قابلیت اینو دارم مثل شوهر عمه ها بگم یکسال من تو نماز بودم😂(پنج دقیقه قبل سال تحویل نمازم شروع شد تا وقتی سالن کاملا خالی شد🤣)
از کی دیگه نتونستم یه شب بی دغدغه و نگرانی یا بدون گریه و بغض بخندم و حرف بزنم؟
226.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/67472978/124
واکنش صادقانه خدا به حرفت :
خب دلم میخواد بشینم برای یکی خورد خورد زر زر کنم ☕️
مثلا براش بگم از اینکه همه امشب به حرفم خندیدن اشکشون هم بابتش دراومد و قبول داشتن ولی خب پاش بیوفته بازم همون حرف رو میزنم
آخه میدونی ؟ شاید برای بقیه از نظرشون حرفم غیرمتعارف باشه(نه غلط) ولی عمق درد رو نمیتونستم به داغ یا داغ سنگین عنوان کنم
اونی که مادربزرگم کشید فقط یه داغ یا یه داغ سنگین نبود
ازون تیرایی بود که صاف و مستقیم میرفتم جلو و میخورد اونجایی که نباید و جاش تا مدت ها اذیتت می کرد
واقعاً داغ دل بود
نه فقط برای مادربزرگم که برای هممون ولی اون بیشتر
چون مهرش بیشتر بود و اره خلاصه
یا مثلاً بگم از اینکه دایی عزیزم رو دیدم✨و تو چه دانی علاقه کودکی ام تا به همین حالا نسبت به این دایی ام چقدر خاصه✨✨✨و لطفش یا هر کار و صحبتش چقدر تو ذهن من میمونه ✨✨✨اصلا اکلیلللللللل
یا مثلاً بگم هنوز سرفه هام خوب نشده ✨✨✨و بعد افطار جوری سرفه میکنم که یا حالم بد میشه یا میخوام دل و روده ام رو از دهنم انگار خارج کنم(از شدت وحشتناک بودن)
و این مشکل وقتی که روزه ام واسم کمتر پیش میاد حالا موندیم چند ساعت غذا نخورم میتونم از دست این سرفه ها خلاص بشم یا کمتر اذیت بشم