گفت از گارام متنفره ولی در نهایت شادی بعد از ترای ای که انجام داد همون شادی قهرمانش، گارام بود:»
رشته ای بر گردنم افکنده دوست
می کشد آنجا که خاطرخواه اوست
خدایا لطفاً مثل سفر کربلا نشه
بذار فقط یه بار از دور ببینمش از دور راضی ام به دیدنش فقط تو اون نقطه جغرافیایی باشم