eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
404 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
حتی گریه های بلند هم مداوا نمی کند زخم های عمیق...
شرکت خوشگوار هم باید بذاریم تو لیست تحریم یعنی؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خوبه دیگه اسرائیل داره یکاری می‌کنه به سبک زندگی سالم نزدیک تر بشیم
هنوز غم صبح تو وجودمه
دلم بغل میخواد بغل واقعی ازونایی که میگن چیزی نیست من اینجام و نیاز نیست ناراحت باشی
خیلی سخته که فکر کنی گذشتی ولی تو هنوز تو همون برهه قفل شدی
حالا چیکار کنیم؟ مشخصه یا میریم نهاد یا میریم مقبره شهدا✨به هرحال یکی از اینجا ها فضا واسه گریه کردن داره✅
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دیروز هزار بار دیدم این سکانس رو هر بار بیشتر از قبل غمگینم میکنه🚶🏻‍♀
بذارید موقعیتم رو عوض کنم یه خلاصه ای از سر بیکاریم میدم
بیکاری که چه عرض کنم ولی خب
داستان اونجایی شروع میشه که ما یک شخص عزا دار رو روبه روی یک سنگ قبر میبینیم و ماجرا آغاز میشه داستان وی زی چی خوش‌گذران و عیاش که فرزند سهامدار یکی از شرکت های دانش بنیان و بزرگه و همینطور منشی اش که گندکاری هاشو ماست‌مالی می‌کنه ازینجا به بعد اسپویل خالصه 🤝✨واسه کسایی که میخوان ببینن باید بگم سانسور نداره و خب یه چی تو مایه های کایروس و دبلیوو چندسریال با ماهیت سفر در زمانه خیلی جاهاش از نظر فیلمبرداری و اینجور چیزها ، بازیگری و حتی داستان پردازی و شخصیت پردازی ایراد های زیادی داره ولی خب خوشم اومد🤝حالا اگر میخواید ببینید ، بگید اسم بدم. ادامه میدم بعد از یکی دو قسمت متوجهه میشیم وی زی چی حقیقی بسیار با اون پسرک عیاش و دخترباز فرق داره و همه اینها نقشه ای هست برای محافظت از خودش ، منشی اش و پیدا کردن داستان پشت مرگ پدرش به خاطر وصیت پدرش تا روز جلسه سهامدارها و تبدیل شدن به مدیرعامل رسمی امنیت داره ولی به محض رسیدن اون روز به قتل خواهد رسید. اما اتفاقی که میوفته درگیر شدن منشی اش توی این ماجراها و اقدام به قتلشه در اولین اقدام وی زی چی اونو اخراج می‌کنه و با پارتی بازی و جعل مدارک جوری جلوه میده که انگار سرطان حاد داره و تا روز مراسم در تلاشه اونو در بیمارستان نگهداره(مشخصا ناموفقه) گوشی منشی اش یعنی یوان شیا می‌شکنه و گوشی قدیمی که از پیرمرد طبقه بالایی داشته رو روشن می‌کنه بعد از مدتی تماس های مشکوکی از یک مرد سر ساعت دوازده باهاش گرفته میشه و دو دقیقه بعد به پایان میرسه و چیزی که فرد پشت تلفن میگه اینه که دنبال وی زی چی نرو که کشته میشی حالا از جزئیات خارج میشیم 🤝 سریال درمورد همینه شرکتی که پدر وی زی چی اون رو داشت و محصولی که تولید کرده بود و وی زی چی شروع به ادامه دادن راه پدرش کرده بود ، تلفن دو گانه فضا و مکان بود . نسخه ای که آنچنان پیشرفته نبود و فرد میتونست فقط ساعت دوازده ظهر با یکسال قبل دارنده گوشی تماس بگیره فرد پشت گوشی که بارها و بارها به یوان هشدار مرگ داده بود کسی نبود جز خود وی زی چی که سوگوار یوان شیا بود . دختری که تو سخت ترین زمان های زندگیش اونو از خودکشی نجات داده بود و بهش امید داده بود و عاشقش بود (دختره اسم پسره رو نمی‌دونست فقط داداش صداش می زد🤝درنتیجه نمیدونست این اونه) در پی این داستان عاشقانه و هزار اتفاقی که میوفته ، بارها و بارها این دختر تلاش می‌کنه از مرگ فرار کنه و نمیتونه تا اینکه وی زی چی آینده تصمیم جدیدی میگیره 🤝خودشو قربانی می‌کنه و حالا دختر باید تلاش کنه تا اون رو نجات بده بارها و بارها اینها همین کشمکش رو دارن این لحظه ای هم که فرستادم مال قبل از مرگ پسر بوده که باهم رفتن کیوسک تلفن مخصوص و برای یکسال آینده برای دیگری صوت ضبط کردن و فرستادن :) این تصویر یکسال آینده ای هست که پسره مرده و دختره زنده مونده ادامه اش رو یکم بعد تر میگم