سه شب گذشته خود را چگونه گذراندم؟ با گریه کردن و ناتوانی در خوابیدن ✨
فکر نمی کردم چنین موضوعی باعث بشه آنقدر حالم بد بشه
من تا جمعه اگر زند نموندم روی قبرم بنویسید مرحوم از ناشناخته ای که منتظرش بود دغ کرد و مُرد
شاید با خودتون بگید مگه قرار نبود این روانی بره یه مدت نباشه که باید بگم اگر همین چندخطارو یجا ننویسم میدونم دیگه واقعا نمیتونم خودمو کنترل کنم
آخرین دعایی که میتونم تو این هوای بارونی بکنم برای رهایی از فشار اینه ظرف قدش از کن کوتاه تر باشه و مامانش خوشش نیاد🗿🤌🏻
هنوز هم میگم هیچ وقت فکر نمی کردم تو یه جلسه سوپرمذهبی استاد برگرده خطاب به ما باشه و توبیخمون کنه که چرا تا حالا کنسرت نرفتیم☕️
در حد خر کار دارم
درحد خر دارم کار میکنم و خستم
تموم نمیشن و حتی نمیتونم از افکار مزخرف و غم بی دلیلی که دارم رها بشم
ولی من واقعا این موضوع بهم برخورد
و اینکه درسته بقیه(خانواده) نفهمیدن چقدر این حرف مزخرف بود ولی هم اتاقی هام برگشتن گفتن ما مهدیه رو از سر راه نیاوردیم و اگر نمیتونی از خودت دفاع کنی تا ما بیاییم دعوا🥲دل گرم کننده بود
رندوم ترین اتفاقات وقتی منو تنها ول می کنن تو دفتر🗿🤌🏻کسی بلده نحوه راه اندازی کامپیوتر؟