یجوری خاموشیه و همه خوابیدن و من تو اشپزخونه دارم میلمبونم و نون پنیر و میوه میخورم که حس میکنم گویا فردا قراره روزه بگیرم
آسایشگاه روانی 🪖
یه سریال با موضوع دادگاه دارم می بینم شخصیت اصلی یه زن intj عه و کاپلش یه infp و پس زمینه یکی داریم
کارکترش داره من میشه با اینکه تازه قسمت 6 ام🌛💔همونقدر من که جذب ادمای خوب میشه ولی سر یه چیز حیثیتی باهمون مشکل پیدا میکنه و اذیت میشه
آسایشگاه روانی 🪖
کارکترش داره من میشه با اینکه تازه قسمت 6 ام🌛💔همونقدر من که جذب ادمای خوب میشه ولی سر یه چیز حیثیتی
مهم نیست چقدر منه مهم اینه نالایق و ضعیفه ترحم برانگیزه
هدایت شده از WA Status
نهچان وارد اتاق شد، رفت جلوی میز آرایشش و لنز هاش رو درآورد؛ با پد الکلی آرایشش رو پاک کرد و نفس عمیقی کشید. نه چان من حتی بدون آرایش هم خیلی زیبا بود! لبخندی زدم و از زیر تخت بیرون اومدم و گفتم:
– یوهووو!
از حضور ناگهانیم ترسید، برگشت و با دیدنم جیغ زد و بی معطلی فرار کرد. درسته که حسابی ترسوندمش، اما راستش این بازی وقتی زنده بودم بیشتر کیف میداد!
#میساکیوانشاتس_بااندکیتغییروتلخیصازنویسندهاصلی
آسایشگاه روانی 🪖
نهچان وارد اتاق شد، رفت جلوی میز آرایشش و لنز هاش رو درآورد؛ با پد الکلی آرایشش رو پاک کرد و نفس عم
حقیقتا با اخرش به خودم میگم نباید اینطوری می شد😂
هدایت شده از سبزنوشته┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
الان بگو کیو پاک کنم دقیقا ؟ مسئول اموزش پرورش رو ؟ اقای عبدالهی رو ؟ مسئول ثبت نام مدرسه رو ؟ قلمچی و کوفت و زهرمار رو ؟ بهم بگو کدوم خری رو پاک کنم الان که نیم ساعت پیش داشتم گریه می کردم
هدایت شده از ‹ ִ ۫ BadTwitt ᝰ🍫 ࣪˖
بدتوییت
هر وقت گفتم زنگ زدی ندیدم دارم دروغ میگم چون هم صدا میده، هم ویبره، تازه نورم داره، تازه نوتیف هم رو ساعتم میاد.
𝖢𝗁𝖺𝗇𝖾𝗅 : @Bad_Twitt 🍟🍕›