ولی دیروز رسما کف کردم
قرار بود پیام بدم نمیدونم چی شد به زنگ زدن ختم شد و مکالمه «سلام عزیزم خواستم بپرسم دوره فردا رو شرکت می کنید یا نه»😭😂 رسماً کف اتاق نشسته بودم جیغ زدن
روزم داره تموم میشه به اتاق رسیدم و اخرای کارای روزانه ام و ... دلم میخواد گریه کنم
و گاهی اوقات رزق ات یا امداد الهی زندگی ات همون رفیقی عه که یهو موقع حال بدیت وقتی داری قدم میزنی تو حال خودت بهت بگه التماس دعا تا یکم بشینی حرف زدن
چهارشب بود کسی توجه نمی کرد از بچه های اتاق که حالم وحشتناک بده
و سنایی که از روز اول گفت چی شده و اگر خیلی حالت بده که دوره نمیایی میخوای بریم قدم بزنیم حرف بزنیم تا امشب که بغلم کرد و باهام حرف زد تا آروم بشم