𝘓𝘢𝘣𝘺𝘳𝘪𝘯𝘵𝘩
"Based on reality" با صدای مامانم از خواب بیدار شدم. آفتاب نیمه جون بود. اولش دنیا مثل همیشه بود، مو
صادقانه بگم امروز که روز توعه، تقویم برای من با همیشه فرق داره؛ به جای آرزو کردن برای اینکه تو همین لحظه کنارت باشم باید بشینم و این کلمات رو راهی مسیری کنم که ما رو از هم دور کرده. حالا تولد تو یادآور اون هزاران کیلومتریه که بین دستهای من و تو فاصله انداخته. این حال میخوام بدونی که این دوری چیزی رو عوض نکرده. من هنوزم اینجام و با تموم وجودم بودنت رو جشن میگیرم. تو هدیه دنیایی، حتی اگه دنیا تصمیم گرفته باشه تو رو اون دوردستها نگه داره. امروز میخوام سکوت نبودنت رو با صدای بلند آرزوهام برای خوشحالیت پر کنم.
تولدت مبارک؛ عزیز قلب دور من!
امیدوارم اونجایی که هستی، آسمون همیشه به اندازه تموم دلتنگیهای من برات روشن باشه...
My Blueberry🎈
ღBlueGirl