ععععععععععععععععع الان پیوی یکیو میخوام ویس بدم توش فقط جیغ بکشمممممم شانکس اومدهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه یندصتضنننضنضننضنضتایذیاعیتثتیتستتسنسپپسپسپپسنسنتسسددستیتستتستتستستتستستتستستتصتدسدیتی
شاید بگید از عدم سلامت روان برخوردارم این حرفارو میزنم ولی خب ☕️همونجور که مستحضر هستید فشار روم بیشتر شد زدم رو اون دنده که با بکوب چیز میز دیدن خودمو پرت کنم
آکاگامی اومد و ازشون خواست کشته هاشون رو دفن کنند و جنگ رو تموم کنند. بدون ریختن قطره خونی اون این جنگ رو به پایان داد:» ✨
گفت درون مهدیه یدونه بچه هم هست که خیلی کوچیکه چادر مامانش رو گرفته و هی صداش میزنه ولی مامانش داره با خاله اش حرف میزنه و تهش یه دادی هم اون وسط سر اون بچه بکشه، تو نقش اون مامانه رو برای خودت داری بازی میکنی
چه توصیف دقیقی بود از نفیسه درونم
شاید تنها کسی بود اینطوری تونست کمکم کنه نمیخوام قبول کنم ولی انگار متوجه می شد منظور حرفام چیه و تفسیر به خیر نمی کرد حرفام رو درک می کرد و کلاف ذهنم رو باز می کرد تا مرتب کنه🥲🥲🥲🥲
ولی سابو و ایس بیست ساله خیلی خوشگل تر و هات تر از ده سالن🤌🏻🗿هرکسی هم مخالفه میتونه بره پیش چشم پزشک پسرامو خوشگل نمیبینه ایش ایش