 265 روز دلنوشته توی کتاب می بود نه اینکه روز 200 اخرش بزنه پایان
اینم تموم شد . خیلی عجیب بود توش اژدها نماد خوبی نبود 😂ازونور به طرز شگفت اوری اب نماد پلیدی بود اتش نماد خیر و قهرمان اصلی و اینا اصلا شگفت اوره
شما عاشق آیرون من میشید من عاشق نژا 😔ما اصلا مثل هم نیستیم . حالا درسته یه جاهایی شبیه لیان اسکلتی بود ولی بازم همون نژا 😔😔😔😔😔✨✨✨✨✨
آسایشگاه روانی 🪖
شما عاشق آیرون من میشید من عاشق نژا 😔ما اصلا مثل هم نیستیم . حالا درسته یه جاهایی شبیه لیان اسکلتی
همینجوری اینو سرچ بکنید جای چیزی که من دیدم یه چیز دیگه براتون میاره حالا از ما گفتن بود 🌛
شاید واقعا باید مثل خوابم برم دکتر بشم ...
با کلی استرس ماساژ قلبی و احیا و اینا تا اون شخص خاص رو رسوندیم به امبولانس وقتی ببرگشتم پیش متخصص بیهوشی پاهام سست شد همه فکر کردن غش کردم منو یه گوشه خوابوندن . حتی تو خواب هامم بعد شوک یه واکنش رو دارم ولی خب طرف هرکسی نبودددددددددددد استادم بودددددددد😭😭😭😭🧑🏻‍🦯🧑🏻‍🦯🧑🏻‍🦯🧑🏻‍🦯