درود بر ایوا جان🌛✨
رفتن و خودزنی کردن که این ایو با اون ایو فرق دارهههههه مغزممممم)))
اونوقت من درحالی که دارم به چوخ میرم چادرمم به چوخ رفت( ⚈̥̥̥̥̥́⌢⚈̥̥̥̥̥̀)
خاطرات مشهد ... اردو:))) دلم تنگ شده
روم فشار بود ولی ای کاش یه هفته بود نه سه روز
من مشهد میخوام
با مامانم
و دوستام
هدایت شده از Hush...!
https://eitaa.com/31008262/6156
https://eitaa.com/31008262/6158
دیگر تنها... گریه حالم(حالت) را میداند، از عشق... دلتنگیهایش میماند... جا ماندی... آهایدل... ایموجِ... بیساحل... :)
چیزی که یه دختر بچه ۶ ساله ازم فهمید : کت نوار رو دوست داری چون همیشه مشکی پوشیده تو هم همیشه مشکی میپوشی🌛✨
بعد ازونور کوله خالی ام رو دید گفت چرا کوله ات رو آوردی ولی توش خالیه ؟ گفتم چون چند وقت دیگه باید بریم مدرسه دیگه 😔هنوز بهمون کتاب ندادن خالی اوردمش که کتابام رو خریدم بذارم توش
بعد کشوند قضیه رو به تولد و اینکه تا حالا تولد چجوری گرفتی(تم تولد منظورش بود🌛) و منی که کیک هم به زور واسه تولد می پذیرم ::::::
اینا به کنار
چرا اینهمه بچه های فامیل همشون دارن میرن کلاس اول
زمان ما آنقدر کلاس اولی نداشتیم
به جز برادرزاده هام دلم نمیاد دل بقیشون رو بسوزونم که هع من تموم کردم ༎ຶ‿༎ຶ ناراحتم