هدایت شده از •·کالیگو·•
خودت را کجا گم کردی؟
از آن گوشه کنار های دوردستِ ذهنم چیزی از تو احساس میکنم
شاید..شاید صدای نواختن یک ملودی با پیانویی که رنگ روی آن پاشیده؟
اما نه، آن تو نبودی
بلکه وجود ژرفی از تو بود که دیگر در تو نمیبینمش!
آهای، آیا تو خود خودت را گم کردی یا در میان تقلاهایت گم شدی؟
هویت دادن آسان نیست، اما سخت هم نیست؛
بر صورتت نقاشیهایی کشیدم. اما نه همانند یک نقاش، بلکه همچون یک جستجوگرِ آشفته.
چشم بسته رنگهارا برداشتم و بر بومِ وجودت پخش کردم، همانقدر نامنظم، مانند زمانی که تورا میشناختم.
هویتی از تو در بومِنقاشیام ساختم.
ولی بازهم تو نشدی!
اوه، پس شاید.. شاید این من بودم که تورا گم کردم؛ کجا گم کردم تورا؟..